نگاه امام علی(ع) به سیاست توحیدی است

نوشته شده توسط zohre sadat mousavi. Posted in اخبار

 
آیت الله رمضانی گفت: سیاست از دیدگاه اسلام به معنای اصلاح امور جامعه برای حفظ کرامت افراد آن جامعه است و نگاه امیرالمومنین(ع) در خصوص «سیاست» یک نگاه توحیدی و الهی است.
عقیق:متن زیر مشروح خطبه های این هفته نماز جمعه هامبوگ است که در ادامه می خوانید؛

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله ربّ العالمین و الحمد لله الذی لا مُضادّ له فی مُلکه و لا مُنازِعَ لَهُ فی أمره. الحمدالله الذی لا شریک لَهُ فی خلقه ولا شبیه لَهُ فی عَظَمَتِه (جزء من دعاء الإفتتاح) وصلّی الله علی سیدّنا ونبیّنا محمّد صلّی الله علیه وعلی آله الطاهرین واصحابه المنتجبین.

عبادالله ! أُوصیکم و نفسی بتقوی الله و اتّباع امره و نهیه.

امام علی(ع) شخصیتی جامع و در حقیقت معجزۀ تربیتی پیامبراکرم(ص) با مجموعۀ شرائط زمانش بوده است. زیرا آن حضرت نفس و جان پیامبر اکرم(ص) و برادر و وصّی او بوده و پیامبر رحمت(ص) او را باب علم و حکمت معرّفی کرده است: «أنَا مَدینَةُ العِلمِ وعَلِیٌّ بابُها، فَمَن أرادَ العِلمَ فَلیَأتِ الباب‏؛ من شهر دانشم و علی، دروازه آن است. آن که دانش می‏خواهد، باید از [این‏] دروازه وارد شود».[۱] در جای دیگر فرمودند: «أَنَا دَارُ الْحِکْمَةِ وَ عَلِیٌّ بَابُهَا؛ من خانه حکمت و علی درب آن خانه است‏».[۲]

امام علی(ع) اُلگویی کامل برای نظام سازی و حکومت داری

با توجه به این که امیر المؤمنین (ع) الگویی کامل از حیث معنوی و اخلاقی نیز می باشد، لکن در این مختصر به دنبال تبیین فضایل آن امام هدایت(ع) از منظر قرآن و روایات و یا دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان نیستیم، بلکه روی سخن در خصوص دوران حکومت آن وجود نورانی است که حدوداً پنج سال طول کشیده است. بدین بیان که آن حضرت(ع) در این دوران به عنوان حاکم اسلامی، حکومتی بر اساس قوانین اسلام داشته است. به همین جهت مناسب است نگاه آن حضرت در خصوص «سیاست، حکومت، شرائط حاکم، عدالت» مورد تبیین قرار گیرد تا حاکمان امروزۀ جوامع بشری به اندازه ظرفیت خود از آن حضرت الگو بگیرند.

سیاست از منظر امام علی(ع)

روشن و واضح است که سیاست از دیدگاه اسلام به معنای اصلاح امور جامعه برای حفظ کرامت افراد آن جامعه است.[۳] و نگاه امیرالمومنین(ع) در خصوص «سیاست» یک نگاه توحیدی و الهی است. لذا این دیدگاه با نگاه کسانی که سیاست را فقط برای دنیا و یا کسب قدرت دنبال می کنند، متفاوت است. چراکه آن حضرت(ع) بر اساس نظام توحیدی جهان را آفریدۀ خدای تعالی و او را مالک و حاکم مطلق هستی می داند، چراکه خداوند از منظر آن امام همام(ع) حکیم است، و قوانین مربوط به سعادت و خوشبختی انسانها را براساس حکمت تعیین می کند. از این رو حق حاکمیت با خدا است، چون قانون خدا همۀ شرایط لازم برای ارائه بهترین ضوابط و قواعد زندگی فردی و اجتماعی را دارا است. لذا اطاعت از قوانین الهی ـ البته اگر به گونۀ صحیحی انجام پذیرد ـ انسان را به سعادت و آرامش می رساند. به همین جهت مولای متقیان(ع) در این زمینه فرموده اند: «لکِنَّهُ سُبحانَهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَی العِبادِ أن یُطیعوهُ، وجَعَلَ جَزاءَهُم عَلَیهِ مُضاعَفَةَ الثَّوابِ تَفَضُّلًا مِنه؛ لیکن خدای سبحان، حقّ خود بر بندگان را این قرار داد که اطاعتش کنند و پاداش آنان را بر این اطاعت، از روی لطف و گشایش خویش، چند برابر قرار داد».[۴]

بر این اساس محیط جامعه باید به گونه ای از عدالت و امنیت برخوردار باشد که انسانها برای رشد و تعالی خود، به بندگی خدا پرداخته و به دیگران نیز کمک کنند؛ تا همگان به صفات الهی آراسته شوند. لذا چنین جامعه ای به طور حتم نباید از فقر هلاکت بار رنج ببرد، چرا که اگر عدالت اجتماعی در این جامعه حاکم شود، در چنین وضعیتی ثروت مانند قدرت به صورت عادلانه در میان همه تقسیم و توزیع خواهد شد. بنابراین حاکم اسلامی باید به سامان دادن امور جامعه بپردازد تا مردم از امنیت کامل و رفاه نسبی برخوردار باشند. چه اینکه فرمود: «وَ الأمانَةَ (الإِمامَةَ) نِظاماً لِلُامَّةِ، وَالطّاعَةَ تَعظیماً لِلإِمامَة؛ خداوند امامت را برای سامان یافتن امورات و فرمانبرداری از امام را برای بزرگداشت مقام رهبری واجب کرده است».[۵] سیاست و ساختار حکومت از منظر امیر المؤمنین(ع)، فقط برای سامان یافتن مدیریت امور اقتصادی و اجتماعی، تامین امنیت و آبادی و رفاه مردم نیست؛ بلکه به این جهت نقش اساسی و مهم دارد که در شکل گیری رفتار و اخلاق جامعه و سرشت و سرنوشت معنوی مردم جایگاه برجسته و مهمی پیدا می کند. چه اینکه آن حضرت در این خصوص نیز می فرمایند: «النّاسُ بِامَرائِهِم أشبَهُ مِنهُم بِآبائِهِم‏؛ شباهت مردم به زمامدارانشان بیشتر است تا به پدرانشان».[۶]

از اینرو جایگاه سیاست از نظر امام علی(ع) بیش از یک قرارداد اجتماعی میان مردم و حکومت است. زیرا مبنای اساسی نظام سیاسی از دیدگاه آن بزرگوار(ع) تلاش و مجاهدت مشترک امام و امت برای اعتلای کلمۀ حق و امت است. چرا که امام و امت آن را با جان دل پذیرفته، و ضرورت آن را باور نموده اند. لذا با این نگاه ظلم و ستم به هر قشری از جامعه و با هر وسیله ای و با هر هدفی، هیچ جایگاهی نزد آن حضرت(ع) ندارد؛ و بلکه بسیار بی معنا است. زیرا کسی که درصدد تحقق حق و عدالت است، حتی چنین فکری را در ذهن خود تصور نمی کند. به همین جهت آن حضرت می فرمود: «أَ تَأْمُرُونِّی أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیْه‏؛ آیا مرا فرمان می دهید که پیروزی را طلب کنم به ستم کردن بر کسی که زمامدار او شده ام».[۷]

ویژگی حکومت امیر المؤمنین(ع)

اساسی ترین و مهمترین ویژگی حکومت امام علی(ع) این است که بر اساس ارزش های اخلاقی بنا نهاده شده است. بدین بیان اموری که به عنوان یک ارزش اخلاقی و معنوی برای همگان ثابت است، ـ مانند: حسن عدالت در تمام امور و قبح ظلم و ستم در هر جایی ـ از اصول غیر قابل بازگشت آن حضرت(ع) بوده است. به گونه ای که در هیچ مرحله ای از دوران حکومت آن حضرت(ع) اجازۀ حرکت در خلاف آن اصول داده نشده است. حتی از نگاه آن وجود نورانی در دشمنی با دشمنان نیز باید عدالت را رعایت نمود. چه اینکه خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامینَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لایَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلی‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوی‏؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! همواره برای خدا قیام کنید، و از روی عدالت، گواهی دهید! دشمنی با جمعیّتی، شما را به گناه و ترک عدالت نکشاند! عدالت کنید، که به پرهیزگاری نزدیکتر است!».[۸] البته برای اینکه عدالت از نظر مصداقی و واقعی دچار آفت و آسیب نشود، در اسلام فهرستی از «محرّمات، مباحات و واجبات» که به عمل و رفتار انسان بر می گردد، مشخص شده است، تا وظیفه و تکالیف هر مسلمانی مشخص و معیَّن باشد. همچنان که این تکالیف و وظایف با ارزشهای اخلاقی منافاتی ندارند.

نگاه امیر المؤمنین(ع) به ارزشهای اخلاقی در حکومت

از منظر امام علی(ع) ارزشهای اخلاقی نه فقط در شعار، بلکه در عمل آنقدر اهمیت دارد که در رفتار حاکم باید جلوه ای خاص داشته باشد. لذا در نظر آن حضرت(ع) هر کسی نمی تواند رهبری و مسئولیت مهم جامعه را عهده دار شود، مگر آنکه عالم و آگاه به قوانین و مهمتر از آن، عامل به قوانین باشد. و سعی و تلاش کند اجرای عدالت را اول دربارۀ خودش إجرا کند، سپس در دیگران! به همین جهت در بیانی لطیف و عمیق در این خصوص فرموده اند: «مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ إماما، فَلیَبدَأ بِتَعلیمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلیمِ غَیرهِ، وَ لیَکُن تَأدیبُهُ بِسیرَتِهِ قَبلَ تَأدیبِهِ بِلِسانِهِ؛ و مُعَلِّمُ نَفسِهِ و مُؤَدِّبُها أحَقُّ بِالإِجلالِ مِن مُعَلِّمِ النّاسِ و مُؤَدِّبِهِم؛ هر که خود را در مقام پیشوایی مردم قرار دهد، باید پیش از تعلیم دیگران، به تعلیم خود بپردازد و پیش از آنکه با زبانش تربیت کند، با رفتار خود، تربیت نماید و کسی که آموزگار و مربّی خود باشد، بیشتر سزاوار بزرگداشت است تا کسی که [پیش از خودسازی‏] آموزگار و مربّی دیگران باشد».[۹]

بنابراین سیاست در نگاه امیرالمومنین(ع) این نیست که سیاستمدار هدفی را مشخص سازد و برای رسیدن به آن از هر وسیله ای استفاده کند، بلکه سیاست باید بر اساس مبانی دینی و ارزشی آن بوده، و بر اساس حق و عدالت باشد. لذا آن حضرت(ع) در این خصوص نیز می فرمایند: «فَالْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیَاءِ فِی‏ التَّوَاصُفِ وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ لَا یَجْرِی لِأَحَدٍ إِلَّا جَرَی عَلَیْهِ وَ لَا یَجْرِی عَلَیْهِ إِلَّا جَرَی لَهُ وَ لَوْ کَانَ لِأَحَدٍ أَنْ یَجْرِیَ لَهُ وَ لَا یَجْرِیَ عَلَیْهِ لَکَانَ ذَلِکَ خَالِصاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ دُونَ خَلْقِهِ لِقُدْرَتِهِ عَلَی عِبَادِهِ وَ لِعَدْلِهِ‏ فِی‏ کُلِ‏ مَا جَرَتْ‏ عَلَیْهِ صُرُوفُ قَضَائِهِ وَ لَکِنَّهُ سُبْحَانَهُ جَعَلَ حَقَّهُ عَلَی الْعِبَادِ أَنْ یُطِیعُوهُ وَ جَعَلَ جَزَاءَهُمْ عَلَیْهِ مُضَاعَفَةَ الثَّوَابِ تَفَضُّلًا مِنْهُ وَ تَوَسُّعاً بِمَا هُوَ مِنَ الْمَزِیدِ أَهْلُه؛‏ پس حق، گسترده ‏ترین چیزها در وصف کردن، و تنگ ‏ترین آنهاست در اجرا کردن. حق، به سود کسی جریان نیابد، جز آن‏که به زیانش هم جریان یابد؛ و به زیانش جاری نشود، جز آن‏که به سودش جریان یابد و اگر بنا بود که حق به سود کسی جاری شود و به زیانش جاری نگردد، او خدای سبحان است نه آفریده‏های او، به جهت توانایی ‏اش بر بندگان، و عدالتش در هر چیزی که قضایش بر آن روان است؛ ولی خداوند سبحان، حقّ خود را بر بندگان، اطاعت خویش قرار داد و پاداش آن را دو چندان کرد، از درِ بخشندگی ‏اش و افزون‏دهی‏ای که اهل آن است».[۱۰]

حق حاکم بر مردم، و حق مردم بر حاکم از منظر امیر بیان(ع)

آنچه که در سیاست دینی با این گستردگی معنایی آمده و ظاهرش رابطۀ حاکم و مردم نسبت به یکدیگر است، حقوقی را برای حاکم نسبت به مردم تعیین می نماید که از اهمیّت ویژه ای برخوردار است. چرا که آن حضرت(ع) در این باره فرموده است: «وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ وَ النَّصِیحَةُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ وَ الْإِجَابَةُ حِینَ أَدْعُوکُمْ وَ الطَّاعَةُ حِینَ آمُرُکُم؛‏ امّا حقّ من بر شما وفای به بیعت و خیرخواهی برای من در حضور و پشتِ سر، و اجابتِ دعوت هنگامی که شما را بخوانم و اطاعت فرمان هنگامی که فرمان دهم».[۱۱]

آنحضرت(ع) علاوه بر مطالب پیشین به حق مردم نسبت به حاکم نیز اشاره می نماید و می فرماید: «فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ فَالنَّصِیحَةُ لَکُمْ وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُمْ وَ تَعْلِیمُکُمْ کَیْلَا تَجْهَلُوا وَ تَأْدِیبُکُمْ کَیْمَا تَعْلَمُوا؛ حقّ شما بر من آن است که تا همراهتان هستم، خیرخواهتان باشم، درآمدهای عمومی را برایتان افزایش دهم، شما را بیاموزم تا نادان نباشید و شما را ادب کنم تا یاد بگیرید».[۱۲]

بی شک جوامع امروز بشری به چنین الگویی نیاز دارند، تا بتوانند بشریت را به کرامت واقعی برسانند، و انسانها را در مسیر تعالی و ترقی و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت نایل کنند. و همچنین این جوامع باید به سوی ارزشهای واقعی اخلاقی ـ با توجه به معیارها و ملاکهای ثابت ـ بروند، تا آن مهم تحقق یابد. چرا که رسیدن به این رشد و کمال، مهمترین آرمانی است که همه انسانها آرزوی رسیدن به آن را دارند.

امام جمعه مرکز اسلامی هامبورگ در خطبه های این هفته خود از جنایات صورت گرفته در یمن و سکوت کشورهای مدّعی حقوق بشر انتقاد نمود و افزود: متاسفانه عدّه ای درصدد هستند که جنگ افروزی در سطح دنیا توسعه یابد و لذا کشورها را به جان یکدیگر می اندازند. برخی از این دولت ها از یک طرف صلح دوستی و مقابله با تروریسم را مطرح می کند و از سوی دیگر با حملات مکرّر، مردم یمن را به خاک و خون می کشند و این در حالی است که بسیاری از سازمان های بین المللی و نیز کشورهای اسلامی در برابر این اتفاقات سکوت می کنند.

این وظیفه ماست که امروز در مورد محور شرارت­ها، خشونت­ها و عامل اصلی حمایت از تروریسم سخن بگوییم و منشأ این امور را به بشریت معرفی کنیم. البته بعید است که امروزه کسی منشا ترور و تروریسم را نشناسد و محور شرارت ها در دنیا را نداند. این سوال برای همه آزادی خواهان عالم مطرح است که مدعیان حقوق بشری که خود را مدعی دموکراسی نیز می دانند چرا از افرادی که حتی یک بار تجربه مردم سالاری ندارند، حمایت می­کنند و با شعار حمایت از طلحِ میان بشریت، بزرگ ترین قرار داد تسلیحاتی دنیا با آل سعود را منعقد می­کنند؟ به راستی این سلاح ها به چه کار می آید جز کشت و کشتار مردم مظلومی چون مردم یمن؟

این یک غصّه بزرگ و ننگ تاریخی است که در طی ۸۰۰ روز تجاوز به این کشور مظلوم ۲۶۸۹ کودک، ۱۹۴۲ زن و ۷۹۴۳ مرد غیر نظامی کشته شوند. به راستی اینها به کدامین گناه کشته شدند « بِأَیِّ ذَنبٍ قُتِلَتْ »

این قدرتها از یکسو با برخی از کشورها به اسم حمایت از صلح، قرداد تسلیحاتی می­بندند و از سوی دیگر برخی از کشورهایی که حاضر به سرسپردگی و ذلت در برابر آنان نیستند را تحریم می­کنند. حکایت کار این نوع سناریوها، حکایت آن دزدی است که برای رد گم کردن، او هم همچون مال باخته، داد و فریاد سر می دهد و به دنبال دزد می گردد، در حالیکه دزد خود اوست. امروز داستان این سناریونویسان اینطور شده است که آنها که خود محور ترور، خشونت و ایجاد وحشت در دنیای امروز بشری هستند، شعار مبارزه با تروریسم و خشونت را سر می دهند و آنهایی که در جریان نیستند گمان می کنند که اینها رهبران واقعی مبارزه با تروریسم هستند و حال آنکه در بحث ایجاد رعب و وحشت و حمایت از خشونت، انگشت اتّهام به سمت خود آنها می باشد.

ایشان در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به تعبیر دانشمند مسیحی، جرج جرداق که می گوید: «قُتِلَ عَلِیٌّ فِی مِحْرَابِ عِبَادَتِهِ لِشِدَّةَ عَدْلِهِ؛ امام علی (ع) در محراب عبادت خویش قربانی عدالتش گردید.»، خاطر نشان کرد که اگر امروز علی بن ابیطالب (ع) زنده بود، لب به سخن می گشود و برای نجات انسان های مظلوم فریاد سر می داد و این جنایات را محکوم می کرد و برای برون رفت از آن به تکلیف الهی و انسانی خود عمل می کرد.


پی نوشت:
[۱]. الحاکم‏ النیسابوری، محمّد بن‏ عبد الله، المستدرک علی الصحیحین،‏ تحقیق مصطفی عبد القادر عطا، ج۳، ص۱۳۸، ح۴۶۳۹، بیروت، دار الکتب العلمیّة، چ اول، ۱۴۱۱ق. و علی بن موسی، امام هشتم (ع)، صحیفة الإمام الرضا (ع)، ص۵۸، ح۸۱.
[۲]. الترمذی، محمّد بن عیسی‏، سنن الترمذی، تحقیق عبد الرحمن محمد عثمان، ج۵، ص۳۰۱، ح۳۸۰۷، بیروت، دار الفکر للطباعة والنشر و التوزیع، چ الثانیة، ۱۴۰۳ق. و ابن بطریق، یحیی بن حسن، عمدة عیون صحاح الأخبار فی مناقب إمام الأبرار، ص۲۸۵.

[۳]. (القیامُ علی الشی‏ء بما یُصْلِحه‏؛ سیاست یعنی متولی اصلاح چیزی شدن و به اصلاح امور پرداختن). ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان العرب، ج۶، ص۱۰۸.
[۴]. نهج البلاغة، الخطبة/۲۱۶.
[۵]. همان، الحکمة/۲۵۲.
[۶]. ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، ص۲۰۸، قم، جامعه مدرسین، چ دوم، ۱۴۰۴ق.
[۷]. نهج البلاغة، الخطبة/۱۲۶.
[۸]. المائده/۸.
[۹]. نهج البلاغة، الحکمة/۷۳.
[۱۰]. همان، الخطبة/۲۱۶.
[۱۱]. همان، الخطبة/۳۴.
[۱۲]. همان.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید