معصومی غیر از چهارده معصوم در ایران / بانویی که پرچمدار احیای دین شد/ یاد امام مهدی(عج) در زیارت‌نامه حضرت معصومه(س)

Posted in اهل بیت

لقب «معصومه» را امام رضا علیه‌السلام را به ایشان عطا کرد و پس از رحلت خواهر گرامی‌شان فرمودند: من زار المعصومه به قم کمن زارنی؛ هر فردی معصومه سلام‌الله علیها را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده باشد.
 

چرا حضرت معصومه (س) ازدواج نکردند؟

Posted in اهل بیت

يعقوبي كه از مورخين شيعه است مي نويسد: حضرت امام موسي كاظم(ع) وصيت فرمود كه دخترانش ازدواج نكنند، ولذا هيچيك از آنان ازدواج نكردند. به جز(ام سلمه)كه هم ازدواج واقعي نبود، بلكه وي از مصر عازم حج بود براي اينكه در اين سفر محرمي داشته باشد با پسر عمويش قاسم بن محمد بن جعفرالصادق(ع) عقد محرميت جاري كرد.

عقیق:دختر امام کاظم، خواهر امام رضا و عمه امام جواد علیهم السلام، حضرت فاطمه معصومه علیهاالسلام چراغ فروزان معنویت و عبادت در شهر پرفضیلت قم هستند. بنا بر نظر معروف در میان معاصران ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام در سال 173 و وفات ایشان در سال 201 هجری قمری بوده است. از دیگر القاب ایشان: طاهره، حمیده، بره، رشیده، تقیه، نقیه، رضیه، مرضیه می‌باشد.امام صادق(ع) در مقام ایشان می فرمایند: كسی كه آن حضرت را زیارت كند در حالی كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست. (بحارالانوار، ج 48، ص 307)

در سال 201 هجری شمسی، یک سال پس از هجرت امام رضا (ع) به مشهد، امام طی نامه ای، خواهر خود حضرت فاطمه معصومه را به مشهد فرا خواندند. ایشان نیز پس از دریافت نامه با جمعی از خانواده خود راهی مشهد شدند.

مطابق روایات در میانه راه و نزدیک ساوه، مخالفین خاندان اهل بیت برای ایشان و همراهان اذیت و آزار فراوان ایجاد کردند به گونه ای که حضرت از ادامه سفر به دلیل بیماری باز ماند و از ساوه به قم عزیمت کرده و پس از 17 روز که در آنجا بستری بودند،دهم ربیع الثانی بدون آنکه برادر را ملاقات کنند چشم از جهان فرو بستند.

از جمله مهمترین سؤالات پیرامون شخصیت حضرت معصومه (س) مسئله ازدواج نکردن این بانوی گرامی است. سخنان و دلایل متفاوتی در این خصوص مطرح است:

یکی از نظرات مطرح در این خصوص اشاره به وصیت نامه امام موسی کاظم (ع) است
يعقوبي كه از مورخين شيعه است مي نويسد: حضرت امام موسي كاظم(ع) وصيت فرمود كه دخترانش ازدواج نكنند، ولذا هيچيك از آنان ازدواج نكردند. به جز(ام سلمه)كه هم ازدواج واقعي نبود، بلكه وي از مصر عازم حج بود براي اينكه در اين سفر محرمي داشته باشد با پسر عمويش قاسم بن محمد بن جعفرالصادق(ع) عقد محرميت جاري كرد. (تاريخ يعقوبي جلد 3 صفحه 151)

در پاسخ و بررسی این نظریه ابتدا باید به روایاتی درباره ازدواج اشاره کرد که به راحتی نمی توان از کنار آن گذاشت. پیامبر اکرم(ص) فرمود: اَلنِّکاحُ سُنَّتی فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتی فَلیس مِنّی؛ ازدواج سنت من است؛ هر کس از سنت من رو بگرداند، از من نیست. (بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، ج 103، ص 220)

زنی به امام باقر(ع) عرض کرد: من زن تارک دنیا هستم. حضرت فرمود: منظورت از ترک دنیا چیست؟ عرض کرد: نمی خواهم هرگز ازدواج کنم. حضرت پرسید: چرا؟ عرض کرد: دنبال کسب فضیلت هستم. حضرت فرمود: از این کار دوری کن. اگر در این کار فضیلتی بود، فاطمه از تو به آن سزاوارتر بود. هیچ کس نیست که در فضیلت بر او سبقت گیرد.( بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، ج 103، ص 219)

آن حضرت در جای دیگر فرمود: ما بُنیَ فِی الاِسلامِ بِناءً اََحَبُّ الِی اللهِ وَ اَعَزّ مِنَ التَّزویجِ؛ هیچ بنای در اسلام محبوب تر و عزیز تر از ازدواج در نزد خداوند نیست.

از طرف دیگر، عذب بودن و مجرد زندگی کردن به شدّت نکوهش شده است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: شَرارُکُمْ عُزَّابُکُمْ، رَکْعَتانِ مِنْ مُتَأهِّلٍ خَیْرٌ مِنْ سَبعینَ رکْعَةً مِنْ غیْرِ مُتَأهِّلٍ؛ بدترین شما، عذب ها (و بی همسران) هستند. دو رکعت نماز فرد متاهّل، بهتر است از هفتاد رکعت نماز غیر متأهل.

بر اساس این احادیث سخن یعقوبی متضاد با آموزه های اسلامی و بی پایه است زیرا امكان ندارد ائمه(ع) مخالف سيره جدشان رسول الله(ص) عمل نمايد.

از سویی خود وصيت نامه امام موجود بوده و متن وصيتنامه حضرت امام موسي كاظم(ع) در طول قرنها و سالها از حوادث باقي مانده و در كتب تاريخي موجود است.

مرحوم كليني تمام وصيت آن حضرت را در كتاب شریف كافي نقل مي نمايد كه نوشته؛ حضرت امام موسي كاظم(ع) در اين وصيت نامه پس از آنكه همه فرزندانش را به تبعيت از امام رضا(ع) فرمان داد، در مورد فرزندانش فرموده: "وان اراد رجل منهم ان يزرج اخته فليس له ان يزوجهاالا باذنه وامره، فانه اعرف بمناكح قومه /هركدام از آنها اگر بخواهد خواهرش را تزويج دهد، بدون اجازه‌ و فرمان امام رضا(ع)چنين حقي را ندارند، زيرا او به مصالح قومش در امر ازدواج از همه آنها آگاهتر است".

در جاي ديگر از همين وصيتنامه مي فرمايد:

"ولا يزوج بناتي احد من اخوتهن من امهاتهن ولا سلطان ولا عم الا برأيه ومشورته، فان فعلوا ذلك فقد خالفوا الله ورسوله وجاهدوه في ملكه، وهو اعرف بمناكح قومه، فان اراد ان يزوج زوج، وان اراد ان يترك ترك".
 

"هيچ يك از دخترانم را نبايد برداران مادري و سلاطين و يا عموهايشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت حضرت رضا(ع) اگر بدون اجازه او به چنين كاري اقدام كنند، با خدا و رسول خدا مخالفت ورزيده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند. زيرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاهتر است، پس هركس را او تزويج دهد اطاعت كند و هركسي را او تزويج نكند فرمان برد" (كافي جلد 1 صفحه 317)

در واقع امام هفتم در این وصیت نامه  به فرزندان خود اعلام می كنند كه حجت خدا بعد از وي حضرت رضا(ع) است و بايد در هر موردي من جمله مسئله ازدواج از آن حضرت اطاعت و اجازه بگيرند.

دومین دلیل که برای این امر به آن اشاره شده، نبودن هم کفو بانو در زمان ایشان است که سبب تجرد حضرت می شود
در خصوص این دلیل دو نگاه مطرح است. نگاه نخست معتقد است که این نظریه نیز نمی تواند قابل تأیید باشد؛ زیرا اولاً سیرة ائمه اطهار این نبوده که دختران خود را به جهت پیدا نشدن همسنگ در خانه نگه دارند و مانع ازدواج آنان شوند بلکه آنان هم در قول و هم در عمل خود، مؤمن و مؤمنه را کفو یکدیگر می دانستند.

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت فرمود: هر گاه کسی به خواستگاری دختر شما آمد که دینداری و امانتداری او را می پسندید (هر چند در حد دختر شما نباشد (شوهر دهید و اگر شوهر ندهید، در زمین فتنه و فساد بزرگ بر پا می شود. (بحارالانوار، دارالکتب الاسلامیه، ج 103، ص237)

اما نگاه دوم معتقد است که: با استناد به کلام پیامبر(ص) یا ائمه هدی(ع) که درباره حضرت زهرا(س) فرمودند که اگر حضرت علی(ع) نبود فاطمه(س) با کسی ازدواج نمی‌کرد، پس می‌توان معنای جدی برای آن قضیه گرفت.

این نگاه به این مسئله می پردازد که وقتی زنی با مردی ازدواج مي‌كند تبعیت‌هایی را باید از مرد داشته باشد. ریاستی را باید از مرد بپذیرد که اگر آن مرد شایستگی کامل را نداشته باشد، شایسته نیست چنین ریاستی را بپذیرد. بنابراین آن کسی که در بین زن و مرد باید برای پیدا کردن کفو دقت کند زن است نه مرد. امام حسن مجتبی(ع) بنابر برخی نقل‌ها با کسی ازدواج می‌کنند که قاتل او می‌شود، این کفو نبود که هیچ بلکه نقطه مقابل هم بودند. بنابر این مهمترین دلیل ازدواج نکردن حضرت معصومه (س) نبود هم کفو است.

با وجود اینکه دو دیدگاه فوق نسبتا متضاد هستند اما بررسی دوران زندگانی آن بانو نشان می دهد چه با بودن هم کفو ایشان و چه نبود آن دلیل مهمتری در این زمینه وجود دارد که مانع ازدواج آن بزرگوار می شده است و آن اختناق حاکم بر دوران امامت امام موسی کاظم و امام رضا (علیهما السلام) بوده است.

 مهمترین دلیل تجرد حضرت معصومه (س) و سایر خواهر های ایشان از دیگاه اکثر مورخین اختناق شدید حاکمیت عباسی بوده است
دوران هارون الرشید دورانی است که امام هفتم با بدترین وضعیت در زندان عباسی به سر می بردند و خفقان و اختناق در عصر هارون الرشيد به جائي رسيده بود كه كسي جرأت نداشت به در خانه‌ امام كاظم(ع) آمد و شد كند. این وضعیت در دوران مامون نیز ادامه داشت و با وجود انکه وی به بهانه ولایت عهدی امام رضا (ع) مدعی حمایت از شیعیان بود، اما با مخالفین حکومت خود بخصوص شیعیان مخالف به شدت برخورد می کرد و گماردگان وی در سراسر حکومت عباسی شیعیان را به شدت اذیت و آزار می کردند.

لذا با وجود تأکید فراوان ائمه بر مسئله ازدواج، وضعیت خاندان اهل بیت به گونه ای نبود که دختران امام کاظم (ع) بتوانند براحتی ازدواج کنند و در نتیجه دختران ایشان مجرد مانده اند.

اگرچه همیشه برای این سوال مثل متن بالا جواب هایی قابل توجه داده شده است اما نکته ای که کمتر به آن توجه شده است الگو پذیری است که ما باید درهمه مسایل از خاندان عصمت وطهارت داشته باشیم. دراین که دردین مبین اسلام به اهمیت ازدواج و ازجمله ازدواج به موقع بسیار تاکید شده است شکی نیست اما باید توجه داشت طبق آیه قران در سوره نسا که می فرماید: مجردهای خود را به ازدواج دربیاورید اما اگر شرایطش فراهم نشد عفاف پیشه کنند.

باید درنظر داشت که همیشه بخشی ازمومنین هستند که شرایط ازدواج برای انها فراهم نمی شود به نظر می رسد برای این افراد الگو پذیری از حضرت معصومه بهترین راه رسیدن به کمال وسعادت است. چنان که تجرد آن بانو از کمالات ایشان کم نکرده و در كامل الزیارة آمده است: «عن سعد عن الرضا علیه السلام قال: یا سعد من زارها فله الجنة»

امام رضا علیه السلام فرمود: كسی كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است .

حضرت امام صادق (ع) فرمود: «تَدْخُلُ بِشَفاعَتِها شيعَتِيَ الْجَنَّةَ بِاَجْمَعِهِمْ؛ به شفاعت فاطمه معصومه، همه شيعيانم به بهشت مي روند.»

عده ای نیز هستند که بهانه ازدواج نکردن خود را اینگونه عنوان میکنند که حضرت معصومه هم به دلیل نبودن همسر ایده آل از ازدواج امتناع کردند. باید توجه داشت که مجرد بودن این بانوی والامقام درسن 28 سالگی(بنابربرخی روایات) نباید بهانه ای شود تا دختران با سخت گیری های غلط، خود شرایط ازدواج را برای خود فراهم نیاورند. بلکه باید درنظر بگیرند که این بانوی والامقام بی دلیل یا بادلایل ناصحیح مثل نبودن مردهای ایده ال ازازدواج کناره نگرفتند بلکه حقیقتا این شرایط برای خود وخواهرانشان فراهم نشد واین نیز قطعا از ازمایش های تعیین کننده الهی درسرنوشت این بانو بوده است.

منبع:فرهنگ

فضیلت زیارت حضرت معصومه درکلام امام رضا

Posted in اهل بیت

در زيارت نامه حضرت فاطمه معصومه(س) مى خوانيم : «اى فاطمه! مرا در بهشت شفاعت كن كه همانا در نزد خدا براى تو منزلتى است بس والا.» و اين فراز از زيارت گوياى شأن و منزلت او در نزد خداست.

عقیق:حضرت فاطمه ي معصومه، بنت موسي بن جعفر که درود خداوند بر آن دو بزرگوار باد در ذيالقعده سال 173 ه ق در مدينه متولد شد و در تحت تربيت پدر بزرگوارش، حضرت موسي بن جفعر(ع) و برادر گرامي اش حضرت رضا(ع) به مقام والايي رسيد. ارزش متعالي ايشان را در اين جمله ي کوتاه که از پدر بزرگوارش نقل شده، مي توان يافت : «فداها ابوها» يعنى: «پدرش به فدايش!»


حضرت امام کاظم(ع) بواسطه ي علاقه خاص به نام مادر بزگوارشان، نام چهار دخترشان را «فاطمه» نهادند:

1- فاطمه کبري(حضرت فاطمه ي معصومه) 2- فاطمه وسطي 3- فاطمه صغري 4- فاطمه اخرى؛ که در برخي منابع با نام «فواطم اربعه» از آنها ياد شده است.

به جز دو لقب معروف، القاب ديگري نيز به ايشان نسبت داده شده است: «طاهره»، «حميده»، «رشيده»، «تقيه»، «رضيه»، «اخت الرضا» و «صديقه».

امام صادق(ع)پيش از ولادت كريمه آل محمد(ص) فرمود: خدا را حرمى است و آن مكه است، اميرمؤمنان را حرمى است و آن كوفه است، و ما اهل بيت را حرمى است وآن قم است. بزودى بانويى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود كه هر كس به زيارتش بشتابد، بهشت بر او واجب مى گردد.(1)

به راستى او فاطمه است تا على را يارى كند، زينب است تا رسالت عاشورا را بر دوش كشد و معصومه خواهر امام رضا(ع) است تا با هجرت برادر از مدينه به خراسان، رسالت فاطمه بودن را بر دوش احساس كند و سرو بلند باغ محمد(ص) ،على بن موسى الرضا(ع) را ياور باشد.

سال 201هجرى او با رسول خدا و ائمه بقيع وداع مى كند، آن گونه كه برادر بزرگوارش يك سال پيش از او وداع كرده بود. اين بار اوست كه كاروان شوق را برپا مى دارد. همراه برادران و برادرزادگان رو به سوى كوى حضرت دوست پا مى نهد. چشمان كاروانيان اشك ريزان است، اشك فراق و اشك شوق و تنها ديدار برادر،سنگينى فراق را جبران مى كند و لحظه ها در تب ديدار برادر مى گذرد تا به يوسف آل رسول، آفتاب خطه طوس برسد; اما افسوس كه حراميان بنى عباس، شهر ساوه را مناسب مقاصد شوم خود مى يابند و با حمله به كاروان آل رسول،23 تن از همراهان را به شهادت مى رسانند.اينك فاطمه،رسالت زينب را بر دوش مى كشد، غم شهيدان، جانكاه و طاقت فرساست. او كه عمرش با فراق و هجران پدر بزرگوارش امام موسى كاظم(ع)و سپس با دورى از برادر بزرگوارش در دنيايى از غم و اندوه سپرى شد،اينك با ستم بنى عباس بيمار مى شود و بنا به قولى مسموم مى گردد.

آنچه مسلم است، حضرت پس از بيمارى مى پرسند تا قم چه مقدار مسافت است. مى گويند ده فرسخ،مى فرمايد:مرا به قم برسانيد.

كاروان رو به قم مى نهد. در23 ربيع الاول مردم به استقبال مى آيند تا كريمه اهل بيت را به شهر خويش برند و از ميان مردم موسى بن خزرج حضرت را در منزل خود سكنا مى دهد كمر به خدمت او مى بندد،ليكن آن بانوى مكرمه بيش از هفده روز در قم افامت نمى كند و در دهم ربيع الثانى سال 201 هجرى روح ملكوتى اش به لقاي رب مى شتابد.

خبر رحلت جانسوز حضرتش شهر شيعه را فرا مى گيرد، مردمان دسته دسته به تشييع جنازه او حاضر مى شوند. موسى بن خزرج دستور غسل و دفن حضرت را مى دهد و از حصير و بوريا سقفى بر روى قبر مطهرش قرار مى دهد تا اين كه زينب دختر حضرت جوادالائمه بر روى آن قبله دل ها،قبه اى نهاد، تا حرم مطهر آن حضرت بارگاه دلدادگان آل رسول گردد و عاشقان ولايت همه روزه پروانه وار بر گرد ضريح مقدسش به طواف آيند.

درباره گوهر وجودى والاى او همين بس كه در زيارت مأثوره آن حضرت او را دختر امام، خواهر امام، عمه ولى خدا مى خوانيم و در زيارت نامه اش مى خوانيم كه: «اى فاطمه! مرا در بهشت شفاعت كن كه همانا در نزد خدا براى تو منزلتى است بس والا.» و اين فراز از زيارت گوياى شأن و منزلت او در نزد خداست.

در فضيلت زيارت او سعدبن سعد مى گويد:از امام رضا(ع) در مورد فاطمه دختر امام موسى كاظم پرسيدم، فرمودند:«كسى كه او را زيارت كند، بهشت جاى اوست».(2)




 

و از حضرت جوادالائمه(ع)روايت است كه فرمود:  "من زار عمتی بقم فله الجنه "(3)
«هر كس عمه مرا در قم زيارت كند،بهشت جايگاه اوست».

نقل شده كه حضرت آيت‌الله العظمي مرعشي نجفي(ره) به طلاب مي فرمود:‌علت آمدن من به قم اين بود كه پدرم آقا سيد محمود مرعشي نجفي (كه از زهّاد و عبّاد معروف بود) چهل شب در حرم حضرت علي(ع) بيتوته نمود كه آن حضرت(ع) را ببيند. شبي (در حال مكاشفه) حضرت را ديده بود كه به ايشان مي فرمايد:‌سيد محمود، چه مي‌خواهي؟‌عرض مي كند:‌ مي خواهم بدانم قبر فاطمه زهرا(س) كجاست تا آن را زيارت كنم. حضرت فرموده بود:‌من كه نمي توانم برخلاف وصيتِ آن حضرت قبر او را معلوم كنم. عرض كرد:‌پس من هنگام زيارت چه كنم؟‌حضرت فرمود:‌خدا جلال و جبروت حضرت فاطمه(س) را به فاطمه معصومه(س) عنايت فرموده است. هر كس بخواهد ثواب زيارت حضرت زهرا(س) را درك كند، به زيارت فاطمه معصومه(س) برود.

 اگر ما بوديم وتنها همين بيانات نوراني ائمه هدي(عليهم السلام ) تنها براي عظمت مقام آن بانوي محترمه ما را بس بود كسي كه پاداش زيارت او بهشت باشد بايد درچه درجه اي از قرب الهي باشدكه زيارت او اين مقد ار اجروپاداش داشته باشد .

نكته اي كه بايد مورد غفلت واقع نشود اين معناست كه اين بيان نوراني از بيانات مقام معصوم(ع) ذكر شده است وبيان معصوم(ع) از هرگونه خطائي محفوظ است.

از پربارى حيات 28 ساله حضرت معصومه(س) و اقامت هفده روزه اش در قم همين بس كه به رغم مناسب نبودن موقعيت جغرافيايى اين شهر، حوزه علميه قم بقاى جاودانه يافت و هزاران فرهيخته و دانش پژوه از اين مركز علم فارغ التحصيل شدند. بركت وجود عالمه آل رسول،حوزه علميه قم را مركزيت داده و با پرتو افشانى خويش آن را به مدينه فاضله اسلامى تبديل نموده است.


سلام بر مزار متبرک کریمه اهل بیت! گردشگاه فرشتگان مقرّب و پاکان و صالحان! محل انس غریبان و دلسوختگان و شمعستانی که پروانه آفرین حبّ الهی شده است.

جود و کرامت از کرمش جاودان شده

هر چه دخیل هست به سویش روان شده


جبریل هم اگر برسد در حریم او

حس میکند که وارد صحن جنان شده


او ظاهرش بتول ولی باطنش علی است

در پشت آن جمال، جلالی نهان شده


از چه تمام فاطمه ها عمرشان کم است

دنیا چرا به "فاطمه " نا مهربان شده

 
خواهر حریف هجر برادر نمیشود

بیهوده نیست اینهمه قدش کمان شده

 
با احترام آمد و با احترام رفت

هر آنچه شأن اوست در اینجا همان شده


دور و برش فرشته نگهبان معجرش

پس ما فدای زینب بی پاسبان شده

 
گاهی میان محمل نامحرمان شهر

گاهی میان محمل بی سایبان شده


شکر خدا مقام تو زخم زبان نخورد

شکر خدا برادر تو خیزران نخورد

یا فاطمةُ اشفعی لی فی الْجَنَّةِ فَانَّ لَکِ عِنْدَ اللّه شَأْنا مِنَ الشَّأن

پی‌نوشت:
1- بحارالانوار؛ ج60، ص217.

2- بحار الانوار /ج48نقل از تاريخ قم از حسن بن محمدالقمي
3- كامل الزيارات /باب 106/ح1و2
منبع:مشرق

ماجرای سیدابراهیم و عنایت دختر خردسال امام حسین(ع)

Posted in اهل بیت

استاد حوزه علمیه قم گفت: قدیمی‌ترین و معتبرترین کتابی که واقعه شهادت دختر کوچک امام حسین(ع) را مطرح کرده، کتاب فارسی کامل بهایی است، وی در آن کتاب قضیه دختر خردسال امام حسین(ع) را از کتاب «الحاویه فی مثالب معاویه» نقل می‌کند.

 

نام واقعی مادر حضرت رقیه(س) چیست؟

Posted in اهل بیت

اساس نوشته‏‌هاى بعضى كتاب‏‌هاى تاريخى، نام مادر حضرت رقيه (س)، امّ اسحاق است كه پيش‏تر همسر امام حسن مجتبى (ع) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (ع) به عقد امام حسين (ع) درآمده است.
 

چرا دردانه امام موسی کاظم(ع) راهی ایران شد

Posted in اهل بیت

حضرت معصومه(س) برای دیدن برادر خود به طرف ایران حرکت کرده است، شاید وضع نامطلوب مدینه برای زندگی و محدودیت‌های آن در مصمم شدن حضرت(س) تأثیر داشته باشد، ولی عمده دلیل مسافرت حضرت معصومه(س) زیارت برادر بوده است.