Articles Tagged ‘ترامپ’

پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفت

کانال ۲ تلویزیون اسرائیل مدعی شد که کاخ سفید طی چند روز اخیر موضوع انتقال سفارت از تل آویو به قدس را اعلام می کند. اما به قول «رائد صلاح» رئیس جنبش اسلامی فلسطین، این تصمیم ترامپ اعلام جنگ علیه ملت فلسطین است.
پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفت
سرویس جهان مشرق -کانال ۲ تلویزیون اسرائیل مدعی شد که کاخ سفید طی چند روز اخیر موضوع انتقال سفارت از تل آویو به قدس را اعلام می کند.
 
به نظر می‌رسد روی کار آمدن دونالد ترامپ در ریاست جمهوری آمریکا مسئله انتقال سفارت آمریکا در سرزمین‌های اشغالی به قدس را با تمرکز جدیدی مواجه می‌کند، چرا که وی درتبلیغات انتخاباتی خود وعده این کار را داده و تمایل زیادی در میان مقامات دولت وی برای اجرای این وعده وجود دارد.
 
این در حالی است که سیاست‌های رسمی آمریکا طی سال‌های گذشته، حتی در میان رؤسای جمهوری که وعده انتقال سفارت را داده‌اند، به سمت رعایت جوانب حقوقی و قانونی و قطعنامه‌های بین‌المللی سوق پیدا کرده است که انضمام مناطق شرقی قدس به سرزمین های اشغالی را به رسمیت نمی‌شناسد و آن را بخشی از حل و فصل نهایی موضوع فلسطین می‌داند. از سوی دیگر دولت‌های مذکور به دنبال جلوگیری از خشم طرف‌های فلسطینی و عرب و کشورهای اسلامی برآمده و از شکست روند سازش می‌ترسند.

سناریوهای موجود نشان می‌دهد که ترامپ احتمالا در ابتدای ریاست جمهوری خود یا در آینده‌ای نزدیک سفارت آمریکا را به قدس اشغالی منتقل خواهد کرد یا یکی از دفاتر خدماتی سفارت در قدس غربی  - و نه قدس شرقی- را به عنوان ساختمان این سفارتخانه معرفی خواهد کرد یا اینکه سفارت‌خانه را در تل‌آویو نگه خواهد داشت و سفیر را به قدس منتقل خواهد کرد. همچنین ممکن است وی هم‌زمان با اعلام انتقال سفارت آمریکا در فلسطین اشغالی به قدس، دولت فلسطین را نیز به رسمیت بشناسد تا شاید بتواند جلوی خشم و واکنش افکار عمومی را بگیرد. در هر کدام از این سناریوها به نظر می‌رسد ترامپ اقدامات جسورانه ای در این زمینه انجام خواهد داد که تحرکات فلسطینی‌ها و عرب ها و مسلمانان را در پی خواهد داشت.  

مقدمه:
تحلیلگران مسائل خاورمیانه و به‌ ویژه کارشناسان موضوع فلسطین اعتقاد دارند که دونالد ترامپ رئیس‌جمهور جدید آمریکا موضعی واضح تر و جسورانه تر نسبت به موضوع انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس را در پیش گرفته است. پیش ‌از وی نیز رؤسای جمهور آمریکا از دموکرات گرفته تا جمهوری‌خواه ، عزم خود را برای انتقال سفارت اعلام کرده بودند، اما به این وعده‌ها عمل نکردند. اما به نظر می‌رسد اظهارات وی در روند تبلیغات انتخاباتی و بعد از پیروزی در انتخابات از جمله در زمینه تعیین سفیر جدید آمریکا در اسرائیلی یعنی دیوید فردمن تغییر ملموسی در مواضع آمریکا ایجاد کرده و احتمال اجرای این روند بر خلاف نظر رؤسای جمهوری سابق از جمله بیل کلینتون و جورج بوش را افزایش داده است.
 
 
 پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفت

برای مشخص کردن سناریوهای مختلف در این رابطه، لازم است که شاخص‌های محیطی این تصمیم احتمالی به نحو زیر ترسیم شود:

اول:ابعاد حقوقی و قانونی تصمیم‌گیری آمریکا در موضوع قدس:
آمریکا در ابعاد حقوقی و قانونی از طریق مواضع اعلام ‌شده خود در محافل بین‌المللی به ‌ویژه شورای امنیت سازمان ملل متحد و بیانیه‌های مختلف کمیته چهارجانبه و همچنین تأیید موارد مورد اشاره در معاهدات برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی به موارد زیر اذعان کرده‌ است:

1-عدم به رسمیت شناختن انضمام شهر اشغالی قدس به سرزمین‌های اشغالی.
آمریکا البته از رأی دادن به قطعنامه 478 صادر شده از سوی شورای امنیت که با موافقت 14 کشور همراه شد و توسعه سرزمین های اشغالی به این شهر را مغایر قوانین بین‌المللی اعلام کرده بود، امتناع کرد، اما نتوانست به آن رأی منفی بدهد.

2-اظهارات مختلف آمریکایی‌ها تأکید می‌کند که موضوع قدس بخشی از راه‌حل نهایی بحران بوده و این بدان معنا است که هیچ یک از دو طرف نمی‌توانند به صورت انفرادی در رابطه با آن تصمیم‌گیری ‌کند.

البته عرصه حقوقی چیز دیگری را نشان می‌دهد. کنگره آمریکا در سال 1995 قانونی را با عنوان "قانون سفارت قدس در سال 1995" صادر کرد مبنی بر اینکه اکثریت اعضای کنگره ( 93 رأی موافق در برابر پنج رأی مخالف در سنا و  374 رأی موافق در برابر 37 رأی مخالف در مجلس نمایندگان آمریکا) با آغاز تأمین مالی عملیات انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس موافق هستند. بر اساس این طرح قرار شد عملیات مذکور نهایتاً تا تاریخ 31/5/1999 به پایان رسیده باشد و شهر قدس اشغالی به عنوان پایتخت متحد اسرائیل به رسمیت شناخته شود. البته در این مصوبه ارزیابی احتمال آسیب‌زا بودن این طرح برای منافع عالی آمریکا به عهده رئیس‌جمهور این کشور گذاشته شد و این موضوع به بخشی از اختیارات رئیس‌جمهور به عنوان بالاترین رده دستگاه اجرایی کشور محول شد.

با این وجود این قانون به دو علت هنوز به منصه اجرا گذاشته نشده است. عامل اول اینکه مشاور حقوقی وزارت دادگستری آمریکا این قانون را مغایر با قانون اساسی این کشور اعلام کرد و از سوی دیگر آن را نقض اختیارات رئیس‌جمهور در زمینه سیاست خارجی دانست. به این ترتیب رؤسای جمهور آمریکا از آن زمان تاکنون از مسئولیت‌ خود در قبال این مصوبه شانه خالی کردند. بیل کلینتون و جورج بوش با وجود طرح آن در وعده‌های انتخاباتی خود، از اجرای این طرح خودداری کردند و باراک اوباما نیز آن را به فراموشی سپرد.
 
 
 پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفت

دوم: ابعاد بین‌المللی و منطقه‌ای موضوع
بعد از  قطعنامه شماره 478 شورای امنیت سازمان ملل متحد، 13 کشور که بیشتر آنها در آمریکای لاتین بودند، سفارت خود را از قدس به تل آویو منتقل کردند. با وجود اینکه در حال حاضر حدود 86 سفارت‌خانه در اسرائیل وجود دارد، اما هیچ یک از آنها در قدس اشغالی نیست و این نوعی تنگنا برای دیپلماسی آمریکا به شمار می‌رود، این در حالی است که دولت‌های اتحادیه اروپا و روسیه و چین یا ژاپن و کمیته چهارجانبه تمایلی به انتقال سفارت خود بدون حل و فصل موضوع فلسطین ندارند.

بسیاری از کارشناسان و دیپلمات‌های آمریکایی نسبت به انتقال سفارت از تل‌آویو به قدس و واکنش‌های شدید عربی و اسلامی نسبت به این اقدام هشدار دادند. آنها نسبت به ارزش دینی شهر قدس در نزد مسلمانان آگاهی دارند. برخی از این افراد معتقدند این تصمیم می‌تواند ادبیات جریان‌های سیاسی عربی و اسلامی که نسبت به انگیزه‌های اصلی آمریکا و جدیت آن در پیشبرد روند سازش مسالمت‌آمیز تردید دارند را تقویت کند.
 
این موضوع همچنین ممکن است به منافع آمریکا در منطقه آسیب برساند و مواضع متحدان این کشور را تضعیف کرده و همچنین موضع این کشور به عنوان یک میانجی در تلاش برای حل و فصل سیاسی بحران عربی اسرائیلی را نیز به چالش بکشاند. این روند همچنین می‌تواند مواضع جریان‌هایی که گروه های آمریکایی آنها را تندرو می خوانند، تقویت کرده و گفتمان طرف‌هایی نظیر حماس و جهاد اسلامی و ایران را در افکار عمومی عربی و اسلامی تقویت کند. شاید اظهارات جان کری وزیر خارجه دولت باراک اوباما ناظر بر این واقعیت بود که ‌گفت انتقال سفارت می‌تواند انفجاری در سطح منطقه‌ای به شمار رود.

در همین رابطه دولت اردن در ژانویه 2017 از طریق سخن‌گوی خود نسبت به نتایج مصیبت بار انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس اشغالی هشدار داد و گفت که اردن از تمامی امکانات سیاسی و دیپلماتیک خود برای جلوگیری از اجرای این تصمیم استفاده خواهد کرد، بویژه که در توافق‌نامه اردن و رژیم صهیونیستی نسبت به نقش اردن در حفاظت از مقدسات اسلامی در قدس تاکید شده است.

در مقابل این چهره، مجموعه ای از عوامل وجود دارد که در برابر این روند ایستاده و از احتمال انتقال سفارتخانه آمریکا به قدس اشغالی خبر می دهد.
 
پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفت 
 
 
1-بیشتر عناصر تیم سیاسی انتخاب شده از سوی دونالد ترامپ برای دولت جدید این کشور حامی موضوع انتقال سفارت هستند.رکس تیلرسون وزیر خارجه ترامپ با وجود اینکه به مناسبت این کشور با جریان‌های حامی منافع نفتی آمریکا اشاره می‌کند ، اما اسرائیل را بااهمیت‌ترین متحد آمریکا در خاورمیانه می‌خواند. دیوید فردمن سفیر پیشنهادی دولت آمریکا در اسرائیل نیز بیشترین جانبداری را نسبت به این رژیم داشته و از مهم‌ترین حامیان انتقال سفارت این کشور به قدس اشغالی به شمار می‌رود.
 
وی همچنین ارتباطات گسترده با شهرک‌نشینان صهیونیستی داشته و از مهم‌ترین حامیان انضمام کرانه باختری رود اردن به اسرائیل است و هیچ اعتقادی به حل بحران فلسطین از طریق تشکیل دو دولت ندارد. وی در یکی از اظهارنظرهای خود بعد از کاندیداتوری سفارت آمریکا در اسرائیل اعلام کرده ترامپ موضوع انتقال سفارت را اجرا خواهد کرد و امیدوار است که مأموریت خود را برای انتقال سفارت آمریکا به پایتخت ابدی اسرائیل! انجام دهد.  

البته برخی شکاف‌ها بین مواضع فردمن و تیلرسون و جیمز ماتیس وزیر دفاع پیشنهادی آمریکا وجود دارد. به ویژه اینکه این وزرا نسبت به اظهار مواضع صریح خود در این رابطه احتیاط‌ آمیز عمل می‌کنند. آنها تجربه زیادی در خاورمیانه دارند و بیش از سفیر احتمالی آمریکا از پیچیدگی‌های این موضوع آگاه هستند.

2-شرایط کشورهای عربی و اسلامی نشان نمی‌دهد که آنها بتوانند قدرت تأثیرگذاری بر این تصمیم را فراتر از اعتراضات لفظی یا پناه بردن به محافل بین‌المللی برای رسیدن به قطعنامه‌های جدید داشته باشند، به‌ویژه اینکه بیشتر این کشورها در مذاکرات داخلی و بین‌المللی خود غوطه‌ور هستند و این موضوع توجه آنها به اوضاع فلسطین را تضعیف کرده است. آنها همچنین در شرایطی از نابسامانی‌های داخلی و فشارهای روزافزون اقتصادی ناشی از کاهش قیمت نفت قرار دارند که ستون فقرات اقتصاد بسیاری از کشورهای عربی و اسلامی مهم را شامل می شود.

پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفتسوم: سناریوهای احتمالی
1- سناریوی اسرائیلی:این سناریو مبتنی بر این است که ترامپ به وعده خود برای انتقال سفارت به عنوان یکی از اولویت‌های مهم خود عمل کند. البته این سناریو ممکن است دو مسیر را در پیش رو داشته باشد: اول: اجرای این وعده طی مدت کوتاهی از زمان رسیدن ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا . دوم اینکه ترامپ این موضوع را به زمان مناسب واگذار کند. در این رابطه جیسون میلر سخن‌گوی ترامپ در دسامبر سال 2016 اعلام کرد که تعیین زمانی برای انتقال سفارت زود است.

2-سناریوی فریب: این سناریو می‌تواند اَشکال مختلفی داشته باشد:
الف: از آنجا که آمریکا در حال حاضر سه دفتر متولی خدمات دیپلماتیک در شهر قدس دارد که یکی از آنها در قدس غربی و دیگری در قدس شرقی و دفتر سوم در میان قدس شرقی و غربی است، ترامپ می‌تواند سفارت آمریکا را به قدس غربی منتقل کند یا این که یکی از دفاتر موجود را به عنوان سفارت آمریکا تعیین کند.وی در این رابطه می‌تواند ادعا کند که عرب‌ها و کشورهای جهان، قدس غربی را به عنوان یک منطقه غیر متنازع به رسمیت می‌شناسند و آمریکا این حق را دارد که سفارت خود را به این منطقه منتقل کند. آنها در این رابطه موضوع انضمام قدس به سرزمین‌های اشغالی و توصیف آن به عنوان پایتخت متحد اسرائیل را نادیده می گیرند.

ب: دومین سناریو این است که سفارت آمریکا در تل‌آویو باقی بماند، در حالی که سفیر این کشور به یکی از کنسولگری‌های آمریکا در قدس منتقل شده و به صورت تدریجی فعالیت‌های خود را در قدس ادامه دهد. این راه حل می‌تواند از سوی اسرائیلی‌ها در مرحله اول مورد پذیرش باشد با این امید که در آینده انتقال کامل سفارت آمریکا به قدس صورت گیرد.

ج: ترامپ می تواند اقدامی دوجانبه را در این زمینه در دستور کار قرار داده و موضوع انتقال سفارت آمریکا به قدس را اعلام و به صورت هم‌زمان اعلام کند که دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد. این اقدام به عنوان راهکاری برای راضی کردن طرف فلسطینی و مهار واکنش‌های عربی و اسلامی صورت می‌گیرد.
 
 
 پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفت
سفارت آمریکا در تل‌آویو
 

چهارم: توصیه‌ها و پیشنهادها:
تمرکز تلاش‌های فلسطینی‌ها برای جلوگیری از اتخاذ این تصمیم قبل از صدور آن ضروری به نظر می رسد. همچنین در صورت صدور این تصمیم نیز باید مانع‌تراشی های لازم در مسیر اجرای آن صورت گیرد. البته اختلال گسترده‌ای در موازنه‌های قدرت به نفع رژیم صهیونیستی وجود دارد، اما با این وجود ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک تا حدی در شرایط کنونی برای جلوگیری از صدور این تصمیم یا توقف روند اجرای آن وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:

1-تلاش برای برگزاری نشست اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی و جنبش عدم تعهد برای صدور بیانیه هایی هشدار آمیز نسبت به خطرات اقدام احتمالی آمریکا برای انتقال سفارت این کشور به قدس. این اقدام می‌تواند بر تصمیم سازان آمریکایی تاثیرگذار باشد.


2-تلاش برای ارتباط با اتحادیه اروپا به ویژه پارلمان اروپایی جهت صدور بیانیه‌ای برای اعلام خودداری از انتقال سفارت و مخاطرات ناشی از آن بر ضد امنیت منطقه دریای مدیترانه  و دادن تعهد کشورهای اروپایی برای جلوگیری از اقدام مشابه دولت آمریکا.

3-تلاش از طریق آژانس‌های مختلف سازمان ملل متحد برای هشدار دادن نسبت به خطرات این اقدام.
 
در همین راستا، «رائد صلاح» رئیس جنبش اسلامی فلسطین در اراضی اشغالی 1948 اعلام کرده تصمیم دونالد ترامپ برای انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی اعلام جنگ علیه ملت فلسطین است.
 
پشت پرده انتقال سفارت آمریکا از تل‌آویو به قدس اشغالی/ آیا ترامپ دولت فلسطین را به رسمیت می‌شناسد/ تمامی تعهدات تشکیلات خودگردان از بین خواهد رفت

همچنین ضروری است که گروه‌های فلسطینی به ویژه جنبش آزادی بخش بیانیه‌ای واضح منتشر کنند مبنی بر اینکه انتقال سفارت باعث می‌شود تشکیلات خودگردان تمامی تعهدات خود از جمله در معاهدات مورد توافق و توافقنامه های سازش را کنار بگذارد.

همچنین فعالیت‌های مردمی به ویژه در کشورهای عربی و فلسطینی می‌تواند جوی از فشار برای تجدیدنظر در احتمال اتخاذ این تصمیم ایجاد کند.

این بدان معناست که طرف فلسطینی باید دیپلماسی پیشگیرانه را در دستور کار خود قرار داده و برای ممانعت از صدور چنین قطعنامه‌ای تلاش کند و اگر این تصمیم صادر شد، مانع از اجرای آن شود. حتی اگر این اقدام انجام شد نیز طرف فلسطینی باید مانع از اقدام کشورهای دیگر در این رابطه شود.  

منبع: مرکز مطالعاتی الزیتونه

پیامدهای ساخت دیوار برلین جدید از سوی ترامپ

اگر وعده‌های ترامپ عملی شود و جریان غالب رسانه‌ای موفق به شکست این موج نشود، تاریخ ساخت این دیوار می‌تواند آغاز عصر ملی‌گرایی نوین باشد، کمااینکه دیوار برلین نیز زنگ جنگ سرد را در اواسط قرن 20 به صدا درآورد.
سرویس جهان مشرق - مهاجران غیرقانونی، بهانه خوبی برای رئیس‌جمهور جدید آمریکا شده‌اند تا سیاست‌های ملی‌گرایانه خود را با عجله هر چه تمام‌تر به پیش ببرد. 
 
ترامپ روز گذشته دو آیین‌نامه جدید را امضا کرد که در آن ممانعت از اعطای ویزا به شهروندان 7 کشور (ایران، عراق، یمن، سودان، لیبی، سومالی، سوریه)، دستگیری مهاجران غیرقانونی با سوءسابقه و ساخت دیوار در مرز ایالات متحده و مکزیک آمده است.
 
این مراسم در وزارت امنیت داخلی انجام شد، جایی که به نامزد مورد نظر ترامپ، جان کِلی تحویل می‌شود. کلی در سه سال گذشته فرماندهی نیروهای آمریکایی در ایالت‌‌های مرکزی، جنوبی و گوانتانامو را برعهده داشته است.
 
وزیر جدید، قبلاً در مورد بهره‌گیری تروریست‌ها از کانال‌های مهاجرت غیرقانونی در جنوب ایالات متحده که از دغدغه‌های ترامپ بوده، هشدار داده بود و احتمالاً‌ این همراستایی موجب پیشبرد سریعتر وعده‌های سخت‌گیرانه دانلد خواهد شد.
 
از دیدگاه سیاست داخلی ایالات متحده باید گفت رئیس‌جمهور جدید آمریکا بنا دارد هر روز بهانه جدیدی به جریان غالب رسانه‌های آمریکا بدهد تا او را از ابعاد مختلف به نقد بکشند. او پیش‌تر هم به این رسانه‌‌ها بی‌اعتنا بود. اما از دیدگاه روابط بین‌الملل نمی‌توان به سادگی از ساخت بیسابقه دیوار 3200 کیلومتری در مرزهای آمریکا و مکزیک گذشت.
 
1- در سیاست داخلی: بهانه‌ای طولانی برای نقد ترامپ
 
تحلیل‌گران واشینگتن‌پست که نهایت اختلاف‌نظر خود را با دانلد ترامپ در طی مبارزات انتخاباتی با انتشار جنجالی فایل سخنان توهین‌آمیز او نسبت به زنان نشان داده بودند،‌ دست به قلم برده و جدا از ایجاد دوپارگی در میان ساکنان ایالات متحده، 5 نشانه غیرمنطقی‌بودن تصمیم رئیس‌جمهور جدید را برشمرده‌اند:
 
پیامدهای ساخت دیوار برلین جدید از سوی ترامپ 
حتی بلندترین دیوارها نیز از بلندترین نردبام‌ها کوتاه‌تر است 
تصویر بالا مرز 3200 کیلومتری میان ایالات متحده و مکزیک را نشان می‌دهد
 
 
 
 
* بخش‌های زیادی از این مرز، از رود یا کوه می‌‌گذرد که جدا از دشواری دیوارکشی، نظارت بر آن دشوار است.
* بخش‌های زیادی از مرز در جنوب ایالت تگزاس، ملک خصوصی است و دولت فدرال حق تصرف در آن را ندارد.
*  تعدادی از خانواده‌های آمریکایی و املاک آنها در صورت ساخت دیوار، در کشور مکزیک قرار خواهند گرفت و این اختلافات مرزی را تشدید می‌کند.
* حتی بلندترین دیوارها نیز از بلندترین نردبام‌ها کوتاه‌تر است. بنابر این نظارت شبانه‌روزی بر دیوار 2000 مایلی هزینه زیادی خواهد داشت.
* دستگیری کودکان رها‌شده و مهاجر در خاک آمریکا طی سه سال گذشته، بیشتر از میان مهاجران السالوادور و گواتمالا بوده است، نه مهاجران مکزیکی. آنها توسط باندهایی به ایالات متحده آورده می‌شوند که خیلی بهتر از مردم عادی راه‌های دورزدن دیوار را بلدند.
 
 
امتیاز ترامپ آن است که در برابر هجمه بی‌امان جناح مقابل، فعلاً از حمایت اکثریت جمهوری‌خواه در سنا و کنگره برخوردار است و اگر از فکر این اکثریت نیز کمک بگیرد، قطعاً برخی اشتباهات عجولانه‌اش نیز اصلاح می‌شود. پال رایان رئیس مجلس نمایندگان با انتشار بیانیه‌ای رسمی، اقدام ترامپ را تحسین کرده و آورده است:«ما متعهد هستیم تا با دولت در توقف ورود بی‌رویه مهاجران غیرقانونی از مرزهای جنوبی، محافظت از خاک وطن و اجرای کامل قانون همکاری کنیم.»
 
2- در روابط بین‌الملل: آغاز عصر ملی‌گرایی نوین
 
اگر وعده‌های ترامپ عملی شود، تاریخ ساخت این دیوار را می‌تواند آغاز عصر ملی‌گرایی نوین باشد، کمااینکه دیوار برلین نیز آغاز جنگ سرد را در اواسط قرن 20 نوید داد. ترامپ همراه با این برنامه، دو قرارداد تجاری بزرگ با شرق آسیا و اروپای غربی را لغو کرده، کارخانه‌های آمریکایی را با تهدیدات مکرر به بازگشت به خاک آمریکا فراخوانده و سخت‌گیری بر مهاجران را در دستور کار قرار داده است.
 
رئیس‌جمهور جدید آمریکا تلویحاً با تمجید از رأی مردم بریتانیا در همه‌پرسی برگزیت، از تجزیه اتحادیه اروپا حمایت می‌کند و اعضای ناتو را به عدم حمایت نظامی در صورت اختصاص‌ندادن 2% از تولید ناخالص داخلی‌شان به امور نظامی تهدید کرده است.
 
پیامدهای ساخت دیوار برلین جدید از سوی ترامپ 
 
 
اینها نشان می‌دهد اتفاق جدیدی در بلوک غرب در جریان است که با روی کارآمدن چند ملی‌گرا در کشورهای اروپایی (از جمله ترزا می در بریتانیا) و پیروزی احتمالی آنها در چند انتخابات دیگر طی سال جدید میلادی روند همگرایی را به تدریج تضعیف می‌کند. همگرایی کشورهای بلوک غرب پس از چشیدن شیرینی اتحاد در جنگ جهانی دوم و ترس از رشد امواج کمونیستی و چپ‌گرا از سوی روسیه و اروپای شرقی شکل گرفته و پس از موفقیت در فروپاشی بلوک شرق به اوج خود در دهه 1990 رسید.
 
اما بحران‌های پیاپی مالی در دهه اخیر و موج سیل‌آسای مهاجران از سال گذشته احزاب ملی‌گرا را در کشورهای غربی تقویت کرد و روند جدیدی پس از حدود 70 سال رخ نموده است.
 
فعلاً البته واکنش‌های بین‌المللی به دستور جدید ترامپ محدود بوده است. یکی از مقامات مکزیک از احتمال لغو دیدار هفته آینده میان انریکه پنیا نیه‌تو، رئیس‌جمهور مکزیک با دانلد ترامپ خبر داد. این تهدید می‌تواند اولین واکنش خارجی به دستور جدید ترامپ باشد. دانلد اما بیکار ننشسته، در توئیت جدید خود با اشاره به کسری تراز تجاری در روابط دو کشور، مکزیک را به لغو قرارداد نفتا تهدید کرده است.  
 
 
 منابع
 
 
 https://www.washingtonpost.com/graphics/national/challenges-building-border-wall
https://www.nytimes.com/2017/01/25/us/politics/refugees-immigrants-wall-trump.html?_r=0
http://www.foxnews.com/world/2017/01/25/official-mexico-president-considering-scrapping-us-trip.html
http://www.speaker.gov/press-release/statement-president-trumps-executive-actions-border-security
 
 

برنامۀ سری ترامپ برای داعش ... دو طرح 30 و 90 روزه

برنامۀ سری ترامپ برای داعش... دو طرح 30 و 90 روزه
برنامۀ سری ترامپ برای داعش... دو طرح 30 و 90 روزه
روزنامه نیویورک تایمز نوشت دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا از پنتاگون خواهد خواسته است که طرحی برای حملات سنگین تر به داعش در سوریه و طرحی دیگر برای ایجاد مناطق امن در این کشور آماده کند.

العالم – آمریکا

به نوشتۀ نیویورک تایمز، گفته می شد که ترامپ به عنوان فرماندۀ کل نیروهای مسلح آمریکا امروز جمعه درپی مراسم تحلیف جیمز متیس وزیر دفاع دولت خود دستورات جدیدی به وی ابلاغ خواهد کرد .
مسئولان دولت جدید آمریکا می گویند که طرح ترامپ در سوریه شامل استقرار توپخانه در خاک این کشور یا پشتیبانی بالگردهای جنگی آمریکائی از نیروهای زمینی در عملیات حمله به پایگاه داعش در شهر رقه است.
مسئولان دولت جدید می گویند که ترامپ از پنتاگون خواهد خواست که طرح جدیدی ظرف 30 روز درباره بحران سوریه آماده کند. ترامپ در تبلیغات انتخاباتی خود همیشه می گفت که "طرحی محرمانه" درباره مبارزه با داعش دارد و به فرماندهان ارتش یک ماه مهلت خواهد داد که پیشنهادهای جدیدی را درباره مبارزه با تروریسم در خاورمیانه ارائه بدهند. 
شاید "استفادۀ بیشتر از نیروهای عملیات ویژه، افزایش تعداد نظامیان آمریکایی مستقر در عراق و سوریه و اعطای اختیارات بیشتر به پنتاگون و فرماندهان میدانی برای اتخاذ سریعتر تصمیمات" جزء پیشنهادهای جدید باشد.
یکی از سخت ترین تصمیماتی که دولت آمریکا خواهد گرفت، ادامه دادن یا ندادن به حمایت های خود از کُردهای سوریه و تأثیر این حمایت ها در روابط واشنگتن و آنکارا خواهد بود. آمریکا درخصوص حمایت یا عدم حمایت خود از کردهای سوریه دو گزینه های پیش رو دارد: یا باید به مسلح کردن کُردها برای مشارکت در عملیات آزادسازی رقه ادامه بدهد یا تشکیلات مسلح جدیدی را با همکاری ترکیه و مخالفان سوری مسلح ایجاد کند.  
نیویورک تایمز همچنین پیشنویس یکی از حکم های اجرایی ترامپ را به دست آورده است که در این حکم وزیر دفاع و رِکس تیلرسون وزیرامور خارجه مکلف به آماده کردن طرحی دیگر در مهلتی 90 روزه درباره ایجاد مناطق امن در سوریه شده اند. این در حالیست که مسئولان پنتاگون پیشتر هشدار داده بود که ایجاد چنین مناطقی پای آمریکا را بیش از پیش به بحران سوریه خواهد کشاند.
ترامپ قبلاً سخنانی درباره لزوم افزایش تعداد نیروهای زمینی، دریایی، هوایی و تفنگداران دریایی گفته بود.
نیویورک تایمز در همین راستا نوشت: «پیشنویس دستورات ترامپ به پنتاگون شامل لزوم افزایش توانمندی های نیروهای ارتش برای مشارکت فوری در عملیات جنگی است».

ترامپ برای له کردن هالیوود، خود به هالیوود تبدیل شد

 

جمهوری‌خواهان برای کوبیدن هالیوود خود به هالیوود تبدیل شده‌اند و به جای آن که از ستارگان سینمایی هالیوود کمک بگیرند خود به افراد مشهوری تبدیل شده‌اند که نیازی به حمایت ستاره‌های هالیوودی ندارند.

 

به گزارش خبرنگار آئین و اندیشه خبرگزاری فارس، مریل استریپ در مراسم گلدن گلوب با سرزنش دونالد ترامپ، به شکایت های که از چپ و راست شنیده می شد؛ جان تازه ای بخشید. شکایت هایی با این مضمون که لیبرالیسم هالیوود به حزب دموکرات لطمه زده است.

اگر ستارگان سینما یا همان سلبریتی ها برای باخت هیلاری کلینتون سرزنش شدند و تاییدات آنها منجر به برد هیلاری در انتخابات نشد: پس چرا شوهر هیلاری و باراک اوبا با مجموعه قابل توجهی از تایید و تمجید ستارگان سینمایی به کاخ سفید راه یافتند؟ و اگر این حمایت ها تا بدین حد مضر هستند پس دیگر نباید ادامه یابند؟

جیت هیر در مقاله ای با عنوان Democrats Should Run a Celebrity for President, Too”" در وب سایت New Republic به بررسی رابطه سلبریتی ها و موفقیت احزاب در انتخابات پرداخته است. آن چه می‌خوانید ترجمه این مقاله توسط ساجده مقدمی صورت گرفته و خبرگزاری فارس آن را منتشر می‌کند:

لیبرالیسم هالیوود به حزب دموکرات آسیب وارد می‌کند؟

نکوهش مریل استریپ از دونالد ترامپ در مراسم روز یکشنبه گلدن گلوب شکوه ی آشنایی را که از هر دو جناح راست و چپ همیشه شنیده می‌شود را زنده کرده؛ لیبرالیسم هالیوود به حزب دموکرات آمریکا صدمه وارد می‌کند.

یکی از طرفداران فرقه ژاکوبن به نام ایلین جونز می‌گوید مریل استریپ به نظر من بدترین سخنگوی ممکن برای چپ گرایان است آن هم در زمانی که طبقه کارگر بسیار خشمگین هستند. در نتیجه او به خاطر صحبت هایش مورد حمایت بیشتر لیبرال‌هایی قرار می‌گیرد که حالا مشغول پرستش وهم آلود حزب دموکراتی هستند که کلینتون آن را معرفی کرده است. دیوید فرنچ از نشنال ریویو هم ارزیابی محافظه کارانه‌ای ارائه داده است که نکته مشابهی را خاطر نشان می‌کند: که سخنان استریپ نشان می‌دهد که چرا ترامپ در انتخابات پیروز شد. او در مقاله‌ای اینطور می‌نویسد: بسیاری از رأی دهندگان از هارت و پورت کردن بیزارند. بسیاری از رأی دهندگان هم فرمان‌های هالیوود را نقض می‌کنند.

 

همه کاسبی هالیوود از شهرت است

با این حال به نظر فرنچ اتحاد لیبرال ها، در جنگ فرهنگ ها  پیروز شد. درواقع از سال 1968- از زمانی که چپ های  مدرن مدیریت امور را به دست گرفت- حزب دموکرات عرصه را به طور گسترده ای از دست داد. اما در همان دوره ارزش های فرهنگی کدام گروه بیشترین پیشرفت را داشت؟ چپ های مدرن با پتک به خدا، خانواده و کشور( ستون های فرهنگ ملی آمریکا) حمله ور شدند و هالیوود نیز همگان را به این مسیر سوق داد.

اما اینها یک تناقض را به همراه دارد: اگر هالیوود به قدری قدرتمند است که می تواند مردم را از ایمان به خدا، خانواده و کشور باز دارد. پس چه طور می تواند مسئولیتی در قبال پیروزی در انتخابات داشته باشد؟ همه کاسبی هالیوود از شهرت است. در واقع هالیوود برپایه ی شهرت ستارگانش می چرخد. نه تنها هالیوود بلکه پیروزی در انتخابات نیز ناشی از شهرت است و شهرت است که عرصه ی انتخابات را نیز می گرداند. اگر ستارگان سینما یا همان سلبریتی ها برای باخت هیلاری کلینتون سرزنش شدند و تاییدات آنها منجر به برد هیلاری در انتخابات نشد: پس چرا شوهر هیلاری و باراک اوبا با مجموعه قابل توجهی از تایید و تمجید ستارگان سینمایی به کاخ سفید راه یافتند؟ و اگر این حمایت ها تا بدین حد مضر هستند پس دیگر نباید ادامه یابند؟

 

اما تاریخ نشان می دهد که کاندیداهای مورد تایید و حمایت ستارگان سینمایی می توانند پیروز انتخابات شوند و به همین دلیل است که سیاست مدارانی چون اوباما و کلینتون با اعلام حمایت ستارگان سینمایی از خودشان به دنبال جلب رای مردم بودند و مشتری جمع می کردند. نباید فراموش کنیم که ما اکنون در دنیای اشباع شده از رسانه ها زندگی می کنیم. دنیایی که رسانه ها قدرت اقناعی و مجاب کننده فوق العاده ای دارند. 2 نفر از 4 رئیس جمهور جمهوری خواه، ریگان و ترامپ شغل هایی مرتبط با صنعت رسانه و سرگرمی( هم چون فیلم، تئاتر،موسیقی پاپ به عنوان یک حرفه یا صنعت) داشته اند که نشان دهنده فهم کامل آنها از صنعت فرهنگ کنونی است. البته غالبا کاندیداهای مورد تایید افراد مشهور و ستارگان سینمایی در یک حزب بیشتر از حزب دیگر حضور دارند.

تعریف کاریزما سخت است اما کاریزما در حیطه سیاست اهمیت می یابد. در طول نیم قرن گذشته دموکرات ها زمانی که کاندیدای معرفی شده آنها هم چون جیمی کارتر، بیل کیلینتون یا باراک اوباما  نسبت به رقبا جذابیت بیشتری داشتند، پیروز عرصه ی انتخابات بودند. اما برعکس، دموکرات ها اغلب در رقابت با کاندیداهای مشهور جمهوری خواه (هم چون زمانی که ریگان در برابر کارتر قرار گرفت) عرصه را واگذار می کردند. این امر خصوصا در زمانی بیشتر مصداق می یابد که دموکرات ها فرد ضعیف و یا کسل کننده ای را  نامزد حزب شان معرفی می کنند. این موضوع در مورد والتر ماندیل، مایکل دوکاکیس، ال گور، جان کری و هیلاری کلینتون دقیقا مصداق دارد. همه این افراد چهره های سیاسی باهوشی بودند اما هیچ کس آنها را کاریزماتیک نمی دانست.

 

ترامپ به تنهایی یک هالیوود است

شکاف دو حزب عمده آمریکایی از لحاظ حمایت ستارگان سینمایی، اشاره به امری مهم در مورد ماهیت هر یک از دو حزب دارد. گویا جناح راست شاکی است که لیبرالیسم هالیوود ناشی از تمایلات محافظه کاران برای داشتن کمپینی اختصاصی از ستارگان سینمایی است. فرنچ اشاره می کند که ترامپ از بسیاری جهات خود یک هالیوود است؛ ستاره ای قدرتمند که ارزش هایی را نمایش داده و با آنها زندگی کرده است که مجلات Peopleو Us Weekly را پر می کنند.

در واقع جمهوری خواهان ها برای کوبیدن هالیوود خود به هالیوود تبدیل شده اند و به جای آن که از ستارگان سینمایی هالیوود کمک بگیرند. خود به افراد مشهوری تبدیل شده اند که نیازی به حمایت ستاره های هالیوودی ندارند. در مقابل دموکرات ها نیاز به عرضه افراد مشهور و ستاره به عنوان کاندید در انتخابات ندارند؛ چرا که هالیوود در کنار آنهاست و از آنها حمایت می کند. البته می توان گفت با پیروزی کارتر، بیل کلینتون و اوباما، حزب دموکرات آن قدر خوش شانس بود که روشنفکرانی مسحورکننده و سخنرانانی دوربین پسند را به خود اختصاص داد.

اما پیداکردن کاندیدایی باهوش وکاریزما؛ دشوار است. کاندیدایی که به میزانی یکسان از قدرت هوش و کاریزماتیک برخوردار باشد. شاید اکنون زمان آن است که دموکرات ها فراتر از کتاب راهنمای جمهوری خواهان حرکت کنند و صفحه ای خارج از کتاب استراتژی ها و دستورالعمل های جمهوری خواهان ارائه دهند و یک هنرمند مشهور و یا یک سلبریتی را برای ورود به کاخ ریاست جمهوری برگزینند.

 

دموکرات وضعیت بهتری داشتند اگر اپرا وینفری و یا تام هنکس را نامزد انتخابات می کردند

در پی شکست کلینتون، مایل مور در CNN گفت: دموکرات ها  وضعیت بهتری داشتند اگر اپرا و یا تام هنکس را نامزد انتخابات می کردند...... چرا ما افراد محبوب مردم را نامزد انتخاباتی نمی کنیم؟ این سوالی است که حزب دموکرات باید به طور جدی در پی پاسخ گویی به آن باشد. برای حزب راحت تر است که یک هنرمند محبوب را برای کاندیداتوری پیشنهاد دهد و او را با مشاوران سیاسی حزب احاطه کند. این کار کمک می کند تا یک سرباز کهنه کار، هیجان انگیز، جوان، شاداب و پرانرژی به نظر برسد.

ترامپ، درس های ریگان را به خوبی فراگرفت و درک کرد که در جامعه ای زندگی می کنیم که سرگرمی و تفریح یکی از مهم ترین پنجره هایی است که مردم از طریق آن دنیا را می بینند و درک می کنند. رسانه فقط ابزاری برای انتشار پیام های اشخاص نیست بلکه خود جزئی از پیام است. ریگان و ترامپ نه تنها در مورد ارزش های محافظه کاران ماهرانه سخن می گویند؛ بلکه آن ارزش ها را عملی کرده اند و بسیاری از رأی دهندگان را متقاعد کرده اند تا دیدگاهها و منافع شان را با آنها به اشتراک بگذارند.

 

تأثیر سخنان ستاره های سینما بر توده های جمعی

ترامپ به سخنان مریل استریپ در مراسم گوی طلایی خیلی تند و کینه توزانه پاسخ داد و گفت: مریل استریپ یکی از کسانی است که در هالیوود پیش از اندازه او را بزرگ کرده اند. پاسخ ترامپ به استریپ نشان دهنده ی آن بود که به خوبی از قدرت سلبریتی ها اطلاع دارد. ترامپ از زمان برنده شدن در انتخابات مورد هجمه انتقادات سیاستمدارانی چون سناتور الیزابت وارن قرار گرفته بود و عملا به حاشیه رانده شده بود. اما او می دانست که استریپ توانایی آن را دارد که با سخنانش توده های جمعی را تحت تأثیر قرار دهد. توده های جمعی که به نحوی متفاوت ساز سیاست را کوک می کنند. نه تنها استریپ بلکه ستاره های دیگری ، از جمله ساموئل ال جکسون تا الک بالدوین تا جان استوارت، به نحوی در اذیت و آزار ترامپ موفق بوده و به انحاء گوناگون به او طعنه زده اند.

دموکرات ها به جای آن که مریل استریپ را طرد کنند، باید با آغوش باز پذیرای او باشند و طرح دوستی با ستاره های هالیوود بریزند. دموکرات ها باید افرادی مانند مرلی استریپ را استخدام کنند تا ترامپ را با انتقادات و طعنه هایشان بکوبند به امید آن که به زودی خودشان پا به عرصه ریاست جمهوری بگذارند. در سال 2020، دموکرات ها می توانند استریپ، لئوناردو دی کاپریو، بیانسه، مت دیمون، و یا رویز ادانل را برای انتخابات ریاست جمهوری کاندید کنند. شاید برخی به این ایده قاه قاه بخندند. اما یک ستاره سینمایی جذاب شانس بسیار بیشتری نسبت به یک سیاستمدار کهنه کار برای موفقیت در انتخابات دارد.

ترامپ: در سوریه منطقه امن ایجاد خواهم کرد

رئیس‌جمهوری آمریکا تاکید کرده است که برای حمایت از آوارگان سوریه، «قطعا» دست به «ایجاد منطقه امن» خواهد زد.
به گزارش رجانیوز، «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهوری آمریکا، روز چهارشنبه در گفت‌وگویی با شبکه خبری «ای‌بی‌سی» گفته است «قطعا منطقه‌ای امن را برای مردم در سوریه ایجاد خواهم کرد.»
 
او افزود: «به نظر من اروپا با اجازه دادن به میلیون‌ها نفر از مردم برای عزیمت به آلمان و دیگر کشورها، مرتکب اشتباه عظیمی شده‌ است.»
 
رئیس‌جمهوری آمریکا اضافه کرده است که نمی‌خواهد چنین چیزی در خاک این کشور اتفاق بیافتد.
 
بنا بر پیش‌نویس و اسنادی که برخی رسانه‌های خبری مانند رویترز رویت کرده‌اند، ترامپ از وزارت دفاع، و نیز وزارت خارجه خواهد خواست تا طرحی با هدف ایجاد «منطقه امن» برای سوریه ارائه کنند.
 
بنا بر گزارش‌ها در پیش‌نویس این فرمان اجرایی آمده «وزارت خارجه با همکاری وزارت دفاع، طی 90 روز پس از ابلاغ این فرمان، موظف هستند طرحی برای ایجاد منطقه امن در سوریه و مناطق اطراف آن برای شهروندان سوری آواره از جنگ آماده کنند.» هدف از این منطقه «سکنی‌گزیدن در یک منطقه مطمئن، در انتظار بازگشت به محل سکونت یا دریافت اجازه سکونت در کشور ثالث» عنوان شده ‌است.
 
رویترز تصریح کرد، چنین طرحی ممکن است به حضور نظامی آمریکا در سوریه بینجامد، هرچند جزئیات اجرایی هنوز مشخص نیست.
 
«باراک اوباما» رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا دست به ایجاد چنین منطقه‌ای در خاک سوریه نزده بود. اوباما به‌طور عمومی از ورود مستقیم و گسترده زمینی به سوریه دوری می‌کرد.
منبع:تسنیم

تنها راه توقف ایران، حمله ترامپ به ایران است

رئیس جمهور ترامپ قول داده است که اقدامات جدی را در قبال آزمایشات موشکی ایران انجام دهد. اکنون بعد از آزمایش موشکی ایران، ترامپ به ایران در این زمینه هشدار داده است.
 
حمله نظامی تنها راه توقف ایران، حمله ترامپ به ایران است
 

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، روزنامه آمریکایی واشنگتن تایمز در گزارشی با عنوان" در صورتی که اقدامی نکنید، ایران همچنان به آزمایشات موشکی خود ادامه میدهد" نوشت: رئیس جمهور ترامپ قول داده است که اقدامات جدی را در قبال آزمایشات موشکی ایران انجام دهد. اکنون بعد از آزمایش موشکی ایران، ترامپ به ایران در این زمینه هشدار داده است.

 

این روزنامه آمریکایی نوشت: کاخ سفید درصدد است تا برنامه های تحریمی بیشتری را نیز علیه ایران اعمال کند. سال گذشته نیز اوباما تحریم هایی را علیه ایران اعمال کرد و اکنون نیز همین سناریو برای اقای ترامپ تکرار شده است. در نهایت باید گفت تحریم های اقای اوباما علیه ایران کار ساز نشد و این روند تنها موجب شد تا ایران قدرتمندتر شود و سیاست های خود را در منطقه ادامه دهد.

 

واشنگتن تایمز: سیاست های اوباما موجب شد تا ایران به برنامه های ایذایی خود علیه نیروهای دریایی آمریکا در خلیج فارس ادامه دهد و ایران هر چند وقت، آزمایشات موشکی را انجام دهد.

اگر آقای ترامپ هم بخواهد سیاست های اوباما را در قبال ایران ادامه دهد، باید گفت این سیاست کار ساز نبوده و آمریکا نیازمند است تا اقدامات جدی تری را در قبال ایران اتخاذ کند. سیاست های گذشته در قبال ایران آنقدر ضعیف بوده است که سردار سلیمانی به راحتی در سوریه حضور می یافت.

 

این روزنامه افزود: با اقتصاد قدرتمندی که آمریکا دارد می تواند فشار را به ایران افزیش دهد و تحلیل گران و مشاوران سیاسی بر این باورند که ترامپ برای نتیجه گرفتن نباید از هیچ فشاری در قبال ایران کوتاهی کند.

ترامپ حتی می تواند با حمایت های بیشتر خود از مخالفان ایران در منطقه مانند امارات و عربستان و اسرائیل اقدامات جدی تری را علیه ایران ترتیب دهد. وی حتی می تواند اقدامات نظامی و جنگی را علیه ایران آماده کند تا در صورت رویارویی دوباره ایران و آمریکا در خلیج فارس، به ایران حمله نظامی کند و این می تواند موثرترین راهکار در توقف ایران باشد.

در واکنش به فرمان ضد اسلامی ترامپ، زنان غیرمسلمان آمریکایی محجبه شدند + تصاویر

 

زنان غیر مسلمان با سر کردن پرچم آمریکا ضمن ابراز همبستگی با مسلمانان مخالفت خود را به فرمان ضد اسلامی رئیس جمهور کشورشان نشان دادند

به گزارش خبرگزاری اهل‌بیت(ع) ـ ابنا ـ صدها نفر از زنان غیرمسلمان آمریکا در روز جهانی حجاب که در شهر هال نیویورک برگزار شد با مسلمانان ابراز همبستگی کردند.

این رویداد تنها چند روز پس از صدور فرمان اجرایی دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا درباره ممنوعیت سفر شهروندان هفت کشور مسلمان به ایالات متحده صورت گرفت.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا چند روز پیش فرمانی را امضا کرد که به موجب آن مرزهای این کشور از شنبه نهم بهمن ماه به مدت ۹۰ روز به روی پناهجویان و شهروندان هفت کشور اسلامی همچون عراق، ایران، لیبی، سومالی، سودان، سوریه و یمن بسته شد

این تصمیم ترامپ با واکنش های منفی و گسترده مردم و برخی از مسئولان آمریکایی و همچنین شمار زیادی از ملت‌ها و دولت‌های سایر کشورها قرار گرفت.

روز جهانی حجاب در آمریکا از پنج سال پیش آغاز و همه ساله برگزار می شود. در این مراسم از زنان مسلمان از زنان غیرمسلمان دعوت می کنند تا یک روز محجبه بودن را تجربه کنند.

در این مراسم زنان غیر مسلمان با سر کردن روسری که پرچم آمریکا بود در روز جهانی حجاب شرکت کردند.

از زمان آغاز مراسم روز جهانی حجاب در آمریکا این حرکت در سراسر جهان گسترش یافته و از آمریکا تا بسیاری از کشورهای اروپایی و آسیایی زنان در روز اول فوریه سعی می‌کنند یک روز روسری سر کنند.

رمزگشایی از یک اشتباه عمدی در آمریکا

خبرگزاری فارس: رمزگشایی از یک اشتباه عمدی در آمریکا

قرائن و شواهد موجود مؤید این حقیقت است که پیدایش ترامپ به هیچ وجه تصادفی نبوده، بلکه بخشی از مهندسی سیاستمداران و برنامه‌ریزی قبلی برای برون رفت از بن‌بست موجود و غلبه بر مشکلات داخلی و خارجی آمریکاست.

 

به گزارش گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارس روزنامه «جوان» در یادداشتی از «سیدعبدالله متولیان» نوشت:

روی کار آمدن ترامپ در امریکا یادآور سخنان حماسی حضرت امام خمینی(ره) درباره فروپاشی نظام‌های سلطه‌گر از جمله امریکاست. آن عزیز سفر کرده می‌فرمودند: «ما به یارى خدا تا نابودى کامل دشمنان اسلام و ملت‌هاى مستضعف جهان در برابر آنان و به‏خصوص در مقابل امریکاى جهان‏خوار ایستادگى خواهیم کرد... امریکاى جهان‏خوار باید بداند که ملت عزیز و خمینى تا نابودى کامل منافعش او را راحت نخواهند گذاشت و تا قطع هر دو دست آن، به مبارزه خدایى خود ادامه خواهند داد.»، «من با اطمینان می‌گویم ؛ اسلام عزیز ابرقدرت‌ها را به خاک مذلت می‌نشاند.»  و امروز جهان نظاره‌گر فروپاشی نظام مهندسی شده سلطه و اضمحلال اقتدار و هژمونی امریکایی در سطح جهان و منطقه و انتقال کانون قدرت از غرب به شرق و حوزه اقیانوس آرام است.

امپراتوری رسانه‌ای در امریکا و اصحاب سیاست و دستگاه‌های مسئول به‌ویژه دستگاه اطلاعاتی امریکا SDH  در حال مخابره یک پیام واحد به جهان بوده و در یک اقدام هماهنگ اصرار دارند به همه دنیا چنین القا کنند که انتخاب ترامپ حاصل استقبال مردم از سخنان پوپولیستی وی از یکسو و مداخلات اطلاعاتی و غیراطلاعاتی برخی کشورها از جمله روسیه از سوی دیگر بوده است.
همچنین آنچه بر پیچیدگی این معما می‌افزاید انتقادهای همه‌جانبه سناتورها و نمایندگان جمهوریخواه (هم‌حزبی‌های ترامپ) از یکسو و برپایی تظاهرات میلیونی علیه وی در تمامی ایالت‌های امریکا از سوی دیگر است. امروز موج ترامپ هراسی و معرفی کردن وی به‌عنوان یک موجود نامتعادل و قانون‌گریز و نترس، ناخودآگاه روی کارآمدن هیتلر و اجرای سناریوی هدایت شده یهودکشی و هولوکاست را در اذهان تداعی می‌کند. امروز بخشی از تفسیر تاریخ دوران هیتلر معطوف به برنامه ریزی قبلی برای استقرار یهودیان در فلسطین و ایجاد دولت جعلی صهیونیستی است. 

و اما واقعیت چیز دیگری است. حدود شش ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری امریکا، در برنامه «عصر» که از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شود، یکی از استادان مشهور امریکایی اعلام کرد: «آقای ترامپ از دو سال پیش توسط سیاستمداران پنهان در امریکا به عنوان رئیس‌جمهور بعدی امریکا انتخاب شده است.» این استاد امریکایی فساد و بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و... و اوضاع آشفته داخلی امریکا از یکسو و از بین رفتن هژمونی امریکایی در سطح جهان را علت این انتخاب معرفی می‌کرد. چرا؟ چون کمتر از هشت سال پیش، غرب به‌ویژه امریکا با بزرگ‌ترین سونامی اقتصادی پس از جنگ جهانی اول مواجه شده و بسیاری از کارتل‌ها، تراست‌ها، شرکت‌های بزرگ، بانک‌ها و... با بحران شدید مالی مواجه شده و در آستانه ورشکستگی مطلق قرار گرفتند و امواج سهمگین این سونامی اقتصادی، غرب و به‌ویژه امریکا را در آستانه فروپاشی و اضمحلال نظام سیاسی قرار داده و اولین رگه‌های بحران واگرایی در ایالات متحده امریکا نمایان شد. اولین آثار آن سونامی بزرگ در قلب امریکا در قالب جنبش وال استریت شکل گرفته و 99 درصدی‌ها خیابان وال استریت را به اشغال خود درآورده و پیام روشن خود را در باره فساد لیبرال سرمایه‌داری غربی و نظام فاسد اقتصادی امریکایی به جهانیان مخابره کردند. از طرف دیگر آثار این سونامی بزرگ اقتصادی در سطح جهان پیدایش قدرت‌های اقتصادی و در صدر آنان اقتصاد چین و اضمحلال هژمونی امریکایی بود.

ارزیابی واقع‌بینانه از دوران هشت ساله اوباما نشان می‌دهد که اگر چه در داخل امریکا وی موفق به مهار بحران اقتصادی و آرام‌سازی محیط داخلی شد اما در تغییر محیط بین‌الملل به نفع امریکا و بازگشت به هژمونی امریکایی توفیقی نداشته و به‌ویژه در منطقه غرب آسیا وضعیت با سرعتی باورنکردنی علیه امریکا و رژیم صهیونیستی و به نفع جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی در حال تغییر است تا جایی که امروز با شکست برنامه‌های خاورمیانه‌ای غرب و پیروزی حلب تحت حمایت ایران، این حقیقت تلخ فراروی سیاستمداران بزرگ امریکایی است که با توسعه عمق راهبردی ایران، هژمونی امریکایی جای خود را اندک اندک به هژمونی انقلاب اسلامی داده است.

کاملاً قابل پیش بینی بود و قرائن و شواهد موجود نیز مؤید این حقیقت است که پیدایش ترامپ به هیچ وجه تصادفی و حاصل موارد پیش گفته نبوده، بلکه بخشی از مهندسی سیاستمداران و برنامه‌ریزی قبلی برای برون رفت از بن بست موجود و غلبه بر مشکلات داخلی و خارجی امریکاست.
امروز آرام‌آرام اقتصاد و قدرت در حال انتقال به حوزه اقیانوس آرام است و افول اقتدار ابرقدرتی امریکا امری اجتناب ناپذیر بوده و ظهور قدرت‌های اقتصادی در شرق مانند تابش مستقیم خورشید بر یخ‌های قطبی، ایالت‌های امریکا را منفصل نموده و رویای تشکیل «کالیفرنیای بزرگ» (کالیفرنیا، آریزونا، نیواورلئان، اورگن، لس آنجلس و...) به عنوان نهمین اقتصاد جهان در حال شکل‌گیری بوده و همچون کابوسی خواب سردمداران امریکا را آشفته می‌کند. به نظر می‌رسد که بر اساس برنامه ریزی صورت پذیرفته قرار است آقای ترامپ به عنوان چهره‌ای غیرسیاسی و قانون گریز علیه محیط پرفساد داخلی قیام کرده و اصطلاحاً قبل از آنکه مردم علیه فساد حاکم بر نظام لیبرال سرمایه‌داری قیام کنند، خود نظام علیه خودش انقلاب کند و به این ترتیب با اعمال تغییرات هدایت شده در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی، اطلاعاتی و... مانع از تجزیه زودرس امریکا شده و با رفرم‌های مهندسی شده آب رفته را به جوی باز گردانند. اگر چه ظاهر تحرک ترامپ و پرچمی را که برافراشته مبارزه علیه فساد است اما در باطن، موضوع و مأموریت اصلی وی پیشگیری از افول نظام سرمایه‌داری و جلوگیری از فروپاشی امریکاست.

از آنجا که بازگشت امریکا به دوران اقتدار سرمایه‌داری در جهان موکول به حذف یا تعدیل رقبای خارجی است، مأموریت داخلی ترامپ بدون نگاه بیرونی ابتر و حداکثر در حد شعار باقیمانده و تحقق آن موکول و مشروط به حذف چین و برخی دیگر از رقبا از صحنه اقتصاد است و حذف چین نیز مشروط به نزدیک شدن روسیه به امریکا است. بر این اساس امپراتوری رسانه‌ای امریکا در راستای تبیین و بزرگنمایی علایق و وجوه مشترک بین ترامپ و پوتین برآمده و در صددند تا به پوتین القا کنند که وجود ترامپ در امریکا یک فرصت استثنایی و طلایی برای روسیه بوده و در سایه اتحاد با ترامپ خواهد توانست به دوران طلایی دوقطبی قبل از جنگ سرد بازگشت نماید. چنانچه امریکا موفق به ذوب کردن یخ‌های رابطه با روسیه و ایجاد همگرایی و اتحاد با روسیه شود، دور از انتظار نخواهد بود که امریکایی‌ها با یک تیر چندین نشانه را هدف‌گیری نمایند.

به این ترتیب امریکایی‌ها با نزدیک شدن به روسیه و انضمام این قدرت مؤثر به «مثلث شوم عبری، عربی، غربی»، ضمن تضعیف اقتصاد چین و سایر رقبای اقتصادی خود، به بازسازی اقتصاد امریکا و بازگشت به جایگاه پیشین خود و حل مشکلات داخلی در قالب رفرم اقتصادی پرداخته و ضمن آرام‌سازی و مدیریت بحران‌های داخلی و پیشگیری از واگرایی، به موازات آن اتحاد مثلث «چین، روسیه، ایران» را متلاشی کرده و عملاً بر عمق راهبردی ایران تأثیر مستقیم گذاشته و با منزوی ساختن ایران مجدداً به پیگیری برنامه‌های مربوط به ایجاد خاورمیانه جدید (خاورمیانه بزرگ) بپردازند و ضمن ایجاد حاشیه امن برای رژیم صهیونیستی مانع از شکل‌گیری هژمونی انقلاب اسلامی شوند. اما با این اوصاف می‌توان گفت انتخاب ترامپ (چه با برنامه و چه بدون برنامه) اعتراف عملی هیئت حاکمه و برنامه ریزان پنهان امریکا به پایان اقتدار و هژمونی امریکایی بوده و مسئولان جمهوری اسلامی با توجه به همین واقعیت انکار ناپذیر می‌توانند به اوضاع جاری امریکا نگاهی مبتنی بر فرصت داشته باشند.

توجه به این مهم نیز ضروری است که اوضاع جاری امریکا لااقل در کوتاه مدت کاملاً به نفع جمهوری اسلامی ایران بوده و مسئولان و دولتمردان می‌توانند با تغییر رویکرد موجود و پرهیز از سیاست زدگی حزبی و بازگشت به سیره انقلابی امام خمینی و بر اساس منویات حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی، از تهدیدات شعاری غرب فرصت‌های طلایی خلق کرده و با برآورد، تعاطی و تقاطع‌گیری نقاط ضعف و قوت و تهدیدات و فرصت‌ها و پرهیز از برجامیزه کردن بی حاصل کشور و با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی برنامه اقدام نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را مبتنی بر حفظ هویت انقلابی و تأسی از سیره و روش حضرت امام خمینی (ره) تنظیم نمایند.

نقشه ترامپ برای اعزام سربازان بیشتر به سوریه

خبرگزاری فارس: نقشه ترامپ برای اعزام سربازان بیشتر به سوریه

مقامات مطلع می‌گویند ترامپ می‌خواهد تحت لوای تشدید مبارزه با داعش و ریشه‌کن کردن این گروه، سربازان بیشتری به مناطق تحت حمایت کردهای سوریه اعزام کند.

 

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، شماری از مقامات آمریکایی به آسوشیتدپرس گفته‌اند که «دونالد ترامپ» به زودی از پنتاگون خواهد خواست، مبارزه با داعش را شدت ببخشد.

این تشدید عملیات شامل اعزام سربازان آمریکایی بیشتر به مناطق تحت تسلط کردهای سوریه خواهد شد.