Articles Tagged ‘غیبت’

آیا در عصر غیبت می توان حکومت و دولت تشکیل داد؟

انقلاب اسلامی جزو مصادیق بارز دفاع از اسلام و مسلمین است و آیات و روایات و ادله مربوط به دفاع، در واقع از این صنف روایات تخصصا خارج است و به اجماع مسلمین، دفاع واجب است و لذا امام(ره) می فرمود، شاه پایگاه رژیم صهیونیستی و آمریکا و دشمنان اسلام است و باعث استیلای دشمنان اسلام می شود و باید جلوی این استیلا را بگیریم.

اولین و مشهورترین شرط پایان غیبت امام عصر

ما در زمان غیبت وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!
عقیق: اوّلین و مشهورترین شرطی که برای پایان یافتن دوران غیبت امام مهدی علیه السّلام مطرح می‌شود این است که یاران بااخلاصی به تعداد اصحاب جنگ بدر برای آن حضرت فراهم شوند. به طوری‌که اگر یاران ایشان به این تعداد نرسد، ظهور نخواهند فرمود . می‌گویند:

ما در زمان غیبت او وظایفی داریم و باید عمل کنیم تا شرایط ظهورش فراهم گردد، فرموده‌اند: تا حدّاقل سیصد و سیزده نفر از بندگان صالح و مخلص جمع نشوند، او ظهور نخواهد کرد!

گاهی هم گفته می‌شود:

«. . . بشر از حضور فعّال آن حضرت در محرومیّت باقی بماند، تا آن زمان که از نسل پاکان، یاران حضرت بقیّة اللّه الاعظم به وجود آیند و آن حضرت را اقامه کنند.»

یاران امام علیه السّلام از انسیان، بی‌شمار است؛ مانند یمانی با لشکرش و خراسانی با سپاهش و سید حسنی با یارانش و گیلانی با اعوانش و جعفری با جمعیّتش و شعیب بن صالح با بیرق‌های سیاهش،  سایر احزاب شیعه که در آن سال قیام خواهند کرد و یا آنان که بعد از خروج به لشکرش ملحق می‌شوند، ولی آن‌چه که لازم به ذکر است، یاران خاصّ او است که در هنگام ظهور و بیعت و خروج همراه امام علیه السّلام خواهند بود.

یاران بر دو قسم است؛ یکی خاصّ الخاص که سی‌صد و سیزده نفرند و خاص که ده‌هزار نفرند، فرق این دو قسم از چند جهت است.

دسته اوّل از طرف امام علیه السّلام در نواحی مختلف زمین در هنگام خروج و جنگ، فرمانداران و امرا (حکّام و علمدار) خواهند بود «. . . یارانش سی‌صد و سیزده نفر برای او آماده می‌شوند، آنان پرچمدارانند      [ پنجاه نفراز این تعداد زن هستند.] »

اما دستۀ دوّم، تا زمانی که گروه اوّل در مکّه گرد هم نیایند، خود را ظاهر و آشکار نمی‌کند و در مسجد الحرام برای اخذ بیعت حاضر نمی‌شود، ظهور و بیعت بر اجتماع دستۀ اوّل خواهد شد، اما دستۀ دوّم این‌گونه نخواهد بود.

پیش از بیعت همگانی، از عده‌ای از گروه اوّل بیعت خصوصی اخذ خواهد شد و آن‌ها اطراف امام علیه السّلام را خواهند گرفت و از او دفاع خواهند نمود، اما گروه دوّم در بیعت عمومی و یا بعد از آن جمع خواهند شد.

البتّه هردو گروه اشخاص معیّنی هستند که نام و نام پدرانشان و نام محلهایشان در کتابی مسطور و در نزد آن حضرت و ائمّه اطهار علیهم السّلام مانند اصحاب سیّد الشهدا علیه السّلام محفوظ است.

به عبارت دیگر امتیاز آن‌ها در این است که باید سی‌صد و سیزده تن جمع شوند تا حضرت خود را آشکار سازد و آن‌ها فرماندهان و پرچمدارانند و ده‌هزار نفر هم باید باشند تا از مکّه بیرون شده و خروج نماید و آن‌ها برگزیدگان سری دوّم هستند، نه این‌که انصار و یاران امام، منحصر به این افراد است و نه وجود سی‌صد و سیزده تن در اصل ظهور آن حضرت مدخلیّت داشته باشد، بلکه اجتماع آن‌ها در بروز و ظهور مدخلیّت دارد؛ چون ظهور آن حضرت، به انقضای مدّت معیّن و سرآمد حکمت و تحقق شرایط و ظهور علامات بستگی دارد؛ زیرا برای غیبت مدّتی و برای حجاب مصلحتی و ظهور را شرایطی هست.

پس امام در روز اوّل ظهور با سی‌صد و سیزده نفر به تعداد ارتش بدر، به عنوان فرماندهان و با ده‌هزار سرباز خاص شروع خواهد کرد.


منبع:مهر

نقش افکار عمومی در غیبت امام زمان(عج)

وظيفه حضرت(عج)، تحقّق فراگير و گسترده تمامى اهداف و برنامه هاى پيامبران و اوليا است و اقدامات و اصطلاحات او، نيازمند درك بالا و شعور مترقى از سوى مردم است.
عقیق:علّت و حكمت اصلى «غيبت»، براى ما معلوم نيست و پس از ظهور حضرت مهدى(عج) آشكار مى گردد؛ ولى در روايات متعدد ديگر، اسرار و عللى براى غيبت آن حضرت(عج) بيان شده كه قابل توجّه است و مى تواند ما را نسبت به وقوع غيبت و لزوم آن به اطمينان بيشترى برساند.

در اينجا عوامل و حكمت هاى غيبت- بر اساس يك دسته بندى جديد و جامع - بيان مى شود؛ بنابراين، تقسيم، غيبت امام مهدى(عج) هم از جانب خدا و به خواست و اراده او بوده است و هم مردم، حاكمان ظالم و شيعيان در آن نقش و تأثير داشته اند.

در مطلب پیشین دو مورد از عوامل غیبت مطرح شد و دلایل بعدی به بحث گذاشته می شود:

 

۳.دشمنان عنود و ستمگر

يكى از موانع و چالش هاى اساسى فراروى امامان معصوم (علیهم السلام)، وجود حاكمان ظالم، دشمنان جاهل و كينه جو و نفاق پيشگان دنيا دوست بوده است. اين امر منجر به غصب خلافت، كشته شدن امامان، انزوا و محدوديت، فشارهاى مالى و اقتصادى، جلوگيرى از ارتباط با مردم و... شده بود.

امام مهدى(عج) نيز با همه اين خطرات رو به رو بود و حكمت الهى اقتضاء مى كرد كه آن حضرت(عج) از ديدگاه ها غايب شود. با توجه به اين امر بديهى، عوامل زير در غيبت آن حضرت نقش و تأثير زيادى داشته است:

 

1-3 جلوگيرى از كشته شدن

امام حسن عسكرى(علیه السلام)  فرمود: «بنى اميه و بنى عباس، شمشيرهاى خود را براى ما تيز كردند؛ زيرا خوب مى دانستند كه آنها در خلافت حقى ندارند. آنان از ترس اينكه خلافت به جاى خود برگردد و در ميان صاحبان اصلى اش مستقرّ شود، به كشتن اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)  و از بين بردم سلاله آن حضرت(ص)، همت گماشتند تا شايد از ولادت حضرت قائم(عج) جلوگيرى كنند و يا او را به قتل برسانند؛ ولى خداوند اراده كرد كه او را بر احدى از دشمنان آشكار نكند و نور خود را به اتمام رساند؛ اگر چه مشركان خوش ندارند»[1].

زراره مى گويد: از امام صادق (علیه السلام)  شنيدم كه مى فرمودند: «يا زرارة لابُدّ للقائم من غيبة»؛ «به درستى كه براى قائم(عج) غيبتى هست». پرسيدم: براى چه؟ فرمودند: «يخاف على نفسه»؛ «بر جان خويش مى ترسد»[2].

 

در اينجا بيان دو نكته خالى از فايده نيست :

الف. ترس حضرت(عج) بر جان خود، براى آن است كه او، آخرين ذخيره الهى است كه بايد براى تحقق عدالت جهانى - كه وعده حتمى خداوند است - باقى بماند؛ وگرنه او نيز مانند پدران بزرگوارش، از شهادت در مسير تحقّق اهداف الهى، استقبال مى كند.

ب. خداوند متعال، هر چند قادر و توانا است كه در هر زمان و هر ساعت، آن حضرت(عج) را ظاهر و به طور قهر و غلبه، بر تمام ملل و حكومت ها - پيش از فراهم شدن اسباب - غالب سازد؛ ولى چون جريان اين جهان را بر مجراى اسباب و مسبّبات قرار داده و تا زمانى كه اسباب چنان ظهورى فراهم نشود، قيام آن حضرت به تأخير خواهد افتاد و اگر پيش از فراهم شدن اسباب و مقدمات ظاهر شود، از حفظ قتل مصون نخواهد ماند[3].

 

2-3 خطر دشمنان داخلى و اهل نفاق

علاوه بر خطرى كه از ناحيه خلفاى عباسى متوجه امام مهدى(عج) بود؛ توطئه و اقدامات شومى نيز از طرف بعضى از نزديكان فاسد و نفاق پيشه عليه آن حضرت صورت مى گرفت و خطراتى را متوجه او مى ساخت. نمونه روشن اين خطر را مى توان در اقدامات جعفر كذّاب جست و جو كرد. او با دستگاه خلافت ارتباط نزديكى داشت و مى خواست به كمك آنان مقام و دارايى امام عسكرى (علیه السلام)  را تصاحب كند و فرزند او را به كشتن دهد...!!

امام هادى (علیه السلام)  مى فرمود: «از پسرم جعفر دورى كنيد كه او براى من، به منزله نمرود (پسر نوح) است، نسبت به حضرت نوح كه قرآن كريم در حق او مى فرمايد: نوح گفت: پسر من از كسان من است [ولى] خدا فرمود: اى نوح! او از كسان تو نيست كه آن عملى (فرزندى) است، غير صالح»[4].

بر اين اساس امام عسكرى (علیه السلام)  فرمود : «...اگر جعفر بتواند مرا بكشد، هرگز دريغ نمى كند!!»[5]

 

چهار. نقش امام زمان(عج)

غيبت و پنهان زيستى امام مهدى(عج)، مى تواند از ناحيه و خواست خود آن حضرت(عج) باشد، يعنى، آن حضرت(عج) برابر تحقّق بعضى از اهداف و برنامه هايش و رهايى از قيد و بند حكومت ها و با اذن الهى، از ديده ها غايب شده است. در اين رابطه مى توان به مؤلّفه هاى زير اشاره كرد:

 

1-4 بيعت نكردن با حاكمان

يكى از عواملى كه در روايات بسيار به آن اشاره شده، عدم بيعت امام مهدى(عج) با خلفاى جور و طاغوت ها است، آن حضرت(عج) به جهت اينكه مثل پدرانش مجبور به بيعت با آنان نشود، به فرمان خدا از چشم مردم مخفى شد. «بيعت، نوعى عقد و قرارداد دو سويه بين حاكم و فرمانبرداران است كه از يك سو خليفه را متعهد به اداره جامعه مى كند و از طرف ديگر بيعت كنندگان متعهد مى شوند، ضمن شنيدن و اطاعت از خليفه، از او حمايت كنند»[6].

آن حضرت(عج) زمانى كه ظهور مى كند، بيعت هيچ كس و هيچ حكومت غاصب و ستمگرى را - حتى به عنوان تقيه - بر گردن ندارد. او قيام مى كند، در حالى كه نسبت به احدى از جباران و حكومت هاى مختلف، تمكين و تسكين ندارد و از راه تقيه هم حكومت هاى غير اسلامى ناكامل را در ظاهر امضا نكرده است. او اكمل مظاهر اسم «العادل»، «السلطان»، «الغالب» و «الحاكم» است و چنان شخصيت و مقامى از اينكه تحت سلطنت غير خدا واقع شود. يا به حكومتى از حكومت هاى جائر به تقيه رأى داده باشد - بر حسب اخبار - محفوظ و محروس است و چنان كه از اخبار فراوان استفاده مى شود، آن حضرت(عج) به تقيه عمل نمى كند و حق را آشكار و باطل را از صفحه روزگار بر مى اندازد. پس يكى از حكمت ها و مصالح غيبت، اين است كه امام(علیه السلام) ، پيش از رسيدن وقت ظهور و مأمور شدن به قيام، ناچار نمى شود، مانند پدران بزرگوارش، از راه تقيه با خلفا و زمامداران و سياستمداران وقت، بيعت كند و وقتى كه ظاهر مى شود، هيچ بيعتى در گردن او نيست و هيچ حكومتى را بر خود - غير از حكومت خدا و احكام و قوانين قرآن، حتى به ظاهر و از روى تقيه هم - نپذيرفته است[7].

امیرالمومنین امام على (علیه السلام)  در اين باره فرموده بود: «هنگامى كه قائم(عج) ما قيام كند، براى احدى در گردن او بيعت نخواهد بود. از اين جهت ولادت او مخفى مى شود و خود از ديده ها پنهان مى باشد»[8].

 

2-4 آماده شدن جهان و افكار عمومى

يكى از علت هاى مهم غيبت امام مهدى(عج) و طولانى شدن پنهان زيستى آن حضرت(عج)، آماده ساختن جامعه بشرى، براى رسيدن به مقصد نهايى و الهى خود است. آمادگى جهان عبارت است از: بالا رفتن سطح آگاهى مردم و درك نياز به پيشوايى عادل و عالم، به وجود آمدن امكانات و زمينه هاى مناسب براى تشكيل يك حكومت جهانى، به ستوه آمدن مردم از ظلم و بيدادگرى و خواست جهانى و مردمى براى گسترش و احياى عدالت، معنويت و امنيت جهانى. تا اين زمان (آمادگى جهانى) فرا رسد، حضرت(عج) در غيبت خواهند بود؛ زيرا وظيفه حضرت(عج)، تحقّق فراگير و گسترده تمامى اهداف و برنامه هاى پيامبران و اوليا است و اقدامات و اصطلاحات او، نيازمند درك بالا و شعور مترقى از سوى مردم است.

 

1-5 آماده سازى و تربيت شيعيان

يكى از حكمت هاى «پنهان زيستى» امام زمان(عج)، اين بود كه شيعيان ضعيف و كم ظرفيت، تربيت شده و سطح آگاهى و تحمّل و آمادگى آنها بالا برود.

على بن يقطين از امام كاظم(ع) نقل مى كند كه: «شيعيان با آرزوها، تربيت مى شوند» پدرم يقطين به من گفت: چه آنچه راجع به سلطنت بنى عباس به ما گفته شده بود، انجام شد؛ ولى آنچه كه به شما درباره فرج اهل بيت(ع) گفته شده بود، انجام نشد؟

به او گفتم: آن چه كه به ما و شما گفته شده بود، هر دو از يك جا صادر شده است؛ نهايت اينكه وعده اى كه به شما داده شد، سر رسيد اما وعده ما - چون زمانش حتى نبود - هنوز نرسيده است. در عين حال ما را با ايجاد اميد و آرزوى آن دوران تربيت كردند؛ چون اگر از همان نخست، به ما مى گفتند كه: فرج بيت، تا سال دويستم يا سيصدم انجام مى شود، هر آينه مردم قساوت قلب مى گرفتند و عموم آنان از اسلام بر مى گشتند! اما هميشه به ما گفته اند: به همين زودى و با سرعت اين كار انجام مى شود تا قلب هاى مردم حفظ شود و فرج را نزديك بدانند»[9].

پی نوشت:

[1]. اثبات الهداة، ج 3، ص 583، ح 777.

[2]. ر.ك : امامت و مهدويت، ج 3، ص 347.

[3]. الزام الناصب، ص 114 ؛ يوم الخلاص، ج 1، ص 189.

[4]. نظام سياسى و دولت در اسلام، ص 89.

[5]. امامت و مهدويت، ج 2، ص 350.

[6]. يوم الخلاص، ج 1، ص 201 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 92.

[7]. الغيبة النعمانى، ص 89 و 100 ؛ اصول كافى، ج 1، ص 342.

[8]. بشارة الاسلام، ص 52 ؛ اعلام الورى، ص 400 ؛ منتخب الاثر، ص 251.

[9]. تلخيص الشافى، ج 1و2، ص 95 نشر عزيزى.

[10]. مرآة العقول، ج 4، ص 176، ج 6 به نقل از : مطلع الفجر، ص 27.

برگرفته از کتاب مهدویت پیش از ظهور - رحیم کارگر

منبع:شبستان

آیا امام زمان شهید خواهد شد؟/ وضعیت جهان پس از امام مهدی(عج)

 در روایات، تصویری روشن و شفاف از عصر ظهور ارائه شده است؛ اما درباره وضعیّت جهان پس از پایان زندگی امام و ماندگاری دولت عدل جهانی تا برپایی قیامت، ابهاماتی وجود دارد. در نوشتار حاضر، وضعیّت حاکمیّت جهان پس از پایان زندگی حضرت مهدی و به‌دنبال آن، پایایی یا عدم پایایی وضعیّت مطلوب عصر ظهور بررسی می‌شود.

 

آیا در عصر ظهور، امام زمان دین جدیدی خواهد آورد؟

 با توجه به ادله‌ای که وظیفه پیامبر را ابلاغ همه احکام به مردم می‌داند، پذیرش این احتمال که احکام نزد حضرت ودیعه گذاشته شده که حضرت برای اولین‌بار به مردم ابلاغ می‌کنند دشوار می‌نماید. اما تبیین مجدد احکامی که پیامبر ابلاغ کرده‌اند یا بیان زیرمجموعه‌های احکام کلی و ارائه تفسیر متناسب با عصر ظهور از اسلام احتمال‌هایی است که مانعی از پذیرش آن‌ها نیست

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت

 

به مقتضاى آيه شريفه اولوالامر، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا / سرویس صفحات فرهنگی:

«سيد ابوالقاسم اشكورى» فرزند سيد معصوم، از شاگردان شيخ انصارى، ميرزاى شيرازى و ميرزاى رشتى (رحمهم الله) بود که پس از وفات اساتيدش، خود از اساتيد بنام حوزه علميه نجف اشرف شد.

از جمله تأليفات وى، حاشيه بر رسائل شيخ انصارى به نام "جواهر العقول" است كه در واقع تقريرات درس استادش ميرزا حبيب الله رشتى است. كتاب هاى مباحث الفاظ، رساله اى در لباس مشكوك و رساله هايى در فقه و نيز "بغية الطالب فى شرح المكاسب" از تأليفات ديگر محقق اشكورى است.

«شيخ آقا بزرگ تهرانى» او را "عالم پرهيزگار و فقيهى مشهور كه در اواخر عمرش مرجع تقليد عده اى از اهالى گيلان بود" معرفى نموده است. در تقوا و وارستگى او همين بس كه در اواخر عمرش به مقلدانش اعلام كرد كه به مرجع ديگرى عدول كنند.  او به سال 1325ق. (113 سال پیش) دار فانى را وداع گفته، چشم از جهان فروبست.

خبرگزاری ابنا به مناسبت "دهه بصیرت و میثاق با ولایت فقیه" بخشی از مباحث این دانشمند متقی درباره ولایت فقیه ــ که برگرفته از كتاب "شرح مكاسب" اوست ــ به خوانندگان فرهیخته خود تقدیم می کند.

این مطلب، تلخیصی است از بخشی از مقاله "ولايت فقيه از ديدگاه محقق اشكورى" است که به قلم محقق ارجمند «حجت الاسلام والمسلمین على عزيزى» در فصلنامه حکومت اسلامی، شماره45، پاییز 1386 منتشر شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بررسى دلايل اثبات نيابت فقيه از امام زمان(عج) در عصر غیبت
از ديدگاه محقق اشكورى

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. كتاب

نخستين دليلى كه نويسنده براى اثبات ولايت مطلقهء فقيه ارائه مى كند، آيه شريفه "اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و أولى الامر منكم"[1] است.

وی به تبيين این آیه مى پردازد و می نویسد: "به مقتضاى عموم ازمانى آيه شريفه، زمين هيچ گاه خالى از ولى امرى كه اطاعتش بر همگان واجب است، نخواهد بود. از اين رو در زمان غيبت امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان (عج الله فرجه الشريف) اين منصب الهى شايسته كسى جز فقها نيست.

اگر كسى اشكال كند كه: در زمان غيبت، اگر چه حضرت صاحب الزمان در پرده غيبتند و ظهور ندارند، ليكن با وجود حضرتش، اين مقام عالىِ الهى بر غير ايشان، زيبنده نخواهد بود. پاسخ اين است كه : مقصود از ولى ّامرى كه در هر زمانى بوده و اطاعتش هم واجب باشد، كسى است كه مردم بتوانند در امور معاش و معاد و نيز سياسات به او مراجعه كنند. أولى الامر در زمان غيبت، كسى نيست غير از فقيه جامع الشرائط.

نتيجه آن كه براى اثبات وجوب اطاعت از فقيه در عصر غيبت، به معناى «أولى الاءمر» مراجعه مى كنيم: اگر پذيرفتيد كه مراد از أولى الاءمر در هر عصر، كسى است كه رجوع به او در امور معاش و معاد جايز باشد، كه در اين صورت وجوب اطاعت از فقيه متعين مى شود.

صغرای استدلال: فقهاء، ولاة امر هستند.
کبرای استدلال: با رجوع به آيهء شريفه، در مى يابيم كه اطاعت از أولى الاءمر واجب است.
نتیجه استدلال: بنابراين، اثبات مى شود كه اطاعت از فقيه در زمان غيبت واجب است.

2. سنت

شيخ صدوق از فضل بن شاذان روايت كرده كه امام رضا(ع) ضمن بيان علل حاجت و نياز مردم به امام فرمودند: «و منها: انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملّة من الملل عاشوا الاّ بقيّم و رئيس؛ لما لا بدّ لهم منه فى أمر الدين و الدني، فلم يجز فى حكمة الحكيم أن يتر الخلق بما يعلم أنه لا بدّ لهم منه و لا قوام لهم الا به». یعنی: «و از دلايل حاجت و نياز مردم به امام، اين است كه ما نمى يابيم گروه (متشكل) و يا ملتى (منسجم) را كه بدون  سرپرست و رئيس به زندگى خود ادامه دهند(و متفرق و مضمحل نشوند)؛ چرا كه در امور دين و دنياى خويش، به او نيازمندند. پس دور از حكمت حكيم است (جايز نيست براى او) كه در امور خلق، چنين امرى را كه  نياز ضرورى عباد و مايهء قوام و دوام آن ها است، نينديشيده باشد.»[2] 

اگر چه برخی از علماء اين روايت را ذكر كرده و به مفاد آن در حد اثبات «وجوب اطاعت از امام معصوم» اكتفا نموده اند، ولى به نظر محقق اشکوری، انصاف اين است كه اين روايت وجوب اطاعت
از فقيه را هم اثبات مى كند، به همان دليل كه وجوب اطاعت از امام معصوم را ثابت مى كند و اين همان نيابتى است كه مؤلف درصدد اثباتش مى باشد؛ چرا كه اگر از حاجت مردم در زمان  غيبت از امام سؤال مى شد و امام سكوت مى كرد، دور از شأن او بود كه سؤالى را كه مورد ابتلاى مردم است پاسخ ندهد و اگر پاسخ دهد كه مردم به زمامدار نياز ندارند، علاوه بر آن كه  ملازم فساد و هرج و مرج است، با اين سخن امام كه بقا و قوام بندگان بر وجود زمامدار متوقف است، منافات دارد و اگر بفرمايد: احتياج است، اين همان مطلوب ماست.

نویسنده همچنین رواياتی را نقل مى كند كه برخى با استناد به اين  اخبار، فقها را جانشينان ائمه معصومين (ع) دانسته اند؛ از جمله:

ــ «ان العلماء ورثة الاءنبياء و ذا ان الانبياء لم يورثوا ديناراً و لا درهماً و لكن ورثوا أحاديث من أحاديثهم فمن أخذ بشىء منها أخذ بحظ وافر»[3].

ـــ «مجارى الامور بيد العلماء بالله، الامناء على حلاله و حرامه»[4].

ـــ «... قد جعلته عليكم حاكم»[3].

ـــ «هم حجتى عليكم و أنا حجة الله»[5].

محقق اشکوری در تحلیل این روايات مى نویسد: استدلال به اكثر اين روايات براى اثبات عموم نيابت، صحيح و بجاست؛ زيرا اگر پيامبر يا جانشين پيامبرى، هنگام مسافرت بگويد كه فلانى «جانشين من» يا «امين من» يا «به منزله من» يا «حجت من» و «مرجع شما در حوادثى كه برايتان پيش مى آيد» است و «مجارى امور و احكام شم» به دست اوست و او «عهده دار رعيت» من است؛ چنان كه  مضمون ادلهء نصب و برخى از روايات ديگر است، همه اين واژه ها و عناوين، دلالت دارند كه او همهء اختيارات پيامبر يا وصىّ پيامبر را كه مربوط به شأن رياست او مى شود، داراست و نيز همهء آثارى را كه بر رسالت او جعل شده و قابل واگذارى به ديگرى است، دارد هم چنين با توجّه به وضعيت حكام و سلاطين كه به هنگام مسافرت، براى خود، با خصوصيات و اختيارات وسيع، جانشين نصب مى كنند، كسى در اين مطلب روشن ترديد نمى كند.

از نظر این اندیشمند شیعه، همه آثارى كه از جهت رياست و ولايت، عقلاً و شرع، براى امام ثابت است؛ مانند آثار شأن رسالت و تبليغ، براى فقيه نيز ثابت است. در نتيجه آثارى كه مربوط به رياست  وى نباشد؛ مانند آثار مربوط به عبادت و اطاعت و عصمت امام و آشكاركردن امور خارق العاده كه نه شرعاً و نه عقلاً از آثار و لوازم رياست نيست، بلكه از آثار شرعى رسالت است، از شمول ولايت فقيه خارج مى باشد. لازمهء خروج اين آثار، خروج دو نوع از امور است:

نخست، وجوب اطاعت امام در امورى كه به مصلحت خود او مربوط مى شود. امّا آن چه به مصالح شخص مأمور يا عموم مردم مربوط مى شود، براى فقيه نيز ثابت است؛ زيرا اين گونه امور به شأن «رياست و سرپرستى امام» مربوط مى شود كه حق تصميم گيرى در باره صلاح و فساد مردم را دارد.

دوم، امور تعبدى كه هيچ ارتباطى به شأن رياست امام ندارد و هر كسى متصدى آن ها شود، مفسده اى بر آن مترتب نمى گردد.

3. عقل

حصول بسيارى از امور در جامعه، مطلوبيت داشته و قوام جامعه، مبتنى بر آن هاست و اين امور سامان نمى يابند مگر با وجود حاكم و رئيس؛ چنان كه امام رضا(ع)به اين مطلب اشاره فرمودند كه در دليل قبل ذكر شد؛ «...انا لا نجد فرقة من الفرق و لا ملة من الملل عاشوا و بقوا الا بقيّم و رئيس...».

«شيخ انصاری» استاد محقق اشکوریدر اثبات وجوب اطاعت از امام معصوم، به دليل عقل استناد مى كند و مطلوب خويش را از راه مستقلات عقلى و غير مستقلات عقلى به اثبات مى رساند؛ كه شاگردش نيز ضمن تأييد، به توضيح و تبيين آن پرداخته و نيابت فقيه عادل را از اين طريق اثبات مى كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1] سوره نساء، آیه 59
[2] علل الشرائع، باب 182 آخر الحديث 9، ص 253
[3] وسائل الشيعه، ج 18، باب 8من ابواب صفات القاضى، ح 2
[4] تحف العقول، ص 238؛ بحارالانوار، ج 100، ص 80، ح 37
[5] وسائل الشيعه، ج 18، باب 11من ابواب صفات القاضى، ح 1

برنامه ای برای محبوب!

  یقینا بین ما و غیرمعتقدان به مهدویت، باید تفاوت ها و تمایزات فراوانی باشد و یک سری رفتارها و گفتارها و گرایش هایی داشته باشیم که در آنها نیست.
 

 

به گزارش گروه مهدویت خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در کانال تلگرامی آینده نگاری ایران می نویسد:

 

تفاوت ما (منتظران و باورمندان به امام زمان(عج)) با دیگران (کسانی که اعتقاد و باوری به امام زمان(عج) ندارند) در چیست؟ آیا همان زندگی، همان برخورد، همان کار و شغل، همان تفریح و خنده و... پس وجه تمایز و تفاوت ما با آنها در چیست؟

یقینا بین ما و غیرمعتقدان به مهدویت، باید تفاوت ها و تمایزات فراوانی باشد و یک سری رفتارها و گفتارها و گرایش هایی داشته باشیم که در آنها نیست. در اینجا به گوشه کوچکی از کارهایی که بهتر است به عنوان یک معتقد و منتظر امام زمان(عج) انجام دهیم، اشاره می شود. بر این اساس اگر بتوانیم چهل روز با آن حضرت(عج)، عهد ببندیم و خودمان را به انجام امور زیر در این چهل روز مقید کنیم، نتایج خوبی خواهیم دید:

1. سلام صبحگاهی به مولایمان «السلام علیک یا اباصالح المهدی ادرکنی»
2. دادن صدقه از طرف امام زمان(عج)
3. دعای عهد هر روز صبح پس از نماز صبح  
4. دعای الهی عظم البلا برای فرج امام زمان(عج) هر شب
5.توسل و یاری خواستن از امام زمان(عج) در انجام کارهای خیر و اعمال عبادی (مثل حضور قلب در نماز)
6.تمرین عشق و مهرورزی با امام زمان(عج)

چگونگی همراهی مسیحیان با امام زمان (عج)/مسیح (ع) در کجا نزول می‌کند؟

  شبستان: یکی از عوامل تاثیرگذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت جهانی اسلامی در سراسر جهان، حضور عیسِی بن مریم (ع)، این پیامبر الهی در کنار قائم آل محمد (ص) است.
 

 

به گزارش   پایگاه پرسمان دانشجویی مهدویت، رهبر حکومت جهانی اسلامی، حضرت مهدی (عج) است و عیسِی بن مریم (ع)، این پیامبر اولوالعزم الهی به همراه آن حضرت(عج) در راه جهانی شدن ارزش های قرآنی، ایشان را یاری می نماید. یکی از عوامل تاثیر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی و برقراری حاکمیت جهانی اسلامی در سراسر جهان، حضور این پیامبر الهی در کنار قائم آل محمد (ص) است.

از روایات شیعه و اهل سنت، استفاده می‌شود که هنگام خروج حضرت‌ مهدی علیه‌السلام، حضرت ‌عیسی علیه‌السلام از آسمان فرود آمده، در نماز به امام ‌زمان(عج) اقتدا خواهد کرد. بخاری به سند خود از رسول‌ خدا(ص) نقل می کند: «کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم؛ چگونه‌ای زمانی که فرزند مریم فرود آید، درحالی‌که امام بر شما فردی از خودتان است». [صحیح بخاری، ج۴، ص۱۴۳.]

و نیز در منابع حدیثی شیعه، از امام‌ باقر علیه‌السلام نقل شده است: «القائم منصور بالرعب مؤید بالنصر، تطوی له الارض و تظهر له الکنوز و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب و یظهر الله عزوجل به دینه و لو کره المشرکون. فلا یبقی فی الارض حزاب الّا عمر و ینزل روح الله عیسی‌بن‌مریم فیصلی خلفه؛ قائم توسط ترس یاری و به نصرت تأیید می‌شود. زمین برای او خواهد چرخید و گنج‌ها برای او ظاهر خواهد شد و سلطنتش مشرق و مغرب عالم را فرا خواهد گرفت. خداوند عزوجل به واسطه او دینش را ظاهر می‌کند، هر چند که مشرکان برآن کراهت داشته باشند. در آن هنگام در زمین جای خرابی نیست جز آنکه آباد شود و روح‌الله عیسی‌بن‌مریم فرود می‌آید و پشت سر او اقامه نماز خواهد کرد».[مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص۱۹۱]

بنابراین، طبق روایات وارده از شیعه و اهل سنت، پس از ظهور حضرت حجت(عج)، حضرت عیسی(ع) به اذن خداوند به زمین نزول خواهد کرد و در حضور همگان به عنوان یکی از یاران حضرت قائم(عج) پشت سر او به نماز خواهد ایستاد. چنانکه در روایتی از پیامبر اکرم(ص) آمده است: "سوگند به آن کسی که مرا مژده آور راستین قرار داد، اگر از عمر جهان، جز یک روز نمانده باشد، خداوند همان یک روز را آن قدر طولانی می کند، تا فرزندم مهدی خروج کند. پس از خروج او، عیسای روح الله فرود می آید و در پشت سر وی نماز می گزارد، آن گاه زمین با فروغ پروردگار روشن می شود و حکومت مهدی به شرق و غرب عالم می رسد." [صدوق، کمال الدین، ص ۱۶۳] همچنین در روایتی آمده است: حضرت عیسی در بیت المقدس نزول می‌کند که مردم در حال خواندن نماز جماعت هستند که امام جماعت، خود را کنار می‌کشد و حضرت عیسی را مقدم می‌کند تا امام جماعت شود ولی حضرت عیسی او را به جلو می اندازد به او اقتدا نموده و طبق دین حضرت محمد(ص)، پشت سرش نماز می‌خواند. [بحرانى، حلیة الأبرار فی أحوال محمّد و آله الأطهار‏، ج ۶، ص ۴۳۰] از آنجا که در این دوران عده بسیار زیادی از مردم را پیروان حضرت عیسی (ع) تشکیل می دهند و ایشان، آن حضرت را بعنوان منجی و مصلح جهانی می دانند با دیدن این صحنه و به پیروی از پیامبر خود به حضرت مهدی(عج) علاقمند شده و به حضرتش گرایش و ایمان می آورند و این مطلب، خود یکی از اسباب پیروزی آن حضرت، در این حرکت و قیام عظیم جهانی او است.

 

دلیل نماز خواندن عیسی بن مریم(ع) پشت سر امام زمان(عج)

می‌توان گفت نماز خواندن حضرت عیسی‌ علیه‌السلام پشت سر امام مهدی علیه‌السلام، آخرین حجت خدا میان مسلمانان و جانشین بر حق پیامبر خاتم، برای اثبات این حقیقت بزرگ است که دین اسلام آخرین دین الهی و پیامبر اسلام‌(ص)،آخرین پیامبر از سلسله انبیای‌ الهی است. نماز خواندن حضرت عیسی‌ علیه‌السلام در جایگاه پیشوای گستردهترین دین جهان که بیشترین پیروان را به خود اختصاص داده است، راه را برای حقجویان عالم هموار خواهد کرد و این، بزرگترین نقشی است که یک پیامبر بزرگ برای هدایت نسلها بر عهده دارد.

لازم به ذکر است آنچه از مجموع روایات درباره نزول حضرت عیسی‌ علیه‌السلام استفاده می‌شود، اصل فرود آمدن آن بزرگوار و نماز خواندن او پشت سر امام مهدی‌ علیه‌السلام است. در روایات شیعه، چیزی بیش از این مطرح نشده است که بتوان به آن اعتماد کرد. البته در روایات اهل سنت، به نکتههای دیگری مانند حضور حضرت عیسی‌ علیه‌السلام در بیت‌المقدس و نیز درگیری و جنگ او با دجال و قتل دجال نیز اشاره شده است.

 

جایگاه حضرت عیسی در آخرالزمان

فرود آمدن حضرت روح الله، عیسی مسیح(علیه السلام) از آسمان، در آخرالزمان، مورد اتّفاق تمام مسلمانان است. بیشتر مفسّران این آیه را که می فرماید: «هیچ یک از اهل کتاب (تورات و انجیل) نیست مگر آنکه پیش از مرگ، به او (عیسی) ایمان آورد و او نیز روز قیامت به آن گواه باشد.» (سوره نساء، آیه ۱۵۹) به همین معنا تفسیر کرده اند. علامه مجلسی این تفسیر را از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که فرمودند:«پیش از قیامت، (عیسی) به دنیا فرود آید و هیچ یک از ملت های یهود و مسیح نماند؛ مگر آنکه قبل از مرگ به او ایمان آورد و آن حضرت پشت سر مهدی (علیه السلام) نماز گزارد.» (بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۵۳۰)

روایات فرود آمدن مسیح (علیه السلام) در منابع شیعه و سنّی فراوان است، از جمله این روایتِ مشهور از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) که فرمودند:«چگونه خواهید بود آنگاه که عیسی بن مریم در میان شما فرود ‌آید و پیشوای شما از خود شما باشد.» (بحارالانوار، ج ۵۲، ص ۲۸۳)

این روایت را جمعی از علمای اهل سنت، از جمله بخاری و دیگران درباره فرود آمدن عیسی آورده اند. (صحیح بخاری، ج ۲، ص ۲۵۶)

بر اساس روایات منابع حدیثی شیعه و اهل سنت، حضرت مسیح، پشت سر امام مهدی (علیه السلام) نماز می گزارد. از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است: منّا مهدیُ الامهِ الذی یُصَلی عیسی خَلفَه. مهدی امت که عیسی پشت او نماز می گذارد از ماست. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۹۱) و نیز نقل شده است:... و منكم القائم يصلّي عيسى بن مريم خلفه إذا أهبطه اللّه إلى الأرض من ذريّة على و فاطمة من ولد الحسين‏. از شما است قائم که از ذریه علی و فاطمه و از فرزندان حسین است و عیسی بن مریم (ع) پشت او نماز می گزارد هنگامی که خدا او را به زمین فرود می آورد. (مجلسی، بحارالانوار، ج ۵۱، ص ۷۷)

و هر سال به حجّ خانه خدا مشرف می شود. مسلمانان به همراه او به نبرد با یهود، روم و دجّال می پردازند. آن بزرگوار پس از چهل سال زندگی رحلت می کند و مسلمانان پیکر او را به خاک می سپارند. (نسخه خطی الفتن ابن حماد، صص ۱۵۹-۱۶۲) در روایتی از اهل بیت (علیهم السلام) آمده است که امام زمان (علیه السلام) مراسم دفن او را به طور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار می کند تا دیگر مسیحیان حرف های گذشته را درباره او بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچه ای که دستباف مادرش حضرت مریم (سلام الله علیها) است، کفن نموده، در قبر مریم (سلام الله علیها) در «قدس» به خاک می سپارند.

با توجه به آیه «قرآن» که: «هیچ کس نیست؛ مگر اینکه به او ایمان آورد.» می توان گفت همه ملل مسیحی و یهودی پس از نزول مسیح به او ایمان می آورند. شاید فلسفه عروج او به آسمان و طولانی شدن عمرش برای ایفای نقش بزرگی است که در مرحله حساس و تاریخی ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر عهده می گیرد تا مسیحیان عالم که احتمالاً بزرگ ترین قدرت جهانی و جدّی ترین مانع برپایی حکومت و تمدن الهی حضرت مهدی (علیه السلام) اند، ایمان بیاورند.

از این رو، طبیعی است که با ظهور مسیح (علیه السلام)، جهان مسیحیّت خرسندی عمیق خود را با برپایی تظاهرات گسترده مردمی ابراز نماید و فرود عیسی (علیه السلام) را برای خود در برابر ظهور مهدی (علیه السلام) برای مسلمانان، موهبتی الهی پندارند و طبیعی است که حضرت مسیح (علیه السلام) از کشورهای مختلف آنان دیدار کند و خداوند نشانه ها و معجزه هایی را به دست او آشکار سازد و جهت هدایت تدریجی مسیحیان به اسلام در درازمدت اقدام نماید. در نتیجه، نخستین نتایج سیاسی فرود مسیح (علیه السلام) کاهش دشمنی حکومت های غربی نسبت به اسلام و مسلمانان و به گفته روایات، انعقاد پیمان صلح و آتش بس بین آنها و حضرت مهدی (علیه السلام) خواهد بود.

 

زمان ظهور حضرت مهدی(عج) و نزول حضرت عیسی(ع)

از روایات موجود در این زمینه به دست می ‏آید که بعد از ظهور حضرت حجة بن الحسن العسکری – ارواحنا له الفدا – حضرت مسیح (علیه السلام) از آسمان نزول خواهد کرد و در محضر آن حضرت(عج) حضور خواهد داشت. پیامبر اکرم (صلی الله علیه) می‏ فرماید: «لن تُهلک اُمَّةٌ انأ فی اولها و عیسی فی آخرها و المهدی فی وسطها»؛ (کشف الغمه، ج ۲، ص ۴۸۴)

امتی که من در اول، عیسی (علیه السلام) در آخر و مهدی (علیه السلام) در وسط آن باشیم هرگز به هلاکت نمی ‏افتند.

این روایت صراحت بیشتری بر این مطلب دارد که ظهور حضرت مهدی (علیه السلام) پیش از حضرت عیسی (علیه السلام) انجام می ‏گیرد، بنابراین، حضرت مهدی (عج) میانه امت پیامبر(ص) خواهد بود و منظور از وسط در روایت ذکر شده، ما قبل آخر است و میانه حقیقی نیست چون حضرت عیسی (علیه السلام) پس از حضرت مهدی (عج) خواهد آمد و حضور ایشان با حضور حضرت مهدی (عج) منافاتی نخواهد داشت. از این روایت استفاده می ‏شود که حضرت عیسی (علیه السلام) و حضرت مهدی (عج) با هم ظهور نمی‏ کنند بلکه نخست حضرت مهدی (عج) و سپس بعد حضرت عیسی (علیه السلام) ظهور می‏ کنند. (یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، علیرضا رجایی، ص ۲۱۱)

 

مکان نزول حضرت عیسی

در شماری از روایت های ابن حماد از منابع اهل سنت، به اماکن متعددی به عنوان محلّ فرود عیسی (علیه السلام) اشاره شده است، از جمله «قدس شریف»، پل سفید بر دروازه «دمشق»، کنار مناره ای در محل دروازه شرقی دمشق و «دروازه لُدّ» در «فلسطین».

از روایت طبرانی از منابع اهل سنت، استفاده می‌شود که مکان نزول حضرت‌ مسیح(ع) در آخرالزمان، دمشق است. طبرانی به سند خود از رسول‌خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله نقل کرده که فرمودند: «ینزل عیسی‌ بن‌ مریم عند المنارة البیضاء شرقی دمشق؛ عیسی‌بن‌مریم کنار مناره سفید قسمت شرق، در سرزمین دمشق فرود خواهد آمد»

ابن‌کثیر از دانشمندان اهل سنت، نیز می‌گوید: «... آنگاه مسیح(ع) بر زمین فرود می‌آید و محل فرود او کنار مناره سفید شرقی در دمشق؛ هنگام نماز صبح است». (الفتن و الملاحم ابن‌کثیر، ص۱۷۲.)اما نظر مشهور در نگاه شیعی، این است که حضرت مسیح، نخست در قدس، فرود می آید و پشت سر امام مهدی نماز میگذارد و سپس رهسپار «شام» و دیگر نقاط می شود.

 

اسلام، دین حضرت عیسی(ع)

از برخی روایات اهل سنت، استفاده می‌شود که حضرت ‌عیسی‌ علیه‌السلام بعد از فرودآمدن از آسمان، به شریعت اسلام عمل می‌کند، نه به شریعت خود.

سمره از رسول خدا(ص) نقل کرده که فرمودند: «عیسی‌بن‌مریم در حالی ‌که تصدیق‌کننده به محمد و بر دین اوست نزول می‌کند، آنگاه دجال را به قتل می‌رساند...». (صحیح ابن‌حبان، ج۵، ص۲۲۳)

 

حضرت عیسی، وزیر امام مهدی(عج)

در حکومتی که رهبری آن به‌عهده حضرت‌ مهدی علیه‌السلام است، کارگزاران و مسئولان حکومت او نیز باید از بزرگان و نیکان امت باشند؛ لذا طبق آنچه در روایات آمده است، ترکیب دولت حضرت‌ مهدی علیه‌السلام را پیامبران، جانشینان آنان، تقواپیشگان و صالحان روزگار تشکیل خواهند داد.

در روایتی می‌خوانیم که حضرت‌ عیسی علیه‌السلام به حضرت ‌مهدی علیه‌السلام می‌گوید: «همانا من به‌ عنوان وزیر فرستاده شده‌ام نه امیر و فرمانروا». (ملاحم، ابن‌طاووس، ص۸۳؛ و الفتن، ابن‌حماد، ص۱۶۰)همچنین در روایتی آمده است که حضرت ‌عیسی علیه‌السلام، وزیر حضرت مهدی علیه‌السلام و پرده‌دار و جانشین آن حضرت است. (غایة‌المرام، ص۶۹۷؛ و حلیة‌الابرار، بحرانی، ج۲، ص۶۲۰)

و نیز در روایتی دیگر آمده است: «... آنگاه عیسی فرود می‌آید و مسئول دریافت اموال حضرت ‌قائم می‌شود و اصحاب کهف نیز در پشت سر او خواهند بود». (غایة‌المرام، ص۶۹۷؛ حلیة‌الابرار، بحرانی، ج۲، ص۶۲۰)

 

مدت عمر حضرت عیسی

از برخی روایات اهل سنت، استفاده می‌شود، حضرت‌عیسی علیه‌السلام بعد از نزول به زمین، چهل سال عمر می‌کند و در این مدت، ازدواج نیز می‌کند، بعد رحلت فرموده و مسلمانان بر او نماز می‌گزارند:

۱-ابوهریره در حدیثی از رسول خدا‌ نقل کرده که فرمود: «او مسیح چهل سال در روی زمین توقف خواهد کرد و بعد از وفاتش، مسلمانان بر او نماز می‌گزارند»

۲- عبدالله‌بن‌عمر از رسول‌ خدا نقل کرده که فرمود: «عیسی‌بن‌مریم به زمین فرود می‌آید و ازدواج می‌کند و صاحب فرزند می‌شود»

در روایتی از اهل بیت (علیهم السلام) آمده است که امام زمان (علیه السلام) مراسم دفن او را به طور آشکار و در برابر دیدگان مردم برگزار می کند تا دیگر مسیحیان حرف های گذشته را درباره او بر زبان نیاورند و پیکر او را با پارچه ای که دستباف مادرش، حضرت مریم (سلام الله علیها) است، کفن نموده، در کنار قبر حضرت مریم (سلام الله علیها) در «قدس» به خاک می سپارند.

از مجموعه احادیث و روایات در باب نقش حضرت عیسی مسیح، به نتایجی دست می یابیم، از جمله:

 

نقش عيسي مسيح در دولت حضرت مهدي(عج) چيست؟

۱- فرود حضرت مسیح از آسمان، علاوه بر اینکه موجب گرایش غربی ها و مسیحیان جهان به اسلام و انعقاد پیمان صلح میشود، برخی از شبهات پیرامون امام عصر نیز پاسخ داده میشود. با حضور و نزول حضرت مسیح به زمین و آشکار شدن خبر قرآن مبنی بر به صلیب نکشیده شدن حضرت عیسی، پیش از پیش موجب تقویت پایه های حکومت جهانی اسلام شده و نیز بر امامت در سنین کودکی، صحه گذاشته میشود. زیرا، قرآن آغاز معجزات عیسی(ع) را در نوزادی بیان کرده و بصراحت می‌گوید وقتی به مریم(س) اعتراض کردند که چطور مادر شده‌ای، بصراحت وجود مقدس حضرت عیسی(ع) به سخن آمده و از طهارت و پاکی مادرشان سخن می‌گویند! این یعنی تصریح به مقام نبوت و ولایت ایشان فارغ از سن و زمان و مکان و وابسته به شایستگی‌های الهی. بنابراین، نوع ولادت حضرت مسیح(ع) و آغاز نبوت ایشان در نوزادی با تصریح آیه قرآن، سند محکمی است بر این عقیده شیعه که امام میتواند در سنین کودکی به مقام شامخ امامت برسد.

۲- از طرفی بر اساس طول عمر حضرت مسیح(ع) که از دو هزار سال می‌گذرد، می‌توان بر طول عمر حضرت حجت(عج) استدلال کرد، وقتی معتقد هستیم ایشان زنده‌اند و حضرت حجت(عج) را در قیامشان یاری می‌کنند، دیگر طول عمر حضرت ولی عصر(عج)، جای تعجب و عدم باور و شبهه افکنی ندارد.

۳- از شگردهای جبهه کفر و شیطان، حذف مشترکات ادیان آسمانی است. اتحاد اسلام و مسیحیت در آخرالزمان، بر خلاف دیدگاه جبهه یهود صهیونیسم، می باشد. از اینرو، تمام سعی خویش را در جهت اختلاف افکنی بین دین اسلام و مسیحیت به کار بسته اند. حضرت مسیح (ع) به تصریح روایات اسلامی، یکی از پیامبران الهی هستند که در عصر ظهور و در ایجاد حکومت عدل جهانی حضرت ولی عصر(عج) نقشی اثرگذار ایفا کرده و آن حضرت(عج) را در ساخت آرمانشهر بشری کمک می‌کنند.

نقش افکار عمومی در غیبت امام زمان(عج)

  شبستان: وظيفه حضرت(عج)، تحقّق فراگير و گسترده تمامى اهداف و برنامه هاى پيامبران و اوليا است و اقدامات و اصطلاحات او، نيازمند درك بالا و شعور مترقى از سوى مردم است.
 

 

  علّت و حكمت اصلى «غيبت»، براى ما معلوم نيست و پس از ظهور حضرت مهدى(عج) آشكار مى گردد؛ ولى در روايات متعدد ديگر، اسرار و عللى براى غيبت آن حضرت(عج) بيان شده كه قابل توجّه است و مى تواند ما را نسبت به وقوع غيبت و لزوم آن به اطمينان بيشترى برساند.

در اينجا عوامل و حكمت هاى غيبت- بر اساس يك دسته بندى جديد و جامع - بيان مى شود؛ بنابراين، تقسيم، غيبت امام مهدى(عج) هم از جانب خدا و به خواست و اراده او بوده است و هم مردم، حاكمان ظالم و شيعيان در آن نقش و تأثير داشته اند.

در مطلب پیشین دو مورد از عوامل غیبت مطرح شد و دلایل بعدی به بحث گذاشته می شود:

 

۳.دشمنان عنود و ستمگر

يكى از موانع و چالش هاى اساسى فراروى امامان معصوم (علیهم السلام)، وجود حاكمان ظالم، دشمنان جاهل و كينه جو و نفاق پيشگان دنيا دوست بوده است. اين امر منجر به غصب خلافت، كشته شدن امامان، انزوا و محدوديت، فشارهاى مالى و اقتصادى، جلوگيرى از ارتباط با مردم و... شده بود.

امام مهدى(عج) نيز با همه اين خطرات رو به رو بود و حكمت الهى اقتضاء مى كرد كه آن حضرت(عج) از ديدگاه ها غايب شود. با توجه به اين امر بديهى، عوامل زير در غيبت آن حضرت نقش و تأثير زيادى داشته است:

 

1-3 جلوگيرى از كشته شدن

امام حسن عسكرى(علیه السلام)  فرمود: «بنى اميه و بنى عباس، شمشيرهاى خود را براى ما تيز كردند؛ زيرا خوب مى دانستند كه آنها در خلافت حقى ندارند. آنان از ترس اينكه خلافت به جاى خود برگردد و در ميان صاحبان اصلى اش مستقرّ شود، به كشتن اهل بيت پيامبر (صلی الله علیه و آله)  و از بين بردم سلاله آن حضرت(ص)، همت گماشتند تا شايد از ولادت حضرت قائم(عج) جلوگيرى كنند و يا او را به قتل برسانند؛ ولى خداوند اراده كرد كه او را بر احدى از دشمنان آشكار نكند و نور خود را به اتمام رساند؛ اگر چه مشركان خوش ندارند»[1].

زراره مى گويد: از امام صادق (علیه السلام)  شنيدم كه مى فرمودند: «يا زرارة لابُدّ للقائم من غيبة»؛ «به درستى كه براى قائم(عج) غيبتى هست». پرسيدم: براى چه؟ فرمودند: «يخاف على نفسه»؛ «بر جان خويش مى ترسد»[2].

 

در اينجا بيان دو نكته خالى از فايده نيست :

الف. ترس حضرت(عج) بر جان خود، براى آن است كه او، آخرين ذخيره الهى است كه بايد براى تحقق عدالت جهانى - كه وعده حتمى خداوند است - باقى بماند؛ وگرنه او نيز مانند پدران بزرگوارش، از شهادت در مسير تحقّق اهداف الهى، استقبال مى كند.

ب. خداوند متعال، هر چند قادر و توانا است كه در هر زمان و هر ساعت، آن حضرت(عج) را ظاهر و به طور قهر و غلبه، بر تمام ملل و حكومت ها - پيش از فراهم شدن اسباب - غالب سازد؛ ولى چون جريان اين جهان را بر مجراى اسباب و مسبّبات قرار داده و تا زمانى كه اسباب چنان ظهورى فراهم نشود، قيام آن حضرت به تأخير خواهد افتاد و اگر پيش از فراهم شدن اسباب و مقدمات ظاهر شود، از حفظ قتل مصون نخواهد ماند[3].

 

2-3 خطر دشمنان داخلى و اهل نفاق

علاوه بر خطرى كه از ناحيه خلفاى عباسى متوجه امام مهدى(عج) بود؛ توطئه و اقدامات شومى نيز از طرف بعضى از نزديكان فاسد و نفاق پيشه عليه آن حضرت صورت مى گرفت و خطراتى را متوجه او مى ساخت. نمونه روشن اين خطر را مى توان در اقدامات جعفر كذّاب جست و جو كرد. او با دستگاه خلافت ارتباط نزديكى داشت و مى خواست به كمك آنان مقام و دارايى امام عسكرى (علیه السلام)  را تصاحب كند و فرزند او را به كشتن دهد...!!

امام هادى (علیه السلام)  مى فرمود: «از پسرم جعفر دورى كنيد كه او براى من، به منزله نمرود (پسر نوح) است، نسبت به حضرت نوح كه قرآن كريم در حق او مى فرمايد: نوح گفت: پسر من از كسان من است [ولى] خدا فرمود: اى نوح! او از كسان تو نيست كه آن عملى (فرزندى) است، غير صالح»[4].

بر اين اساس امام عسكرى (علیه السلام)  فرمود : «...اگر جعفر بتواند مرا بكشد، هرگز دريغ نمى كند!!»[5]

 

چهار. نقش امام زمان(عج)

غيبت و پنهان زيستى امام مهدى(عج)، مى تواند از ناحيه و خواست خود آن حضرت(عج) باشد، يعنى، آن حضرت(عج) برابر تحقّق بعضى از اهداف و برنامه هايش و رهايى از قيد و بند حكومت ها و با اذن الهى، از ديده ها غايب شده است. در اين رابطه مى توان به مؤلّفه هاى زير اشاره كرد:

 

1-4 بيعت نكردن با حاكمان

يكى از عواملى كه در روايات بسيار به آن اشاره شده، عدم بيعت امام مهدى(عج) با خلفاى جور و طاغوت ها است، آن حضرت(عج) به جهت اينكه مثل پدرانش مجبور به بيعت با آنان نشود، به فرمان خدا از چشم مردم مخفى شد. «بيعت، نوعى عقد و قرارداد دو سويه بين حاكم و فرمانبرداران است كه از يك سو خليفه را متعهد به اداره جامعه مى كند و از طرف ديگر بيعت كنندگان متعهد مى شوند، ضمن شنيدن و اطاعت از خليفه، از او حمايت كنند»[6].

آن حضرت(عج) زمانى كه ظهور مى كند، بيعت هيچ كس و هيچ حكومت غاصب و ستمگرى را - حتى به عنوان تقيه - بر گردن ندارد. او قيام مى كند، در حالى كه نسبت به احدى از جباران و حكومت هاى مختلف، تمكين و تسكين ندارد و از راه تقيه هم حكومت هاى غير اسلامى ناكامل را در ظاهر امضا نكرده است. او اكمل مظاهر اسم «العادل»، «السلطان»، «الغالب» و «الحاكم» است و چنان شخصيت و مقامى از اينكه تحت سلطنت غير خدا واقع شود. يا به حكومتى از حكومت هاى جائر به تقيه رأى داده باشد - بر حسب اخبار - محفوظ و محروس است و چنان كه از اخبار فراوان استفاده مى شود، آن حضرت(عج) به تقيه عمل نمى كند و حق را آشكار و باطل را از صفحه روزگار بر مى اندازد. پس يكى از حكمت ها و مصالح غيبت، اين است كه امام(علیه السلام) ، پيش از رسيدن وقت ظهور و مأمور شدن به قيام، ناچار نمى شود، مانند پدران بزرگوارش، از راه تقيه با خلفا و زمامداران و سياستمداران وقت، بيعت كند و وقتى كه ظاهر مى شود، هيچ بيعتى در گردن او نيست و هيچ حكومتى را بر خود - غير از حكومت خدا و احكام و قوانين قرآن، حتى به ظاهر و از روى تقيه هم - نپذيرفته است[7].

امیرالمومنین امام على (علیه السلام)  در اين باره فرموده بود: «هنگامى كه قائم(عج) ما قيام كند، براى احدى در گردن او بيعت نخواهد بود. از اين جهت ولادت او مخفى مى شود و خود از ديده ها پنهان مى باشد»[8].

 

2-4 آماده شدن جهان و افكار عمومى

يكى از علت هاى مهم غيبت امام مهدى(عج) و طولانى شدن پنهان زيستى آن حضرت(عج)، آماده ساختن جامعه بشرى، براى رسيدن به مقصد نهايى و الهى خود است. آمادگى جهان عبارت است از: بالا رفتن سطح آگاهى مردم و درك نياز به پيشوايى عادل و عالم، به وجود آمدن امكانات و زمينه هاى مناسب براى تشكيل يك حكومت جهانى، به ستوه آمدن مردم از ظلم و بيدادگرى و خواست جهانى و مردمى براى گسترش و احياى عدالت، معنويت و امنيت جهانى. تا اين زمان (آمادگى جهانى) فرا رسد، حضرت(عج) در غيبت خواهند بود؛ زيرا وظيفه حضرت(عج)، تحقّق فراگير و گسترده تمامى اهداف و برنامه هاى پيامبران و اوليا است و اقدامات و اصطلاحات او، نيازمند درك بالا و شعور مترقى از سوى مردم است.

 

1-5 آماده سازى و تربيت شيعيان

يكى از حكمت هاى «پنهان زيستى» امام زمان(عج)، اين بود كه شيعيان ضعيف و كم ظرفيت، تربيت شده و سطح آگاهى و تحمّل و آمادگى آنها بالا برود.

على بن يقطين از امام كاظم(ع) نقل مى كند كه: «شيعيان با آرزوها، تربيت مى شوند» پدرم يقطين به من گفت: چه آنچه راجع به سلطنت بنى عباس به ما گفته شده بود، انجام شد؛ ولى آنچه كه به شما درباره فرج اهل بيت(ع) گفته شده بود، انجام نشد؟

به او گفتم: آن چه كه به ما و شما گفته شده بود، هر دو از يك جا صادر شده است؛ نهايت اينكه وعده اى كه به شما داده شد، سر رسيد اما وعده ما - چون زمانش حتى نبود - هنوز نرسيده است. در عين حال ما را با ايجاد اميد و آرزوى آن دوران تربيت كردند؛ چون اگر از همان نخست، به ما مى گفتند كه: فرج بيت، تا سال دويستم يا سيصدم انجام مى شود، هر آينه مردم قساوت قلب مى گرفتند و عموم آنان از اسلام بر مى گشتند! اما هميشه به ما گفته اند: به همين زودى و با سرعت اين كار انجام مى شود تا قلب هاى مردم حفظ شود و فرج را نزديك بدانند»[9].

منابع:

[1]. اثبات الهداة، ج 3، ص 583، ح 777.

[2]. ر.ك : امامت و مهدويت، ج 3، ص 347.

[3]. الزام الناصب، ص 114 ؛ يوم الخلاص، ج 1، ص 189.

[4]. نظام سياسى و دولت در اسلام، ص 89.

[5]. امامت و مهدويت، ج 2، ص 350.

[6]. يوم الخلاص، ج 1، ص 201 ؛ بحار الانوار، ج 52، ص 92.

[7]. الغيبة النعمانى، ص 89 و 100 ؛ اصول كافى، ج 1، ص 342.

[8]. بشارة الاسلام، ص 52 ؛ اعلام الورى، ص 400 ؛ منتخب الاثر، ص 251.

[9]. تلخيص الشافى، ج 1و2، ص 95 نشر عزيزى.

[10]. مرآة العقول، ج 4، ص 176، ج 6 به نقل از : مطلع الفجر، ص 27.

برگرفته از کتاب مهدویت پیش از ظهور - رحیم کارگر