نمایش #
عنوان
دختر فکر بکر من، غنچه لب چو واکند/ از نمکین کلام خود حق نمک ادا کند
ای دخـــت گــرامـی پـیمبر/ ای سرّ رســول در تو مـضمر
اى بلند اختر که ناموس خداى اکبرى/ عقلِ کل را دخترى و علمِ کل را همسرى
شهر آبستن غم هاست خدا رحم كند/ شهر اين بار چه غوغاست؟! خدارحم كند
یقینا در محبت هیچ کس مادر نخواهد شد/ و بی‌شک مادری صدیقه‌ی اطهر نخواهد شد
باید، خــدا غزل بنویسد برای تو / آرایه های ناب ِ خدایی فدای تو
دمی که فاطمه تسبیح گریه بردارد/پیامی می چکد از چلچراغ شیون او
لگدی خورد به در،،در که نه،،دیوار شکست.
چرا کنارِ علی ، پوشیه به سَر داری؟
بوی دود است که پیچیده ، کجا میسوزد ؟
دنیای ما نبوده برازنده‌ی شما/ سید حمیدرضا برقعی
علیرضا قزوه/ پناه گریه‌ی تنهایی علی (ع) بودی
مادری الحق چه می‌آید به نامت، فاطمه/ می‌دهد از سوی ما مهدی سلامت، فاطمه
شب بی فاطمه ماندم به عزای دل خویش
شعر/میان دست علی ذوالفقار زهرا بود
شبی که گیسوی اطفال خانه شانه نباشد/همان شبی ست که زهرا درون خانه نباشد
دلیلی هست اگر بی تاب و گریان کسی هستم
وای بر من! بهار را كشتند/مادری باردار را كشتند
نشسته ایم کنارت نگاه کن ما را/بگو نمیروی و روبه راه کن ما را
بودی و ندادند جوابی به سوالم/فردا دلم از طعنه و دشنام بگیرد