بازخوانی عوامل پیدایش مدعیان دروغین مهدویّت و گرایش مردم به آنان – بخش 2

0

بعضی از سران فرقه‌های غلات مانند مغیریّه، از قیام‌های علویان بر ضد حکومت عباسی سوء استفاده می‌کردند و با ادعای مهدویت، سعی در جذب نیرو به سوی خود داشتند. مغیریّه ادعا داشتند محمد بن عبدالله بن حسن معروف به نفس زکیه که بر ضد بنی عباس و حکومت منصور قیام کرد و کشته شد، مهدی است و کشته نشده است؛ بلکه در کوه‌های ناحیه حاجز بین مکه و نجد قرار دارد.

 

بخش قبلی

 

4. فزون طلبی و زیاده خواهی

دلبستگی به دنیا، یکی از زمینه‌های افکار التقاطی و منحرف است که متأسفانه دامن اندیشه مهدویت را نیز در بر می‌گیرد. این زیاده خواهی و دنیاطلبی، تحت عناوین مختلفی می‌گنجد که عبارتند از:

4-1. تضعیف رقیب

در طول تاریخ می‌بینیم عده‌ای برای تضعیف رقیب و در کشاکش رقابت‌های سیاسی و نظامی، اندیشه اصیل مهدویت را هم بی‌نصیب نگذاشته و با اتهاماتی واهی، رقیب را به ادعای مهدویت متهم می‌کنند.برای مثال عده‌ای بر این باورند که «مختار بن ابی عبیده ثقفی» برای پیشرفت نهضت و قیامش مهدویت «محمد بن حنفیه» را مطرح کرد؛ ولی بررسی‌ها و کاوش‌های تاریخی، ما را به این نکته رهنمون می‌سازد که این، اتهامی واهی است؛ زیرا دشمنان مختار درصدد بودند که اولاً: چهره قیام مختار را از حالت یک قیام مذهبی به یک قیام اعتقادی تبدیل کرده و آن را بدعتی در دین اسلام معرفی نمایند. ثانیاً: این تبلیغات منفی، بهانه‌ای برای سرکوب دیگر قیام‌های شیعی باشد (صفری فروشانی، 1378: ص85 و 86).

نمونه‌ای دیگر، «عبدالله بن معاویه بن عبدالله بن جعفر بن ابی طالب» است که[3]در سال 127ق‍ در کوفه بر ضد فرماندار منصوب بنی امیه قیام کرد. وی در جنگی که بین او و «ابن هبیره»، سردار سپاه بنی امیه روی داد، شکست خورد و در سال 129 ق در هرات کشته شد (جزری، 1407: ج5، ص5).عبدالله از دو سو مورد حمله بود؛ هم از سوی بنی امیه که بر ضد آن‌ها قیام کرده بود و هم از سوی بنی عباس که او را رقیب اصلی خود می‌دانستند. این هر دو گروه، تبلیغات وسیعی را بر ضد او به راه انداخته بودند. اتهام ادعای مهدویت او نیز صرفاً برای تضعیف و خرافی جلوه دادن عقاید بود (صفری فروشانی، همان: ص91).

4-2. ادامه حیات فرقه ای

بعضی از سران فرقه‌های غلات مانند مغیریّه، از قیام‌های علویان بر ضد حکومت عباسی سوء استفاده می‌کردند و با ادعای مهدویت، سعی در جذب نیرو به سوی خود داشتند. مغیریّه ادعا داشتند محمد بن عبدالله بن حسن معروف به نفس زکیه که بر ضد بنی عباس و حکومت منصور قیام کرد و کشته شد، مهدی است و کشته نشده است؛ بلکه در کوه‌های ناحیه حاجز بین مکه و نجد قرار دارد.

4-3. سوء استفاده‌های مالی

عده‌ای با مطرح کردن مهدویت امامی از امامان شیعه که از دنیا رفته بود، خود را جانشین او در زمان غیبتش معرفی می‌کردند و بدین وسیله برای خود مال و مقامی کسب می‌کردند. مهم‌ترین مصداق این جریان، سران «واقفیه» می‌باشند. سران این فرقه پس از شهادت امام کاظم علیه السلام به دلایلی از جمله سوء استفاده‌های مالی، امامت حضرت رضا علیه السلام را نپذیرفتند و ادعا کردند موسی بن جعفر علیه السلام همان مهدی است و در غیبت به سر می‌برد.این انحراف که بسیاری از عالمان و راویان شیعه را در کام خود فرو برد، به چندین شعبه تقسیم شد و مشکلات فراوانی را برای امامان بعدی به وجود آورد. شیخ طوسی رحمت الله علیه می‌نویسد:

اولین کسانی که قائل به وقف شدند، علی بن ابی حمزه بطائنی، زیاد بن مروان قندی و عثمان بن عیسی رواسی بودند که به طمع اموال، به دنیا رو کردند و گروهی را با پرداختن اموالی که خود به خیانت برداشته بودند، با خود همراه نمودند …. یونس بن عبد الرحمان گفته است: در زمان شهادت امام کاظم علیه السلام نزد نمایندگان آن حضرت، اموال زیادی بود که طمع در آن‌ها باعث شد در آن امام توقف کنند و وفاتش را انکار کنند (تا اموال را به امام بعدی نپردازند) و برای خود بردارند.

نزد زیاد بن مروان، هفتاد هزار دینار و نزد علی بن ابی حمزه، سی هزار دینار بود. من که حقیقت امامت امام رضا علیه السلام را دریافتم، مردم را به او دعوت کردم؛ اما آن دو نفر بیست هزار دینار برای من فرستادند و پیغام دادند که دست از این کار بردار. ما تو را بی‌نیاز می‌کنیم؛ ولی من امتناع کردم و آنان بنای دشمنی با مرا گذاشتند (طوسی، 1417: ص63 و 64).

در زمان غیبت صغرا و نیابت نایب دوم، محمد بن عثمان رحمت الله علیه، «محمد بن علی بن بلال» به همین انگیزه ادعای نیابت کرد. او از راویان حدیث و از وکلای قدیمی بغداد بود که روابط نزدیکی با امامان معصوم علیهم السلام داشت.با وجود این، او نیابت نایب دوم را انکار کرد و مدعی وکالت از جانب امام دوازدهم علیه السلام شد و وجوهی را که باید به محمد بن عثمان می‌داد، نزد خود نگاه می‌داشت (طوسی، 1348: ص579). موقعیت اجتماعی «محمد بن علی بن بلال» میان شیعیان که موجب شد ادعای او مورد توجه عده‌ای قرار گیرد، محمد بن عثمان را واداشت برای حل این مشکل، ترتیب دیدار او با امام علیه السلام را بدهد؛ از این رو در ملاقاتی مخفیانه، محمد بن عثمان، او را با امام روبه‌رو کرد (همو، بی‌تا: ص26).

5. باورهای غلط

اندیشه مهدویت، از یک سو علل و عواملی دارد و از سویی دیگر، اهداف و اغراضی عالی. عده‌ای عالمانه یا جاهلانه، عامدانه یا غافلانه، آموزه مهدویت را به گونه‌ای تفسیر کرده‌اند که یا علل و عوامل پیدایش این رخداد را دستخوش تغییر می‌کند و آن را دگرگون جلوه می‌دهد یا اهداف‌ آن را به گونه‌ای معرفی می‌کند که با اهداف واقعی آن و متون روایی و پژوهش‌های عمیق و علمی ناسازگار است. برخی از این باورهای غلط عبارتند از:

5-1. تعیین وقت ظهور

امامان معصوم علیهم السلام بر عدم تعیین زمانی برای ظهور مهدی موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف بسیار تأکید داشتند (کلینی، همان: ج1، ص368) و حتی تعیین کنندگان زمان معین برای ظهور را دروغ گو نامیدند (همان)؛ ولی در طول تاریخ، عده‌ای به جای پرداختن به برهان، فقط برای تحریک احساسات و بدون در نظر گرفتن عواقب آن، درباره ظهور وعده‌های دروغین خود به مردم القا می‌کردند و همین امر، زمینه را برای پیدایش مدعیان دروغین فراهم می‌ساخت.

سید کاظم رشتی، شاگرد شیخ احمد احسایی، از کسانی است که بدون در نظر گرفتن روایات معصومان علیهم السلام به نزدیکی ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بشارت می‌داد. وی، در نزدیکی‌های وفاتش امام غایب طبق اصطلاح شیخیه (یعنی ظهور حقیقت و روح امام در قالب شخص معین) را بسیار نزدیک می‌دانست و همیشه به شاگردانش گوشزد می‌کرد: «زود است که پس از من، امام غایب ظاهر گردد».وی این مژده و پیشگویی را بارها مطرح کرده و می‌گفت: «شاید امام غایب، کسی که روح امام در او ظاهر می‌شود) میان شماها باشد». و به شاگردان و پیروانش تأکید می‌کرد: «بر یکایک شما لازم است که شهرها را بگردد و ندای امام غائب را اجابت کند» (مدرسی چهاردهی، 1345: ص20).

بر همین اساس، نخستین پیروان سید علی محمد باب را شیخیان متعصبی تشکیل می‌دادند که بنابر آموزه‌های سید کاظم رشتی منتظر ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف بودند. جالب آن که عده‌ای چون «ملاحسین بشرویه ای» در مسجد کوفه در انتظار ظهور حضرت اعتکاف کردند و چون خبر «بابیت» سید علی محمد باب به آنان رسید، نزد سید علی محمد رفته و ضمن پذیرش دعوت او، از مبلّغان سرسخت او شدند (موسوی بجنوردی، 1381: ج13، ص34).

5-2. مهدویت نوعی

در باب مهدویت، عقیده شیعه این است که مهدویت خاصه صحیح و مقبول است؛ به این معنا که مهدی این امت، یک فرد معین است که موعود امت‌ها و ملت‌ها بوده و ابعاد و ویژگی‌های او مشخص است؛ ولی بعضی از صوفیه، قائل به مهدویت نوعیه بوده یا هستند؛ به این معنا که عقیده دارند در هر عصری و دوره باید یک مهدی وجود داشته باشد که ویژگی‌ها و خواص مهدویت و هادویت را داشته باشد. آنان بر این باورند که هیچ عصری خالی از یک مهدی هادی نیست و ضرورتی هم ندارد که مشخص شود از نسل چه کسی است و چه خصوصیاتی دارد (نفیسی، 1373: ص57).

این تفکر صوفیانه در عده‌ای رسوخ کرد و گاهی با اندیشه‌های فلسفی در آمیخت و عناوین و اصطلاحات تازه‌ای به بازار علم وارد کرد. طرح این قضیه فلسفی با مشرب صوفیانه، یکی از علت‌های طرح و گرایش اندیشه‌ای با عنوان مهدویت نوعیه شد؛ به این معنا که مقام مهدویت بلکه نبوت در سلوک عارفانه و صوفیانه برای کسی که به مرحله فنا یا مرحله ولایت کبرا دست یابد، میسر است؛ بنابراین نگرش کاملاً صوفیانه مهدویت یک مفهوم و عنوان است که می‌تواند مصادیق متعددی داشته باشد.

عده‌ای با سوء استفاده از چنین طرز تفکری، خود را مهدی موعود نامیدند. در این میان، انگیزه‌های سیاسی گرایش به عقیده مهدویت نوعیه نیز نباید مورد غفلت واقع شود؛ اهدافی که از سوی خلفای اموی و عباسی برای انحراف امت اسلامی و تضعیف جایگاه حقیقی امامت و ولایت در نظر بود.ادعای مهدویت «محمد بن فلاح»[4] و «محمد بن عبدالله نوربخش»[5] با تفکر و اندیشه صوفیانه آمیخته شده بود و آنان در همین راستا ادعای مهدویت کردند.

5-3. نگاه سطحی و عاطفی به آموزه مهدویت

یکی از ریشه‌های انحراف و تحریف در پدیده مهدویت، نگاه «سطحی» به آن است؛ یعنی صرفاً نقل گزارشی از ظهور حضرت بدون توجه به فلسفه و انگیزه قیام، پیامدها و آثار حکومت جهانی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف. با چنین رهیافت نقل گرایانه محضی است که با نقلیات و روایات تاریخی «متهافت» و «متناقض» از پدیده مهدی مواجهیم که اساساً تحلیل عقلانی درباره آن دیده نمی‌شود. این خود عاملی می‌شود تا به عمق حادثه راه نیافته، نقل‌ها و فهم‌های متفاوت و متهافت از حکومت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بازشناسی و نقد نشود.

عوامل تاریخی خاص از جمله مهجوریت و مغلوبیت سیاسی‌ـ اجتماعی در قرون متمادی، عاملی شد تا مسلمانان، رویکردی «عاطفی» به آموزه مهدوی داشته باشند؛ در نتیجه از کانون اندیشه مهدویت، کمترین بهره‌برداری معرفتی ـ معنویتی انجام شد. این خود دستمایه‌ای شد تا برخی شیادان، خود را مهدی زمان جا زنند و از ظرفیت‌های عاطفی مسملین سوء استفاده کنند که چنین مشکلی هنوز هم ادامه دارد.

6. حمایت‌های بیگانگان

همه کسانی که درک عمیق و دقیقی از تاریخ معاصر دارند، می‌دانند که بابیه، بهائیه و ازلیه در ایران و قادیانیه در هند، مسلک‌هایی هستند که دست سیاست، آن‌ها را به صورت دین در آورد و به جان ملت مسلمان ایران انداخت، تا از رهگذر تفسیرهای ارتجاعی و خرافاتی آنها، و ایجاد اختلاف در جامعه اسلامی، هسته پویایی دین اسلام و مذهب تشیّع در ایران گرفته شود و راه برای سیطره استعمار هموار گردد.

در تهاجم پیروان مسلک‌های استعماری به دین و هویت ملی، سه هدف اساسی دنبال می‌شد:

1. خارج کردن دین از حوزه اجتماعی و در رأس آن، سیاست و حکومت؛

2. توجیه حضور استعمار در کشور به عنوان یگانه عامل تجدد و ترقی؛

3. تثبیت نیروهای غرب گرا در ارکان سیاست گذاری و تصمیم گیری کشور (جمعی از نویسندگان، 1386: ص323).

مسلک‌های استعماری بابیه و بهائیه دقیقاً همین اهداف را تعقیب می‌کنند. سر لوحه آموزه‌های این مسلک ها، جدایی دین از حوزه سیاست و حکومت است.بزرگ‌ترین مشکل استعمار برای حضور در کشورهای اسلامی ـ علاوه بر ماهیت سیاسی دین و سیاسی بودن مسلمانان ـ وجود برخی احکام حماسی و تحرک بخش اسلام مثل احکام جهاد بود.

بهائیت از این جنبه نیز در خدمت استعمار قرار گرفت؛ برای نمونه، حسینعلی بهاء[6]، همچون قادیانی در هند، مأموریت داشت یکی دیگر از احکام مترقی اسلام یعنی حکم جهاد را متزلزل سازد، تا این مانع بزرگ نیز از راه استعمار برداشته شود. او می‌گوید: «این ظهور،‌رجعیت کبری و عنایت عظمی است که حکم جهاد را در کتاب محو کرده است (اشراق خاوری، 128 بدیع: ص217).

توجه به مستندات زیر، روابط پشت پرده بابیت و بهائیت با روسیه تزاری را به خوبی روشن می‌سازد:

1. تشکیل اولین مرکز تبلیغی مهم بهایی در خاورمیانه (با عنوان مشرق الاذکار) در عشق آباد روسیه و با حمایت آشکار روس‌ها (جمعی از نویسندگان، 1386: ص29).

2. برادر، شوهر خواهر و خواهرزاده حسینعلی بهاء در استخدام سفارت روسیه بودند و خود بها نیز در جریان ترور نافرجام ناصرالدین شاه توسط بابیان، با حمایت جدی و پیگیر سفیر روسیه «پرنس دالگورکی» از زندان و اعدام نجات یافت و با محافظت سفارت روسیه از ایران خارج شد (همان).

3. پیشنهاد «پرنس دالگورکی» به حسینعلی بهاء پس از آزادی از زندان مبنی بر سفر به روسیه، و نیز بدرقه رسمی بهاء تا مرز عراق توسط کارگران سفارت روسیه نیز گام‌های بعدی سفارت روسیه در حمایت از حسینعلی نوری است (شهبازی، 1382: ش27، ص20).

پیوند بهائیت با دولت انگلیس در سده اخیر، از مسائلی است که می‌توان گفت بین مورخان و آگاهان رشته تاریخ و سیاست، نوعی «اجماع» بر آن وجود دارد.[7] در دوران عباس افندی[8] معروف به عبد البهاء (1921-1844م) حکومت عثمانی فرو پاشید و انگلستان، متصرفات این حکومت را به چنگ آورد.عبد البهاء با اربابان تازه فلسطینی روابط تنگاتنگی برقرار کرد؛ چنانکه در مراسم خاصی، مقامات انگلیسی فلسطین به او لقب «سِر» (sir) دادند؛ لقبی که از طرف شاه انگلیس عطا می‌شود و پاداش خدمت مهم به امپراتوری است. بعدها نیز ژنرال آللنبی به نمایندگی از دربار لندن نشان شوالیه (Knight hood) را به عباس افندی عطا کرد.

قادیانی نیز که در سال 1880م ادعای مهدویت را مطرح کرد، از حمایت سرشار دولت انگلیس برخوردار بود. وی در نوشته‌هایش مردم را برای اطاعت از دولت انگلیس و همدردی با آنان ترغیب کرد (فرمانیان، 1382: ش17، ص152). وی در سال 1897م در جشن تولد شصت سالگی ملکه انگلستان نوشتن رساله‌ای به نام «تحفه قیصریه» را آغاز کرد و در آن، ملکه را سایه خدا برشمرد و اطاعت او را اطاعت از خدا یاد کرد.

جالب آن که وی مراد از «أولوا الأمر» در آیه 59 سوره نساء را ملکه انگلستان می‌دانست.بزرگ‌ترین خدمت قادیانی به استعمار، فتوای او بر حرمت جهاد بود. وی با این‌که در صفوف مسلمانان بود، جهاد را برای مسلمانان جایز نمی‌دانست. او می‌گفت: خدا محتاج به شمشیر نیست؛ بلکه دین خود را با آیات آسمانی تأیید خواهد کرد (بهشتی، 1386: ص147).

منابع و مآخذ

1.  آدمیت، فریدون، امیر کبیر و ایران، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، 1355ش.

2.  ابراهیم حسن، حسن، تاریخ الاسلام، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1967م.

3.  ابن اثیر جزری، ابوالحسن علی بن ابی الکرم محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارالکتب العلمیه، 1407ق.

4. ابن خلدون، عبدالرحمان بن محمد، ‌العبر: (تاریخ ابن خلدون)، ترجمه: عبدالمحمد آیتی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، 1363ش.

5.  ابن خلدون،‌عبدالرحمان بن محمد، مقدمه ابن خلدون، ترجمه: پروین گنابادی، تهران، شرکت انتشارات علمی فرهنگی، 1366ش.

6.  اشراق خاوری، عبدالحمید، گنجینة حدود و احکام، مؤسسه ملّی مطبوعات امری، 128بدیع.

7.  اشعری قمی، سعد بن عبدالله بن ابی خلف، المقالات و الفرق، تصحیح: محمدجواد مشکور، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1361ش.

8.  اشعری، ابوالحسن، مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلین، تصحیح هلموت ریتر، )بی جا(، دار النشر، 1400ق.

9.  اعتضاد السلطنه، فتنه باب، توضیحات و مقالات به قلم عبدالحسین نوایی، تهران، انتشارات بابک، 1362ش.

10.   افراسیابی، بهرام، تاریخ جامع بهائیت، تهران، نشر مهر فام، 1382ش.

11.   انصاری، فرشته، فتنه باب در زنجان، تهران، نیکان کتاب، 1382ش.

12.   بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق سهیل زرکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، 1417ق.

13.   بهشتی، مجاهد علی، «نقش استعمار در پیدایش فرقه قادیانیه»، فصلنامه مشرق موعود، ش1، بهار 1386ش.

14.   پارسا، محمد، زمینه روان شناسی (روان شناسی عمومی)، تهران، انتشارات پیوند، 1366ش.

15.   جمعی از نویسندگان، بهائیت آن گونه که هست، تهران، جام جم، 1386ش.

16.   جوان آراسته، امیر، اسماعیلیه (مجموعه مقالات)، مقاله: قاضی نعمان و مذهب او، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، 1381ش.

17.   چلونگر، محمدعلی، زمینه‌های پیدایش خلافت فاطمیان، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1381ش.

18.   حرعاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداة، قم، المطبعة العلمیة، بی‌تا.

19.   حسین، جاسم، تاریخ سیاسی غیبت امام دوازدهم، ترجمه سید محمدتقی آیت اللهی، تهران، امیرکبیر، 1367ش.

20.   خندان، علی اصغر، مغالطات، قم، بوستان کتاب، 1380ش.

21.   خویی، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، قم، مرکز نشر آثار الشیعه، 1410ق.

22.   رائین اسماعیل، حقوق بگیران انگلیس در ایران، تهران، نشر جاویدان، 1362ش.

23.   زاهدانی، سعید، بهائیت در ایران، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384ش.

24.   ساسانی، خان ملک، دست پنهان سیاست انگلیس در ایران، تهران، انتشارات بابک با همکاری انتشارات هدایت، بی‌تا.

25.   سعد، محمدحسن، المهدیه فی الاسلام (منذ اقدام العصور حتی الیوم)، قاهره، دار الکتاب العربی، 1373ق.

26.   سلطان نژاد، رضا، سیری در کتاب‌های بهائیان، یزد، 1353ش.

27.   سید رضی، نهج‌البلاغه، بی‌جا، بی‌تا.

28.  شفیعی‌فر، محمد، «مدخلی بر انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن»، تأملات سیاسی در تاریخ تفکر اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، 1377 ش.

29.   شهبازی، عبدالله، «جستارهایی از تاریخ بهایی‌گری در ایران»، فصلنامه تاریخ معاصر ایران، سال هفتم، شماره 27، پاییز 1382ش.

30.   شهرستانی، محمد بن عبدالکریم بن ابی بکر احمد، الملل و النحل، بیروت، دار المعرفه للطباعه و النشر، 1402ق.

31.   الشیبی، کامل مصطفی، تشیّع و تصوف (تا آغاز سده دوازدهم هجری)، ترجمه: علیرضا ذکاوتی، تهران، امیرکبیر، 1385ش.

32.   صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمه، قم، دفتر نشر اسلامی، 1405ق.

33.  صفری فروشانی، نعمت ا لله، غالیان (کاوشی در جریان‌ها و برآیندها)، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، آستان قدس رضوی، 1378ش.

34.   الضهاجی،‌ابی عبدالله محمد،‌ تاریخ فاطمیان، ترجمه: حجت الله جودکی، تهران، امیرکبیر، 1378ش.

35.   طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک (تاریخ طبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار التراث العربی، )بی تا(.

36.   طوسی، محمد بن حسن، اختیار معرفه الرجال، (رجال الکشی)، مشهد، دانشکده الهیات، 1348ش.

37.   طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، تحقیق جواد القیومی، )بی جا(، مؤسسه نشر الفقاهه، 1417ق.

38.   طوسی، محمد بن حسن، کتاب الغیبه، تحقیق عباد الله طهرانی و علی احمد ناصح، قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1417ق.

39.   عبداللهی، عبدالکریم، اندیشه و مبنای مبارزات روحانیت شیعه، تهران، نشر نیک، 1371ش.

40.   عمر موسی، عزّالدین، دولت موحدون در غرب جهان اسلام، ترجمه: صادق خورشا، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه،‌1377ش.

41.   فانی و خرمشاهی، کامران و بهاء الدین، دایرة المعارف تشیع، جلد سوم، تهران، نشر شهید سعید محبّی، 1386ش.

42.   فرمانیان، مهدی، «قادیانیه»، فصلنامة هفت آسمان، ش هفدهم، 1382ش.

43.   قاضی نعمان، ابی حنیفه نعمان بن محمد، افتتاح الدعوة، تحقیق فرحات الدشراوی، تونس، الشرکة التونسیة، بی‌تا.

44.   قاضی نعمان، ابی حنیفه نعمان بن محمد، دعائم الاسلام و ذکر الحلال و الحرام و القضایا و الاحکام من اهل بیت رسول الله علیه و علیهم افضل السلام، تحقیق: آصف بن علی اصغر فیضی، قاهره، دار المعارف، 1963م.

45.   کاتوزیان، محمدعلی (همایون)، اقتصاد سیاسی ایران، ترجمه: محمدرضا نفیسی و کامبیز عزیزی، تهران، نشر مرکز، 1373ش.

46.   کسروی، احمد، بهایی‌گری، تهران، چاپخانه پیمان، 1350ش.

47.   کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تحقیق علی اکبر غفّاری، بیروت، دارالاضواء، 1405ق.

48.   کوچک زاده، عبدالله، حوزه‌های علمیه و مبارزه با انحرافات، تهران، نشر مهر، 1387ش.

49.   کورانی، علی، معجم احادیث المهدی علیه السلام،‌ قم، مؤسسه المعارف الاسلامیه، 1411ق.

50.   کوک، ژوزف ام، مسلمانان آفریقا، ترجمه: سید اسدالله علوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، 1373ش.

51.   مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق.

52.   محمود، محمود، تاریخ روابط سیاسی ایران و انگلیس در قرن19، تهران، انتشارات اقبال، 1361ش.

53.   مدرسی چهاردهی، مرتضی، شیخی گری، بابی گری، تهران، کتابفروشی فروغی، 1345ش.

54.   مسعودی، علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، تحقیق: محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، دارالفکر، 1409ق.

55.  مغربی، قاضی نعمان بن محمد،‌ شرح الاخبار فی فضائل الائمه الاطهار، تحقیق سید محمدحسین الجلالی، قم، جامعه مدرسین، )بی تا(.

56.   موثقی، احمد، جنبش‌های اسلامی معاصر، قم، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه ها، 1374ش.

57.   موسوی بجنوردی، سید کاظم، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، 1383ش.

58.   نجاشی، أحمد بن علی، رجال، قم، مؤسسه النشر الاسلامی، 1427ق.

59.   نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبه، قم، منشورات انوار الهدی، 1422ق.

60.   نفیسی، اکبر، عقاید صوفیه، تهران، انتشارات مهر، 1373ش.

61.   نوبختی، حسن بن موسی،‌ فرق الشیعه، بیروت، دار الاضواء، 1404ق.

62.  هالت، پی ام دالی، ام دبلیو، تاریخ سودان بعد از اسلام، ترجمه: محمدتقی اکبری، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، 1366ش.

پی نوشت:

[3]. به طرفداران او «جناحیه» می‌گویند. چون جعفر پس از شهادت از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به «ذو‌الجناحین» (صاحب دو بال) ملقب شد (ر.ک: اشعری قمی، 1361: ص43).

[4]. «محمد بن فلاح» از شاگردان ابن فهد حلی و متوفای 866ق می‌باشد. وی ادعای مهدویت را با مقدمه ای صوفیانه آغاز کرد و می‌گفت، «من مهدی‌ام» و «به زودی ظهور خواهم کرد» و «عن قریب عالم را خواهم گشود و شهرها و روستاها را میان یارانم تقسیم خواهم کرد». تفکرات او مورد انتقاد ابن فهد حلی بود و حتی حکم قتل او را نیز صادر کرد. (ر.ک: الشیبی، 1385: ص287).

[5]. «محمد بن عبدالله نوربخش» (769ـ 895ق) در قائن مرکز بخش قهستان تولد یافت. پدرش عبدالله، از احساء بحرین برای سیاحت و زیارت قبر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام به طوس آمده و بعداً‌ در قائن مقیم شده بودند. وی در هفت سالگی قرآن را از بر کرد و به سرعت در همه فنون تبحر یافت و مرید خواجه اسحاق ختلانی شد. مرشد، از استعدادهای وی چنان به شگفت آمد که او را نوربخش لقب داد. از ممیزات طریقه نوربخش، سیاه پوشی بود؛ چون این رنگ، نماد نور و زندگی غیبیان شمرده می‌شد (ر.ک: همان: ص315).

[6]. حسینعلی نوری در دوم محرم 1233ق، در تهران زاده شد. پدرش میرزا عباس نوری، ملقب به میرزا بزرگ، از منشیان و مستوفیان خوش نویس عصر محمدشاه قاجار بود. حسینعلی نوری در باغ رضوان بغداد و در مخالفت با برادرش میرزا یحیی نوری خود را «من یظهره الله» نامید. با این ادعا، او خود را جانشین علی محمد شیرازی کرد.

اختلاف شدید میان وی و برادرش سبب شد دولت عثمانی او را به حیفا و برادرش میرزا یحیی را به قبرس تبعید کند. نخستین کتاب حسینعلی نوریایقان نام دارد که تکملة کتابِ ناقص بیانِ علی محمد است. مهم ترین اثر او نیز «اقدس» نام دارد که در سال 1287 هجری قمری در عکا نوشته شد. این کتاب، کتاب شریعت بهائیه و ناسخ بیان است (ر.ک: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج13، ص118).

[7]. برای اطلاعات کامل در این‌باره، ر.ک: بامداد، 1384: ص201؛ رائین، 1362: ص332؛ کسروی، 1350: ص89؛ آدمیت، 1355: ص457؛ ساسانی، بی‌تا: ص102؛ محمود، 1361: ص23؛ شهبازی، 1382: ش27، ص14؛ افراسیابی، 1382: ص406 به بعد.

[8]. پس از میرزا حسینعلی نوری، مؤسس بهائیت، پسر بزرگش عباس، معروف به عبدالبهاء به جانشینی وی منصوب شد. وی در سال 1260 ق، در تهران متولد شد. وی در طول جنگ جهانی اول، رهبری بهائیان را به عهده داشت و به علت اهمیت حیفا، آن جا را پایگاه فعالیت های خود قرار دارد. وی همان جا بود تا در سال 1300 ش در 77 سالگی درگذشت (ر.ک: 1383: ج13، ص117).

امیرمحسن عرفان

منبع: ماهنامه انتظار موعود – شماره 30

ادامه دارد……………..

 22 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید