نقدی بر مقاله هماهنگی معارف قران و کتاب مقدس در موضوع حواء

0

نویسنده مقاله حوا به دنبال اثبات هماهنگی بیانات و معارف قرآن با کتاب مقدس است و می کوشد القاء کند که معارف قرآن در این زمینه برگرفته از تورات و انجیل می باشد، ولی در بررسی ادعاهای ایشان مشخص گردید که این برداشت نادرست است.

 

  •  

چکیده

نویسنده مقاله حوا به دنبال اثبات هماهنگی بیانات و معارف قرآن با کتاب مقدس است و می کوشد القاء کند که معارف قرآن در این زمینه برگرفته از تورات و انجیل می باشد، ولی در بررسی ادعاهای ایشان مشخص گردید که این برداشت نادرست است و میان این دو منبع دین شناخت در بسیاری از موارد اختلاف هست و در زمینه آفرینش حوا نیز هیچ گونه هماهنگی دیده نمی  شود. نویسنده به علت نام گذاری حوا اشاره می کند، ولی در بررسی مشخص گردید که علت ادعا شده درست نیست. در نهایت او در پی اثبات حقارت زن در جامعه بشری و استناد آن به عملکرد حضرت حوا است که این ادعا نیز با بررسی های لازم مردود دانسته شد.

واژه های اصلی: قرآن، حوا، انجیل، تورات و آفرینش.

مقدمه

دایره المعارف الاسلامیه در کشور هلند توسط برخی نویسندگان غیر مسلمان و گاه مسلمان به نگارش در آمد. در این مجموعه که پانزده جلد آن به عربی ترجمه شده، موضوعات گوناگون اعتقادی، فقهی و تاریخی گنجانده شده است. این گونه نوشته ها می تواند با اهداف گوناگونی همراه باشد، از جمله: شناساندن اسلام به دیگران با معرفی نظریات اسلام در مورد موضوعات مختلف، رسیدن به راهی آسان تر برای مبارزه با اسلام، معرفی اسلام با نگاهی غیر اسلامی یا اثبات غیر مستقیم این مطلب که کتب وحیانی پیشین مانند تورات و انجیل آبشخور اسلام است؛ البته راه مقابله با آن اهداف نقد علمی مطالب و پی ریزی بحث های عالمانه می باشد.

نویسندگان دایره المعارف الاسلامیه به موضوعات گوناگونی، از جمله معرفی شخصیت های تاریخی توجه کرده اند و شخصیت «حوا» از جمله این شخصیت ها است و نویسنده مقاله سعی کرده چهره اسلامی حوا را با منابع یهودی تطبیق دهد. مقاله «حواء» در دائره المعارف را می توان به چند بخش تقسیم و هر بخش را با قرآن و روایات اسلامی مقایسه و نقد کرد.

اول: آفرینش حوا

در مقاله حواء آمده است:«حوا همسر آدم است که در بهشت و از دنده چپ آدم، در حالی که در خواب بود و دردی احساس نمی کرد؛ آفریده شد. واگر چنین نبود محبت و مودتی میان مرد و همسر خود به وجود نمی آمد. و چون حوا از یک موجود زنده آفریده شد نام او را حوا گذاشت. آفرینش آدم از خاک و حوا از استخوان به این منجر شد که مرد با گذر زمان زیباتر و زن زشت تر می شود» (دائره المعارف اسلامیه، 8  / 135).

نکات این بخش

1. حوا همسر آدم است.2. حوا در بهشت آفریده شد.3. مواد آفرینش حوا دنده چپ آدم با کیفیتی خاص بود.4. عامل محبت میان زن و مرد، همان شیوه آفرینش حوا می باشد.5. علت نام گذاری به حوا، نوع آفرینش او بود.6. چگونگی آفرینش آدم و حوا، با گذر زمان، در زیبایی و زشتی چهره مردان و زنان مؤثر است.

بررسی

الف: کیفیت آفرینش حوّا در کتاب مقدس

1. تورات

«… ولی آدم بین حیوانات عالم همانندی برای خود نیافت لذا خداوند آدم را به خوابی عمیق فرو برد و در حالی که خواب بود یکی از دنده های او را گرفت و به جای  آن گوشت گذاشت. خداوند با این دنده زنی آفرید و او را نزد آدم آورد. آدم گفت: این زن حالا استخوانی از استخوان من و گوشتی از گوشت من است نام او امرأه باشد چون از أمرء گرفته شده است. به همین علت مرد پدر و مادر خود را رها کرده و با همسر خود یکی می شود و مانند جسمی واحد می گردند». (تورات، سفر پیدایش،  فصل 2، شماره 21 ـ 24). «و آدم زن خود را حوا نامید زیرا که او مادر جمیع زندگان است» (همان 30، آیه 23).

2. تلمود

الف: «خداوند آدم را به خوابی عمیق فرو برد و یکی از دنده هایش را برداشت و در عوض همسری به او عرضه کرد تا وی را خدمت کند». (تلمود، سنمدرین، 139 الف).

ب: «خداوند این نکته را مورد توجه قرار داد که زن را از کدامین عضو آدم بیافریند. او فرمود: من زن را از سر آدم نمی آفرینم تا اینکه سبکسر نگردد و سر خود را از روی نخوت و غرور بالا نگیرد. نه از چشم تا آنکه بسیار کنجکاو نباشد و نه از گوش تا آنکه استراق سمع نکند و سخن چین نشود و نه از دهان تا آنکه پرحرف و وراج به بار نیاید و نه از دل تا آنکه حسود نشود و نه از دست تا آنکه هرزه دست نشود و نه از پا تا آنکه ولگرد نباشد. من زن را قسمتی از بدن آدم که همواره پوشیده و نهفته است می آفرینم تا آنکه موجودی محجوب و عفیف به بار آید» (داستان پیامبران در تورات، تلمود، انجیل و قرآن….، محمد لاریجانی، 13).

ج: چرا مرد به دنبال زن می رود، ولی زن چنین نیست؟این مشابه آن است که مرد چیزی را از دست داده باشد؛ چه کسی به دنبال آن می رود؟ کسی که چیزی گم کرده به دنبال گمشده می رود. دنده ای که حوا از آن ساخته شد، از آدم برداشته شده بود.چرا مرد صورتش را به سمت پائین نگه می دارد و زن به سوی صورت مرد؟چون مرد به آن چه خلق شده می نگرد و زن نیز (همان، ص 14).

ب: چگونگی آفرینش حوا در قرآن و روایات

موضوع آفرینش و پیدایش حیات در زمین از مباحث مهم و پیچیده علم و دین است. در قرآن کریم مباحث کلی آفرینش و آفرینش انسان به طور خاص، با بیان  ها و عبارت های گوناگون مطرح شده است.با توجه به روش اجمال گویی قرآن در مورد مسایل مختلف و اختلاف بیان روایات، در بحث از آفرینش انسان به طور عام و خلقت زوجه آدم به طور خاص، نظریه های متعدد بین صاحب نظران و مفسران به وجود آمده است. در ذیل به طرح برخی آیات مرتبط با موضوع بحث، و بررسی تفاسیر گوناگون می پردازیم.

یک: چگونگی آفرینش حوا در قرآن کریم

آیه نخست: سوره نساء، آیه 1 «یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَه وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیراً وَنِسَاءً». سؤالی که در مورد آیه مطرح می شود، این است که مراد از «خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» چیست؟ در این مورد نظریه های مختلفی بیان شده است.

1. نویسنده تفسیر مجمع البیان: «ذهب اکثر المفسرین الی أنها خلقت من ضلع من اضلاع آدم» (مجمع البیان، 3 / 7). با توجه به این بیان «مِن» در «منها» تبعیضیه معنا شده است.

2. علامه طباطبایی: مراد از نفس واحده آدم و مراد از زوج همسر آدم ـ حوا ـ می باشد. ایشان مراد از «من» را چنین بیان می کند: «وظاهر الجمله اعنی قوله: «وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» انها بیان لکون زوجها من نوع بالتماثل وان هؤلاء الافراد المبثوثین مرجعهم جمیعاً الی فردین متماثلین و متشابهین فلفظه من نشویه و الایه فی مساق قوله تعالی: وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَوَدَّه ورحمه (روم / 21)… فما فی بعض التفاسیر: ان المراد بالایه کون زوج هذه النفس مشتقه منها وخلقها من بعضها وفاقاً لما فی بعض الاخبار: ان الله خلق زوجه آدم من ضلع من اضلاعه مما لادلیل علیه من الایه» (المیزان، 4 / 136).

3. صاحب تفسیر نمونه: نظر علامه را تأیید می کند و قول دیگر را مردود می داند.

4. صاحب تفسیر المنار: آیه را از موضوع بحث خارج کرده اند و می گویند: «لیس المراد بالنفس الواحده آدم بالنص ولا بالظاهر فمن لامسرین من یقول ان کل نداء مثل هذا یراد به اهل مکه او قریش فاذا صح هذا هناجازان یفهم منه بنو قریش ان النفس الواحده هی قریش او عدنان و اذا کان الخطاب للعرب عامه جازان یفهموا منه ان المراد بالنفس الواحده یعرب او قحطان و اذا قلنا ان الخطاب لجمیع اهل الدعوه الی الاسلام ای لجمیع الامم فلا شک ان کل امه تفهم منه ما تعتقده…» (تفسیر القرآن العظیم (المنار)، محمد رشید رضا، 4 / 267).

5. اکثر مفسران اهل سنت: دیدگاه اول را صحیح می دانند و با روایات وارد در باب تطبیق می دهند (التفسیر المنیر ج 4، ص 223)، ولی برخی دیگر از مفسران عامه دیدگاه علامه را صحیح می دانند (تفسیر قاسمی (محاسن التأویل) 2 / 211).

آیه دوم: سوره زمر، آیه 6. «خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَه ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا»

1. علامه طباطبایی: «مراد از نفس واحده آدم ابوالبشر است که آیات مشابه آن را تأیید می کند و مراد از زوج نیز همسر آدم می باشد که از لحاظ آفرینش، آفرینشی مشابه و همانند با او دارد» (المیزان، 17 / 238).

2. آیه الله مکارم شیرازی می نویسد: «تعبیر (ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا) در واقع اشاره به این است که خداوند آدم را آفرید و سپس همسرش را از باقیمانده گِل او خلق کرد. [در ادامه می گوید] روی این حساب آفرینش حوا بعد از آفرینش آدم بوده است و قبل از آفرینش فرزندان ایشان. این نکته نیز لازم به یادآوری است که آفرینش همسر آدم از اجزای وجود آدم نبوده، بلکه از باقیمانده گل او صورت گرفته است چنانچه در روایات اسلامی به آن تصریح شده است و اما روایتی که می گوید حوا از آخرین دنده چپ آدم آفریده شده است، سخن بی اساسی است که از بعضی روایات اسرائیلی گرفته شده و هماهنگ با مطلبی است که در فصل دوم از سفر تکوین تورات تحریف شده کنونی آمده است» (نمونه، 19/ 380).

3. مراغی: مراد آیه را آفرینش مشابه و هم جنس می داند و می نویسد: «ای خلقکم علی اختلاف السنتکم والوانکم من نفس واحده وهی آدم ثم جعل من جنسها زوجها و هی حواء».

4. فخر رازی: در ابتدا آفرینش حوا را از دنده چپ آدم می داند، ولی در ادامه این قول را ضعیف می داند و می گوید: «اقول هذا الکلام مشکل لانه تعالی لما کان قادراً علی ان یخلق آدم ابتداءً فما الذی حملنا علی ان نقول انه تعالی خلق حوا من جزء اجزاء آدم؛ و لم لا نقول انه تعالی خلق حوا ایضا ابتداءً؟» (تفسیر کبیر، 15 / 89).

دو: چگونگی آفرینش حوا در روایات

از آفرینش حوا در روایات اسلامی با بیان های گوناگون یاد شده است. برخی روایات که از صحابه نقل شده، آفرینش او را از دنده چپ آدم دانسته اند و گروه دیگر که از طریق معصوم روایت شده اند، این اعتقاد را نکوهش کرده اند.

1. عن مجاهد فی قوله: «ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا» قال حواء من قصیری آدم وهو نائم فاستیقظ. (جامع البیان عن تأویل آی القرآن، قرآن 6 / 341). این روایت از قتاده نیز نقل شده است (همان).

2. عن السدی قال: اسکن آدم الجنه فکال یمشی فیها وَحْشیاً لیس له زوج یسکن الیها فنام نومه فاستیقظ واذا عند رأسه امرأه. قاعده خلقهاالله من ضلعه فسألها: ما انت؟ قالت امرأه قال و لم خلقت؟ قال تسکن الیّ (همان).

3. عن ابن اسحاق: الفی علی آدم7 السنه ـ فیما بلغنا عن اهل الکتاب من اهل التوراه و غیرهم من اهل العلم عبدالله بن عباس وغیره ـ ثم اخذ ضلعاً من اضلاعه من شقه الایسر و لأم مکانه لحماً و آدم نائم لم یهبب من نومته حتی خلق الله من ضلعه تلک زوجته حواء فسواها امرأه یسکن الیها… [در ادامه عبارت تورات را ذکر می کند.] (همان). این موضوع از زبان معصومان به دو بیان وارد شده است؛ در یک بیان ماده آفرینش دنده چپ آدم دانسته شده است و در بیان دیگر این اعتقاد به شدت نکوهش شده است. این گروه از روایات آفرینش را ابتدایی و مواد آن را باقیمانده گل آدم  می دانند.

1. قال ابوعبدالله7: سمیت حواء حواء لانها خلقت من حی. قال الله ـ عزوجل ـ «خَلَقَکُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَه وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» (بحارالانوار، 11 / 100).

2. عن ابو بصیر: سأل طاوس الیمانی ابا جعفر7: لم سمی آدم آدم؟ قال لانه رفعت طینته من ادیم الارض السفلی قال فِلمَ سمیت حواء حواء قال لانها خلقت من ضلع حی یعنی ضلع آدم (همان). این بیان در روایات مرسله نیز وارد شده است.

3. محمد بن علی بن الحسین باسناده عن زراره بن اعین انه قال: سئل ابوعبدالله7 عن خلق حواء و قیل له ان عندنا أناساً یقولون: ان الله خلق حوا من ضلع آدم الایسر الاقصی فقال7: سبحان الله و تعالی عن ذلک علواً کبیراً یقولون! من هو یقول؟ ان الله لم یکن له من القدره ما یخلق لادم زوجه من غیر ضلعه ویجعل للمتکلم من اهل التشنیع سبیلاً الی الکلام ان یقول: ان ادم کان ینکح بعضه بعضاً اذا کانت من ضلعه ما لهؤلاء حکم لله بینا و بینهم… (وسائل الشیعه، 20 / 352).

4. عن عمرو بن ابی المقدام عن ابیه قال: سألت ابا جعفر7 من ایّ شیء خلق الله حواء؟ فقال7 ای شیء یقولون هذا الخلق؟ قلت یقولون ان الله خلقها من ضلع من اضلاع آدم. فقال7 کذبوا کان یعجزه ان یخلقها من غیر ضلعه؟ فقلت جعلت فداک یابن رسول الله من ای شیء خلقها فقال: اخبرنی ابی عن آیاته قال: قال رسول الله9: ان الله تبارک وتعالی قبض قبضه من طین فخلقها بیمینه و کلتا یدیه یمیین فخلق منها آدم و فضلت فضله من الطین فخلق منها حواء. علامه مجلسی چند توجیه درباره مراد از جمله «کلتا یدیه یمین» ذکر کرده است.

1. مراد از دست،  قدرت است و یمین کنایه از قدرت خداوند بر مبنای لطف،  احسان و رحمت می باشد و شمال کنایه از قدرت خداوند بر مبنای غضب و بلاها می باشد و مراد از اینکه هر دو دست خداوند یمین است، این است که غضب خداوند نیز لطف و خیر است. 2. منظور کامل بودن و بدون نقص بودن خداوند است. 3. مراد یمین ملک است که با آن دستور می دهد و اینکه هر دو دست او در کمال و قدرت یکسان هستند (بحارالانوار، 11 / 106).

ج: فقه و آفرینش حوا

نزاع در چگونگی آفرینش حوا در برخی ابواب فقه تأثیر گذاشته است. تعدادی از فقها در بحث تمییز مرد و زن بودن خنثی راه هایی را پیشنهاد می کنند که یکی از آن ها شمارش دنده های فرد است. گفته اند: اگر دنده دو طرف بدن مساوی باشد، آن فرد زن وگرنه مرد است. این ادعا را با این روایت که حوا از دنده آدم خلق شده، لذا مردان از سمت چپ سینه یک دنده کمتر از زنان دارند، مستدل کرده اند و گفته اند زنان مجموعاً 18 دنده و مردان 17 دنده دارند. این فتوا از طرف بزرگانی مانند: شیخ مفید، سید (ره)، ابن ادریس و… نقل شده است (المهذب البارع، 4 / 427).

در کتاب های فقهی دیگر نیز در باب زنا چنین آمده است: اگر فردی زنا کرد و فرزندی متولد شد، این کودک از نظر فقهی به گونه ای که احکام ابوّت و بنوّت جاری شود ـ به پدر و مادر منتسب نمی شود، ولی در پاسخ به این سؤال که آیا این کودک به پدر و مادر خود حرام می شود یا نه؟ برخی از فقها قایل به حرمت شده اند؛ زیرا به هر حال این کودک از طریق مرد متولد شده است و از طرفی نیز انسان نمی تواند با خود یا جزئی از خود ازدواج کند. این دسته از فقها چنین استدلال کرده اند: «کما ورد فی بعض النصوص [الوارده] النافیه لخلق حواء من آدم» (جواهر الکلام، 29 / 257).

د: علت نام گذاری حوا

همان گونه که بیان روایات در چگونگی آفرینش مختلف بود، در نام گذاری نیز میان روایات اختلاف وجود دارد. در برخی روایات علت نام گذاری همان است که در مقاله وارد شده است، یعنی نوع آفرینش حوا در نام گذاری او مؤثر بود. نمونه ای از روایات چنین است: «حکی اسدی عن ابی صالح وابی مالک عن ابن عباس عن مره عن ابن مسعود وعن ناس من الصحابه انهم قالوا: اخرج ابلیس من الجنه واسکن آدم الجنه فکان یمشی فیها وحشیاً لیس له فیها زوج یسکن الیها فنام نومه فاستیقظ وعند رأسه امرأه قاعده خلقهاالله من ضلعه. فسألها ما انت؟ قالت: امرأه قال ولم خلقت؟ قالت لتسکن الیّ فقالت له الملائکه ینظرون ما بلغ من علمه: ما اسمها یا آدم؟ قال حواء ولم کانت حواء؟ قال لانها خلقت من شیء حی» (تفسیر طبرسی، 1 / 103؛ بحارالانوار، 46 / 325).

صدر این روایت هماهنگ با تورات است، ولی ذیل آن با تورات همخوانی ندارد و به نظر می رسد اجتهاد راوی باشد. به هر حال این روایت ارسال سندی دارد. همچنین اسباط بن نصر در سلسله سند روایت قرار دارد که علماء رجال او را کثیر الخطا در بیان روایات توصیف کرده اند، لذا روایت قابل استناد نمی باشد. از برخی روایات شیعه استفاده می شود که خداوند همسر آدم را حوا نامید و حضرت آدم7 در این نام گذاری دخالتی نداشت.

 نمونه ای از روایات این گروه چنین است: امام صادق7 بعد از بیان چگونگی آفرینش حوا، می فرماید: نَظَر (آدم) الی خلق حسن یشبه صورته غیر انها انثی فکلّمها وکلّمته بلغته فقال لها من انت؟ فقال انا خلق خلقتنی الله تعالی کما تری فقال آدم عند ذلک: یا رب ما هذه الخلق الحسن الذی قد آنسنی قربه و النظر الیه؟ فقال الله تعالی: یا آدم هذه امتی حوا…» (قصص الانبیاء، 61؛ النور المبین فی قصص الانبیاء و المرسلین، 62 و…).

نقد:

آن چه گفته شد، بخشی از متن مقاله حواء و مطالبی از مفسران شیعه و اهل سنت در موضوع مورد بحث و برخی روایات و آیات ناظر به خلقت حوا بود. اینک به بررسی آنها می پردازیم.

1. تورات فعلی آفرینش حوا را از دنده چپ آدم می داند و تصریح می کند که خداوند متعال بعد از آفرینش آدم برای این که حضرت تنها نباشد، خواب را بر او مسلط کرد و دنده ای از او جدا نمود و جای آن را با گوشت پر کرد و سپس حوا را آفرید. این بیان با تمام جزئیات در بخشی از روایات اسلامی وارد شده است، ولی در قرآن کریم نیامده است؛ بلکه قرآن با اجمال از موضوع آفرینش حوا گذشته است.

2. تورات علت آفرینش حوا را تنها بودن آدم ذکر می کند، ولی قرآن کریم علت خلق حوا را رسیدن به آرامش روحی ـ روانی مرد و ایجاد نسل می داند. به عبارت روشن در تورات زن (حوا) طفیل مرد و در قرآن مکمل اوست.

3. در قرآن کریم سخنی از اسم همسر آدم به میان نیامده، ولی در تورات و روایات اسلامی نام او ذکر شده است.

4. همان طور که در مبانی بحث بیان شد، خداوند قادر مطلق و نسبت به هر کاری توانا می باشد. با این مقدمه باید گفت: با توجه به ظاهر برخی روایات صحیح، علت آفرینش حوا از دنده آدم باید ناشی از عدم قدرت خداوند در خلقت ابتدائی او باشد که با مبنای بحث ـ که با دلایل عقلی و نقلی فراوان همراه است ـ  سازگار نمی باشد. پس این گونه روایات که خلقت را از دنده چپ آدم می دانند، قابل استناد نمی باشند.

5. بخشی از روایات تفسیری از منابع اهل کتاب به منابع اسلامی راه یافته اند، لذا بنابر نظر بسیاری از صاحب نظران عنوان روایت اسرائیلی حامل بار منفی و مردود است، پس این گروه از روایات قابل استناد نمی باشند. برخی دیگر از صاحب نظران این عنوان را خنثی دانسته اند و گفته اند روایاتی که با دلیل معتبر دیگر تأیید شود، قابل استناد است که در هر صورت در مورد بحث ثمره ای ندارد.

6. برخی کتب اهل کتاب مانند تلمود علت آفرینش حوا از دنده آدم را عفیف ماندن همیشگی زن معرفی می کنند، در حالی که این اراده تکوینی خداوند در خارج محقق نشد و برعکس نوع زنان میل به خودنمایی و تبرج دارند. پس این علت مردود است. همین موضوع باعث رد اصل ادعا می گردد، زیرا تخلف از اراده تکوینی خداوند محال است.

7. گفته شد قرآن کریم آفرینش حوا را با اجمال ـ «وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» ـ بیان کرده است و این امر باعث شد روایات اسرائیلی مورد پذیرش مسلمانان واقع شوند و در نهایت به کتب تفسیری راه یابند. در حالی که این گونه آیات هیچ دلالتی بر آفرینش حوا از دنده آدم ندارند؛ زیرا ماده «خلق» به معنای آفرینش ابتدایی است، اما ادعای این روایات آفرینش او از موجودی دیگر بود. علاوه این که آیاتی مانند « وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِنْ  أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجاً…» (روم / 21) جوابی به روایات است، زیرا در این آیه و آیات مشابه آفرینش زنان به مردان نسبت داده شده است؛ حال آنکه تنها جایی که این مسئله ادعا شده است، آفرینش حوا می باشد. نتیجه این که معنای «من» در این آیات تبعیضیه نیست، بلکه یا نشویه است (المیزان، 4 / 136) یا به معنای ابتدای غایت می باشد (تفسیر کبیر، 9 / 161) که در هر صورت ادعای روایات ثابت نمی شود.

8 . در آیه ششم سوره زمر از آفرینش حوا با فعل «جعل» و در سوره نساء با فعل «خلق» یاد شده است. در مورد علت تغییر در تعبیر باید چنین گفت:ماده «خلق» در اصل به معنای اندازه گیری مستقیم است، ولی در مورد ایجاد و ابداع شیء، بدون حالت پیشین، به کار می رود. این معنا بیشتر در مورد خداوند کاربرد دارد (مفردات راغب، 296). ماده «جعل» که لفظ عام است، نسبت به افعال به کار می رود و در چند مورد از جمله ایجاد چیزی از چیز دیگر کاربرد دارد (همان، 197).

راه جمع دو بیان این است که بگوییم حوا مانند آدم7 آفرینشی نو و ابتدایی داشت، لذا در آیه اول سوره نساء لفظ «خلق» به کار رفت، ولی در سوره زمر چون خدا در مقام بیان زمان خلقت بود و عطف نیز با «ثم» صورت گرفت، آفرینش او ناظر به آفرینش آدم7 می باشد. در این جا اعجاز بیانی قرآن اقتضا می کند فعل «جعل» به کار رود که بر این مطلب دلالت دارد. با توجه به بیان برخی روایات صحیح در مسئله، که خلقت حوا را از باقیمانده گل آدم می دانند، این دو تعبیر توجیه می شود.

9. در مورد همراهی برخی روایات اهل بیت: با روایات اهل سنت چند توجیه را می توان بیان کرد: اول: روایات در مقام تقیه صادر شده اند یا حوا از طینت استخوانی از استخوان های آدم آفریده شد. این دو توجیه در گفتار علامه مجلسی آمده است (بحارالانوار، 11 / 126). دوم: این گونه تعابیر کنایی اند و منظور این است که جهت جسمانی و حیوانی در زنان از مردان قوی تر است. این مطلب را فیض کاشانی در توجیه روایت ذکر کرده است (تفسیر عیاشی، 1 / 216). سوم: روایت در مقام بیان فرق نداشتن میان زن و مرد می باشد و بیان می کند که مرد از زن و زن از مرد است (کاشف، 1 / 85).

10. در تورات و روایات اسرائیلی چنین آمده بود: خداوند هنگام آفرینش حوا خواب را بر آدم7 مسلط کرد و در آن حال دنده ای از او جدا نمود و حوا را آفرید. تعبیر فوق گویای این مطلب است که خداوند در پی آن است که آدم7 از کیفیت خلقت آگاه نشود! این در حالی است که آدم7 در همان لحظه نخست که حوا را می بیند، می گوید: این استخوانی از استخوان های من و گوشتی از گوشت های من است. این گونه تعابیر دوگانگی در بیان و پریشانی گفتار را نتیجه می دهد.

11. نتیجه گفتار این شد: در قرآن کریم از آنچه در برخی از کتب مذهبی هست، مانند این که زن از مایه پست تر از مایه مرد آفریده شد یا زن جنبه طفیلی و چپی دارد و همسر آدم اول از عضوی از اعضای طرف چپ او آفریده شد، خبری نیست.

12. علت نام گذاری حوا در تورات و روایات اسرائیلی هماهنگ با نوع آفرینش بیان شده است و گفته شده این نام گذاری به آن دلیل است که مادر همه زندگان است یا چون از یک موجود زنده آفریده شد، حوا نام گرفت! این بیان در صورتی صحیح است که ریشه لفظ حوا از «حیی» باشد، اما لغت دانان گفته اند ریشه آن «حوّ» به معنای سرخی مایل به سیاهی است. (لسان العرب، 3، 407). این تعبیر بیانگر زیبایی چهره حوا می باشد و برخی روایات نیز آن را تأیید می کنند، مانند: «حق تعالی نیکویی چهره و زیبایی و جمال را میان همه آدمیان و حوا صد جزء آفرید که نود و نه بخش را به حوا و یک جزء را به همه آفریده ها داده است» (قصص الانبیاء، 37). در ادامه باید گفت اصل نام گذاری ـ با توجه به روایات صحیح ـ از ناحیه خداوند صورت گرفت و حضرت آدم نقشی در آن نداشت.

13. در مقاله آمده است که نوع آفرینش و مواد آن در زیبا یا زشت شدن چهره مرد و زن مؤثر است.

در این مورد باید گفت: اولاً: این مطلب در منبع آدرس داده شده نیامده است. ثانیاً: این سخن تنها یک ادعا می باشد و واقعیت ندارد، زیرا سختی های زایمان و امور دیگر باعث پیری زودرس در زنان می باشد؛ نه نوع و مواد آفرینش. ثالثاً: تلازمی میان خلقت از استخوان با زشت شدن چهره با گذشت زمان و زیبا شدن چهره با آفرینش از خاک وجود ندارد! اگر چنین باشد، باید زن نیز مانند مرد به مرور زمان زیبا شود، چون استخوان مرد نیز از خاک گرفته شده است.

14. برخی از مفسران این ادعا را مخالف حس دانسته اند، زیرا دنده های زن و مرد یکسان است. استفاده فقها نیز از این روایات در تشخیص خنثی، تنها پذیرش اصل موضوعی است و لازم است در آن تجدید نظر شود. البته باید گفت برخی از فقها به این فتوا جواب داده اند. مرحوم محقق در شرایع می گوید: «روایت از نظر سند ضعیف است و استدلال و احتجاج شیخ مفید و سید مرتضی به اجماع نیز صحیح نیست، زیرا اجماع تحقق ندارد» (شرایع الاسلام، 4 / 45).

 منابع

1. ابن خلف نیشابوری، ابواسحاق ابراهیم بن منصور، قصص الانبیاء، انتشارات زرین و نگارستان،  تهران، 1381 ش.

2. ابن کثیر الدمشقی، اسماعیل، تفسیر القرآن العظیم، داراحیاء اتراث العربی، بیروت، 1413 ق.

3. ابن منظور، لسان العرب، داراحیاء التراث العربی، بیروت،  1408 ه‍ .

4. ابوالقاسم الحلی، جعفر بن حسن نجم الدین، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، منشورات دارالاضواء، بیروت، 1403 ه‍ .

5. جزایری، سید نعمت الله، النور المبین فی قصص الانبیاء، المرسلین.

6. جوادی آملی، عبدالله، توحید در قرآن، مرکز نشر اسراء،  قم.

7. حلبی، ابن فهد، المهذب البارع، جامعه مدرسین، قم، 1412 ه‍ .

8. حویزی، عبد علی بن جمعه، نورالثقلین، موسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم 1415 ه‍ .

9. د، فتنت مسیله، حوا والخطیئه فی التوراه والانجیل والقرآن،  موسسه معارف، بیروت، بی تا.

10. دیاری، محمد تقی، پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن، دفتر پژوهش و نشر سهروردی، تهران، 1379.

11. ذهبی، محمدحسین، التفسیر والمفسرون، دارالکتب الدینیه، قاهره، 1381 ه‍ .

12. رازی، فخرالدین، تفسیر کبیر (مفاتیح الغیب)، دارالکتب الاسلامیه، بیروت.

13. راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، المکتبه الرضویه، تهران، 1332 ش.

14. راوندی، قطب الدین، قصص الانبیاء، موسسه هادی، قم، 1418 ه‍ .

15. رضا، محمد رشید، تفسیر القرآن العظیم (المنار)، داراحیاء التراث العربی، بیروت، بی تا.

16. زحیلی، وهبه، التفسیر المنیر، دارالفکر المعاصر، بیروت، بی تا.

17. السمرقندی، بن عیاش، تفسیر عیاشی، ابی النفر محمدبن مسعود، مکتبه العلمیه الاسلامیه، تهران،  بی تا.

18. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، جامعه مدرسین حوزه علمیه، قم، 1417 ه‍ .

19. الطبری، محمد بن جریر، جامع البیان عن تأویل آی القرآن، مرکز البحوث والدراسات العربیه والاسلامیه، بی جا، بی تا.

20. العاملی، الحر، وسایل الشیعه، آل البیت لاحیاء التراث، قم، 1414 ه‍ .

21. عیدوردانی،  قصه الخلق من العرش الی الفرش، نشر الشرکه العصریه والمرکز الرولی للنشر، بی جا، بی تا.

22. فضل بن حسن، الطبرسی، امین الاسلام، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ناصر خسرو، تهران، 1365.

23. قاسمی، محمدجمال الدین، محاسن التاویل (تفسیر قاسمی)، موسسه تاریخ عربی، بیروت،  بی تا.

24. کاشف، محمد جواد مغنیه، دارالعلم للملایین، بیروت، بی تا.

25. لاریجانی، محمد، داستان پیامبران در تورات، تلمود، انجیل و قرآن…، انتشارات اطلاعات،  تهران، 1380.

26. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، موسسه الوقاء، بیروت، بی تا.

27. مراغی، احمد مصطفی، تفسیر مراغی، دارالکتب العلمیه، بیروت، 1418 ه‍ .

28. مکارم شیرازی، و همکاران، ناصر، نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1373 ش.

29. نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، مکتبه الاسلامیه، قم 1266 ه‍ .

30. نقی پورفر،  ولی الله، بررسی شخصیت اهل بیت در قرآن، مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران، بی تا.

31. ویلیام گلمن و هنری مَرتِن، کتاب مقدس، ترجمه: فاضل خان همدانی، انتشارات اساطیر، تهران، 1380 ش.

نویسنده: جلی ـ ایزنبرگ ( j . Eisenberg)

بررسی و نقد: علیرضا نوبری/کارشناسی ارشد تفسیر و علوم قرآن

دکتر محمد حسن زمانی/عضو هیئت علمی جامعه المصطفی العالمیه

منبع: مجله قرآن پژوهی خاورشناسان شماره 5

 411 total views

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید