نمایش #
عنوان
خبری می رسد از راه، خبر نزدیک است /// آب و آیینه بیارید سحر نزدیک است
تو می آیی و دست های مرا /// پر از عطریاس و سحر می کنی
دوباره جمعه آمد یار ما کو /// خدایا دلبر و دلدار ما کو
خیز و گیر علم بر دوش، کربلا بخوان چاووش /// باده ی بلا را نوش، دوره ی ظهور آمد
بیا و زنگ غم از قلب ما زُدا مهدی(ع) /// به جان مادرپهلو شکسته ات بیا مهدی (ع)
درآ موعود! حسن مطلع این شعر نام توست
نسل ما نسل ظهور است اگر ما خواهيم / اين زمان فصل حضور است اگر ما خواهيم
آقا برای بی کسی دل دعا کنید / فکری به حال و روز دل این گدا کنید
بی خیالیم خیال تو به سرهامان نیست / لقمه نان غصه ما هست ولی هجران نیست
ای پاسخ تمام اگرها و کاش‌ها
در این هوای بهاری شدم دوباره هوایی / بهار می رسد اما بهار من! تو کجایی؟
یابن الحسن، محول والا مقام ما / اعیاد بی تو گشته هلاهل به کام ما
جمعه یعنی در سرت فکر نگارت آمده / جمعه یعنی وقت ناب انتظارت آمده
ای شوق بی کرانۀ شب های جمعه ام / تنهاترین بهانۀ شب های جمعه ام
ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻫﻢ ﮔﺬﺷﺖ ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ / ﺁﺷﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﮐﻪ ﻣﺎﻩ ﺷﺐ ﺗﺎﺭ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ
دوباره بی‌تو دارد این جهان جدید می‌شود / زمین پر از گل و شکوفه‌ی سپید می‌شود
در امتداد خزان ، روزها زمستانی / و در غیاب شما ، آفتاب زندانی
عیدی رسیده است که در آن امید نیست / صدها بهار هم برسد، بی‌تو عید نیست
دارد بهار میرسد اما بدون تو / دارد بهار میشود آقا بدون تو
آسمان غرق خیال است، کجایی آقا؟ / آخرین ساعت سال است، کجایی آقا؟